برگردان به زبان ساده
آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او
صد کیر خر در کون او، صد تیز سگ در ریش او
آن نادان که از رشگنی و حسادتش، عیسی مایهٔ رنج او است، امیدوارم الاغی در او بسپوزد و سگی بر ریشش تیز کند. (تیز : باد معده، و «تیز سگ در ریش او» دشنامی معروف بوده همچون «سگ برینه به ریشت» که امروزه میگویند)
خر صید آهو کی کند؟ خر بوی نافه کی کشد؟
یا بول خر را بو کند یا گه بود تفتیش او
خر هرگز نمی تواند آهویی را شکار کند یا مشک و عبیر ببوید. کارِ او بوییدنِ شاشهٔ خران دیگر یا ورانداز کردنِ پشکل است.
هر جوی آب اندر روَد، آن ماده خر بولی کند
جو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او
آن خر ماده در هر جوی آبی که پای میگذارد، در آن میشاشد. این کار او موجب پلیدی رودخانه نمیشود (دریا برای سگی نجس نمیشود) ولی باید آن خر را تشنگی داد و از آب دور کرد.
خر ننگ دارد زآن دغل، از حق شنو بل هم اضل
ای چون مخنث غنج او، چون قحبگان تخمیش او
چه جای خر؟ که خر هم از چنین موجودی ننگ دارد.سخن خداوند را بشنو که میگوید «آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراهترند». پس او بدتر از خر است. او مانند مردان مفعول، ناز و عشوه میکند و، مانند فواحش، بدن مشتریان را میخراشد. (تَخْمیش : آهسته خراشیدن و پنجه انداختن)
خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابد
من دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او
من دیگر زبان درمیکشم و سخن نمیگویم، تا خود خداوند، او را برای همیشه روسیاه و شرمگین کند.من در ساقی میآویزم زیرا از جمّاشی و عشوهگریِ او مست شدهام.