برگردان به زبان ساده
خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
برهد از خر تن در سفر مصدر او
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که با شور و نشاط جانش از این بدن موقتی میرود و در سفر به سوی حقیقت برمیخیزد.
خلع نعلین کند وز خود و دنیا بجهد
همچو موسی قدم صدق زند بر در او
هوش مصنوعی: کسی که از دلبستگی به دنیا و مادیات رها شود و با تمام وجود به سوی حق حرکت کند، مانند موسی که با صداقت و حقیقت به درگاه خداوند میرود، قدم برمیدارد.
همچو جرجیس شود کشته عشقش صد بار
یا چو اسحاق شود بسمل از آن خنجر او
هوش مصنوعی: عشق میتواند به اندازهای انسان را تحت تأثیر قرار دهد که مانند جرجیس به خاطر آن بارها کشته شود یا همچون اسحاق، به خاطر محبت دلی از خنجر محبوبش رنج ببیند.
سر دیگر رسدش جز سر پردرد و صداع
مغفرت بنهد بر فرق سرش مغفر او
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز درد و رنج به سرش نمیرسد و تنها نشانهای از آمرزش بر سرش خواهد بود.
کیله رزقش اگر درشکند میکائیل
عوضش گاه بود خلد و گهی کوثر او
هوش مصنوعی: اگر روزی روزگاری روزی کسی قطع شود، خداوند آن را با نعمتهای بهشتی جایگزین میکند و او را از برکات و رحمتهای دیگر بهرهمند میسازد.
پدر و مادر و خویشان چو به خاکش بنهند
شود او ماهی و دریا پدر و مادر او
هوش مصنوعی: زمانی که پدر و مادر و نزدیکان فردی او را به خاک بسپارند، او به مانند ماهی در دریا میشود و پدر و مادرش میشوند دریا برای او.
عشق دریای حیات است که او را تک نیست
عمر جاوید بود موهبت کمتر او
هوش مصنوعی: عشق مانند دریایی از زندگی است و تنها یک عمر کوتاه را به افراد میبخشد که این نعمت کمتر از آن است که بتوان به طور کامل از آن بهرهمند شد.
میرود شمس و قمر هر شب در گور غروب
میدهدشان فر نو شعشعه گوهر او
هوش مصنوعی: شمس و قمر هر شب در غروب به گور میروند و بخشی از نور و زیبایی او را به نمایش میگذارند.
ملک الموت به صد ناز ستاند جانی
که بود باخبر و دیده ور از محشر او
هوش مصنوعی: فرشته مرگ به آهستگی جان انسانی را میگیرد که در مورد روز قیامت آگاهی داشت و از آن مطلع بود.
تن ما خفته در آن خاک به چشم عامه
روح چون سرو روان در چمن اخضر او
هوش مصنوعی: بدن ما در خاک آرام گرفته، اما روح ما مانند سروی در باغی سبز و زیبا به وحود خودش ادامه میدهد.
نه به ظاهر تن ما معدن خون و خلط است
هیچ جان را سقمی هست از این مقذر او
هوش مصنوعی: ظاهر بدن ما پر از خون و مایعات است، اما هیچ کس دچار بیماری واقعی نیست، بلکه ضعف و آسیب روحی است که ما را رنج میدهد.
در چنین مزبله جان را دو هزاران باغ است
پس چرا ترسد جان از لحد و مقبر او
هوش مصنوعی: در این دنیا، اگرچه زندگی ممکن است در شرایط سخت و آزاردهندهای سپری شود، اما در واقعیت، روح انسان دارای امکانات و زیباییهای زیادی است. بنابراین، فایدهای ندارد که انسان از مرگ و محل دفن خود بترسد.
آنک خون را چو می ناب غذای جان کرد
بنگر در تن پرنور و رخ احمر او
هوش مصنوعی: آن کس که خونش به مانند شراب خالص، جان را تغذیه میکند، به بدن درخشان و چهره سرخ او بنگر.
هله دلدار بخوان باقی این بر منکر
تا دو صد چشمه روان گردد از مرمر او
هوش مصنوعی: بیا ای محبوب، باقی این را هم برای من بخوان تا از لطافت وجودت، صدها چشمه زلال و زنده از دل سنگی من جاری شود.