برگردان به زبان ساده
روم به حجره خیاط عاشقان فردا
من درازقبا با هزار گز سودا
هوش مصنوعی: به یک کارگاه خیاطی میروم، جایی که عاشقان در آینده انتظار دارم. در آنجا با هزاران آرزو و امید بلندپروازانه حاضر خواهم شد.
ببردت ز یزید و بدوزدت بر زید
بدین یکی کندت جفت و زان دگر عذرا
هوش مصنوعی: تو را به یزید میبرد و به زید میدوزد، بدین ترتیب یکی از آنها را برای تو همدم و دیگری را دلبر قرار میدهد.
بدان یکیت بدوزد که دل نهی همه عمر
زهی بریشم و بخیه زهی ید بیضا
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که بدان که کسی ممکن است دل تو را در طول زندگی، با سخنان شیرین و محبت آمیز ببافد و دوخته باشد، و همچنین ممکن است مانند یک جادوگر، تواناییهای ویژهای داشته باشد.
چو دل تمام نهادی ز هجر بشکافد
به زخم نادره مقراض اهبطوا منها
هوش مصنوعی: وقتی دلات را به خاطر دوری کسی کاملاً تسلیم کنی، این درد مانند یک زخم عمیق باز میشود.
ز جمع کردن و تفریق او شدم حیران
به ثبت و محو چو تلوین خاطر شیدا
هوش مصنوعی: از جمع و تفریق او در حیرت ماندم، مانند ثبت و محو که دل شیدای من را به رنگهای مختلف درآورده است.
دلست تخته پرخاک او مهندس دل
زهی رسوم و رقوم و حقایق و اسما
هوش مصنوعی: دل مانند یک تخته پر از خاک و کثافت است که مهندس آن ، دل است. ای خوشا به حال آن که با قوانین و نوشتهها و حقایق و نامها آشنا باشد.
تو را چو در دگری ضرب کرد همچو عدد
ز ضرب خود چه نتیجه همیکند پیدا
هوش مصنوعی: وقتی شخصی تو را در جایی دیگر مورد ضرب و آزار قرار دهد، مانند عددی که از ضرب خود نتیجهای به دست میآورد، تو نیز باید ببینی که چه نتیجهای از این تجربه به دست میآوری.
چو ضرب دیدی اکنون بیا و قسمت بین
که قطرهای را چون بخش کرد در دریا
هوش مصنوعی: وقتی در موقعیتی قرار گرفتی که به تو صدمهای وارد شده، حالا بیایید و بین هم تقسیم کنید. اگر یک قطره را در دریا تقسیم کنیم، چه تأثیری خواهد داشت؟
به جبر جمله اضداد را مقابله کرد
خمش که فکر دراشکست زین عجایبها
هوش مصنوعی: با اجبار، تمام مخالفان را به چالش کشید. خمش (در اینجا به معنی حالتی از اندیشه یا تفکر) به این نتیجه رسید که در این شگفتیها، تفکر در شکست است.