برگردان به زبان ساده
ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟
ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا ؟
ای کسی که تمام خوبیها از تو نشئت میگیرند! تو کدام اینانی؟ کدام یک ازینها تو را نشان میدهند؟ ای گلی که در باغ ما (باغ مجاز است از دل) جوانه کرده ای، پس چرا پیدایت نمیکنم؟ (شاعر میگوید حواس پنجگانه و عقل و وهم و خیال از دیدن آن گل تازه شکوفا در دل که آن گل هم مجاز از پدید آمدگی کشش عشق است، عاجز اند.)
سوسن با صد زبان از تو نشانم نداد
گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا
به جست و جوی تو ای گل، سراغت را از سوسن گرفتم مگر اینکه بتواند با وجود گلبرگ های زیادِ همچون زبانش که مدعی بیان و سخنوری اش کرده اند نشانی از تو به من بدهد ولی او هم اظهار عجز کرد و گفت از منِ سوسن با اینهمه فضل(صد زبان داشتن) کاری جز دعا و ثنا کردن بر نمیآید. برو خدا روزیتو یجا دیکه حواله کنه...
از کف تو ای قمر باغِ دهان پرشکر
وز کف تو بیخبر با همه برگ و نوا
ای کسی که مانند قمر درخشانی! دهن به لطف توست که مانند باغی حرف هایی به زیبایی گل و شیرینی شکر میزند (اشاره شاعر به اشعار خارج شده از دهانش) با اینحال با وجود اینهمه زاد و توشه و الدرم بلدرم های ادبی حواسش نیست که مرجع این لطف دستان بخشنده توست.
سرو اگر سر کشید در قد تو کی رسید
نرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او تو را
هوش مصنوعی: اگر سرو بر افراشته شود و قد تو را ببیند، هیچ نمیتواند به قامت تو برسد. و اگر نرگس چشم بر تو دوخته باشد، چیزی از زیبایی تو نخواهد دید.
مرغ اگر خطبه خواند شاخ اگر گل فشاند
سبزه اگر تیز راند هیچ ندارد دوا
هوش مصنوعی: اگر پرندهای آواز بخواند، یا درختی گل بدهد، یا سبزهای به سرعت رشد کند، هیچکدام به تنهایی مفهومی ندارند و درمانی هم محسوب نمیشوند.
شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود
ابر حریفِ گیاه، صبر حریف ضیا
هوش مصنوعی: آب گل از باران میرسد، اما دل آدمی به وسیله صبر به آرامش میرسد. باران میتواند به گیاهان کمک کند تا رشد کنند، در حالی که صبر میتواند دل انسان را تسکین دهد.
هر طرفی صف زده مردم و دیو و دده
لیک در این میکده پای ندارند پا
هوش مصنوعی: در هر گوشهای مردم و موجودات شگفتانگیز صف کشیدهاند، اما در این میکده (محل نوشیدن) هیچکس جرأت ورود ندارد.
هر طرفیام بجو هر چه بخواهی بگو
ره نبَری تار مو تا ننمایم هدی
هوش مصنوعی: هرجا که بروی و هر چیزی که بخواهی بگویی، اگر به حقیقت نرسی و فقط به ظواهر پردازی ک پاسخ نخواهی گرفت.
گرم شود روی آب از تپش آفتاب
باز هَمَش آفتاب برکشد اندر علا
هوش مصنوعی: اگر تابش آفتاب باعث گرم شدن سطح آب شود، باز هم نور آفتاب به حیات و رویش آن در عالم ادامه خواهد داد.
بر برَدَش خرد خرد تا که ندانی چه بُرد
صاف بدزدد ز دُرد شعشعه دلربا
آنرا بالا میبَرَد، کمکم میبرد تا متوجه نشوی. جنس خوب را میدزدد و بد را میگذارد آن شعشعهی دلربا. ( بر یعنی بالا، خردخرد یعنی کمکم)
زین سخن بوالعجب بستم من هر دو لب
لیک فلک جمله شب میزندت الصلا
هوش مصنوعی: از این حرف شگفتانگیز، من دهانم را بستهام، اما به هر حال آسمان در تاریکی شب تو را صدا میزند.