برگردان به زبان ساده
سر به گریب اندَرَست صوفی اسرار را
تا چه برآرد ز غیب عاقبت کار را
هوش مصنوعی: صوفی با سر در گریبان، در حال تفکر و تأمل است تا ببیند عاقبت کارهای پنهانی و اسرار غیبی چه نتیجهای خواهد داشت.
می که به خُمِ حقست راز دلش مطلقست
لیک بر او همدقست عاشق بیدار را
هوش مصنوعی: نوشیدنی که در خمرهٔ حقیقت قرار دارد، راز دل آن به طور کامل و بیچون و چراست، اما عاشق دلسوختهای نیز هست که همچنان در درد و رنج به سر میبرد.
آب چو خاکی بُده باد در آتش شده
عشق به هم برزده خیمهٔ این چار را
هوش مصنوعی: وقتی آب به خاک تبدیل میشود و باد در آتش قرار میگیرد، عشق تمام این چهار عنصر را در هم میآمیزد و به خیمهای شکل میدهد.
عشق که چادرکشان در پی آن سرخوشان
بر فلک بینشان نور دهد نار را
هوش مصنوعی: عشق مانند چادری است که سرخوشیها را زیر آن پنهان میکند و به آسمان میتابد، بیآنکه نشانی از خود یا از سوزناک بودنش باقی بگذارد.
حلقهٔ این در مزن لاف قلندر مزن
مرغ نهای پر مزن قیر مگو قار را
هوش مصنوعی: به این در در نزن و ادعای بیخود نکن، تو که مرغی و نه قناری، پس چرا صدایت را بلند میکنی؟
حرف مرا گوش کن بادهٔ جان نوش کن
بیخود و بیهوش کن خاطر هشیار را
هوش مصنوعی: به حرف من گوش بده و از شراب جان بنوش. بیخود و بیهوش شو و به فکر هشیاری خود نباش.
پیش ز نفیِ وجود خانهٔ خَمار بود
قبلهٔ خود ساز زود آن در و دیوار را
هوش مصنوعی: در زمان غفلت از وجود، مکانی که همیشه در آن مستی و سرخوشی وجود دارد، باید به سرعت آن را برای خود به عنوان محل قبلهگاه انتخاب کنی.
مست شود نیکمست از میِ جام الست
پر کن از میپَرست خانهٔ خمار را
نیک در اینجا یعنی تمام و کاملا
دادِ خداوند دین شمسِ حقست این ببین
ای شده تبریز چین آن رخ گلنار را
داد یعنی دهش و عطا