برگردان به زبان ساده
تو جام عشق را بستان و میرو
همان معشوق را میدان و میرو
هوش مصنوعی: جام عشق را بگیر و به میخوارگی برو، چون معشوق را خوب بشناس و در ادامه نیز به راهت ادامه بده.
شرابی باش بی خاشاکِ صورت
لطیف و صاف همچون جان و میرو
هوش مصنوعی: بخشیدنی باش که درونت خالی از زواید و ناپاکیهاست، مانند روحی پاک و شفاف که با شراب سرخوشی و شادابی درآمیخته است.
یکی دیدار او صد جان به ارزد
بده جان و بخر ارزان و میرو
هوش مصنوعی: دیدار او به اندازهی هزار جان ارزش دارد، پس جانت را بده و این ارزش را به دست بیاور، هرچند ممکن است این خرید ارزان باشد. روی به سوی او کن و اقدام کن.
چو دیدی آن چنان سیمینبری را
بده سیم و بنه همیان و میرو
هوش مصنوعی: اگر زیبایی همچون آن سیمینبر را دیدی، وسایل و اموال خود را بگذار و به سوی او برو.
اگر عالم شود گریان تو را چه؟
نظر کن در مه خندان و میرو
هوش مصنوعی: اگر در دنیا همه چیز بر وفق مراد نباشد و تو ناراحت و گریان باشی، نگران نباش. به زیباییها و شادیهای اطراف خود نگاه کن و از آنها لذت ببر.
اگر گویند زرّاقی و خالی
بگو هستم دوصد چندان و میرو
هوش مصنوعی: اگر بگویند که غم و اندوهی وجود ندارد، من با اطمینان میگویم که درد و رنجی بیشتر از آنچه تصور میکنند، در من هست و میروم.
کلوخی بر لب خود مال با خلق
شکر را گیر در دندان و میرو
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که اگر در زندگی با مشکلات یا چالشهایی مواجه شویم، باید آنها را پشت سر بگذاریم و بر روی چیزهای مثبت تمرکز کنیم. در واقع، مانند کشیدن یک کلوخ از روی لب، نباید اجازه دهیم که موانع ما را متوقف کنند. در عوض، بهتر است از لحظات شیرین و خوش زندگی لذت ببریم و به جلو حرکت کنیم.
بگو: " آن مه مرا باقی شما را
نه سر خواهیم و نی سامان" و میرو
هوش مصنوعی: بگو: "آن ماه من برای شما نخواهد ماند و نه سر و سامان خواهم داشت." و برو.
کی است آن مه خداوند شمس تبریز
درآ در ظل آن سلطان و میرو
هوش مصنوعی: کیست آن محبوبی که مانند خورشید درخشان است؟ بیا و در سایه این پادشاه باصفا و با طراوت قدم بزن.