برگردان به زبان ساده
ای که
به هنگامِ درد راحتِ جانی مرا
وِی
که به تلخیِ فقر گنجِ روانی مرا
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که در زمانهای سخت و درد، آرامشدهندهی جان منی و کسی که در تلخی فقر، ثروت روحم را به من هدیه میدهی.
آنچه
نبردهست وهم عقل ندیدهست و فهم
از تو
به جانم رسید قبله از آنی مرا
هوش مصنوعی: آنچه که عقل نتوانسته است درک کند و خیال نتوانسته آن را تصور کند، به جانم رسیده و به من نشان داده که تو چقدر برایم مهمی.
از کرمت من به ناز مینگرم در بقا
کی بفریبد شها دولت فانی مرا؟
هوش مصنوعی: من به لطف تو نگاه میکنم و با ناز زندگی را میبینم. به فکر این نیستم که آیا این نعمتهای ناپایدار میتوانند مرا فریب دهند یا نه.
نَغمَت آنکس که او مژدهی تو آورَد
گرچه
به خوابی بوَد به ز اَغانی مرا
هوش مصنوعی: صدای آن کس که بشارت تو را بیاورد، حتی اگر در خواب باشد، برای من از همه آهنگها بهتر است.
در رکعات نماز هست خیال تو شه!
واجب و
لازم چنانک سَبع مَثانی مرا
هوش مصنوعی: در نمازهای خود همواره به یاد تو هستم، همانطور که سورهی حمد برایم واجب و ضروری است.
در گنه کافران رحم و شفاعت تو راست
مهتری
و سروری! سنگدلانی مرا
هوش مصنوعی: تو ای مهتر و سرور، در برابر گناهکاران و کافران، رحم و شفاعت تو وجود دارد. اما من با سنگدلانی روبرو هستم که دلهایشان به سختی مبدل شده است.
گر کرم لایزال عرضه کند مُلکها
پیش نهد
جملهای کنز نهانی مرا
هوش مصنوعی: اگر بخشش بیپایان خداوند مملکتهای بزرگ را به کسی بدهد، پس برای من جملهای را از خزانههای پنهانش قرار بده.
سجده
کنم من ز جان روی نهم من به خاک
گویم از اینها همه عشق فلانی مرا
هوش مصنوعی: من از روی عشق به او، جانم را به خاک میگذارم و سجده میکنم.
عمر ابد پیش من هست زمان وصال
زانک نگنجد در او هیچ زمانی مرا
هوش مصنوعی: در زندگی من، عمر ابدی وجود دارد که در آن زمان وصال و دیدار نمیگنجد؛ زیرا هیچ زمانی نمیتواند تمام احساسات و توقعات مرا در بر گیرد.
عمر، اَوانیست
و وصل، شربت صافی در آن
بی تو
چه کار آیدم رنج اَوانی مرا ؟
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک زمان محدود است و ارتباط با تو، همچون نوشیدنی زلال و شیرین در این زمان. اما چه فایدهای دارد که در این زندگی، با وجود اینکه از تو دورم، رنج ببرم؟
بیست
هزار آرزو، بود مرا پیش از این
در هوسش
خود نماند هیچ امانی مرا
هوش مصنوعی: قبل از این، آرزوهای زیادی در دل داشتم که به دنبال آنها بودم، اما اکنون هیچ امیدی برای برآورده شدنشان ندارم.
از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک
گوید
سلطان غیب: «لَستَ تَرانی» مرا
هوش مصنوعی: از مهربانی او به من این اطمینان را داد که میگوید: "تو مرا نمیبینی، اما من در کنارت هستم."
گوهر معنی اوست پر شده جان و دلم
اوست
اگر گفت نیست ثالث و ثانی مرا
هوش مصنوعی: عمیقترین و ارزشمندترین معنا و حقیقت در وجود من نهفته است و تمام وجود من به او وابسته است. اگر کسی بگوید که غیر از او موجود دیگری هست، من آن را قبول ندارم.
رفت
وصالش به روح جسم نکرد التفات
گرچه
مجرد ز تن گشت عیانی مرا
هوش مصنوعی: هر چند که به وصالش رسیدم، اما روح من به جسم توجهی نکرد. حتی وقتی از بدن جدا شدم، هنوز وجودم را به صورت واضح درک کردم.
پیر
شدم از غمش لیک چو تبریز را
نام بری بازگشت جمله جوانی مرا
هوش مصنوعی: من در اثر غم او پیر شدم، اما وقتی نام تبریز را میآورم، دوباره حس جوانی به سراغم میآید.