برگردان به زبان ساده
تازه شد از او باغ و بر من
شاخ گل من نیلوفر من
هوش مصنوعی: به واسطهٔ او، باغ تازه و زیبا شده است، اما در زندگی من، فقط شاخ گل و نیلوفر باقی مانده است.
گشته است روان در جوی وفا
آب حیوان از کوثر من
هوش مصنوعی: روح من در مسیر محبت و وفا جاری شده و از سرچشمهای زلال و مقدس تغذیه میکند.
ای روی خوشت دین و دل من
ای بوی خوشت پیغامبر من
هوش مصنوعی: ای روی زیبا، تو دین و ایمان من هستی و ای عطر خوش تو، پیام آور من است.
هر لحظه مرا در پیش رخت
آیینه کند آهنگر من
هوش مصنوعی: هر لحظه مرا تحت نظر خود قرار میدهد، مانند آینهای که آهنگر به آن نگاه میکند.
من خشک لبم من چشم ترم
این است مها خشک و تر من
هوش مصنوعی: من لبهای خشک و چشمان اشکآلود دارم. این حالت من نشاندهندهای از نوعی گفتمان عاطفی است که هم خشکی و هم ترسالی را در وجودم دارد.
آن کس که منم خاک در او
میکوبد او بام و در من
هوش مصنوعی: کسی که من هستم، به خاطر او، خاک بر سر میکوبم؛ او در واقع سرزمین و ورودی زندگی من است.
آن کس که منم پابسته او
میگردد او گرد سر من
هوش مصنوعی: آن کسی که من هستم، به او وابسته میشود و او دور من میچرخد.
باده نخورم ور ز آنک خورم
او بوسه دهد بر ساغر من
هوش مصنوعی: اگر باده ننوشم، اما اگر نوشیدنی وجود داشته باشد، او باید بر لیوان من بوسه بزند.
پستان وفا کی کرد سیه
آن دایه جان آن مادر من
هوش مصنوعی: به یاد میآورم که وفا و صداقت را چه کسی از من دریغ کرد؛ آن مادر مهربان که جانم را به او تقدیم میکنم.
از من دو جهان صد بر بخورد
چون آید او اندر بر من
هوش مصنوعی: وقتی او به من نزدیک میشود، دو جهان در وجود من تجلی میکند و این حضور باعث میشود که تجربهای عمیق و بینظیر از زندگی داشته باشم.
دزدار فلک قلعه بدهد
چون گردد او سرلشکر من
هوش مصنوعی: زمانی که دزدی آسمانی به مقام سرلشکری من برسد، قلعه را به او خواهد داد.
بربند دهان غماز مشو
غماز بس است آن گوهر من
هوش مصنوعی: سکوت کن و زبان به غیبت نگشای، زیرا که از این کار برای من دردسر و مشکل ایجاد میشود.