برگردان به زبان ساده
آمد بهار خرم آمد نگار ما
چون صد هزار تنگ شکر در کنار ما
هوش مصنوعی: بهار خوش و زیبا فرا رسیده و معشوقهام نیز آمده است. او مانند صدها ظرف شیرین کنار من قرار دارد و شادی و لطافت را به وجودم آورده است.
آمد مهی که مجلس جان زو منورست
تا بشکند ز باده گلگون خمار ما
هوش مصنوعی: مهی بر سر رسیده که مجلس روح و جان ما را روشن و پرنور میکند، تا با نوری که از بادهی سرخ و خوشگوار میگیرد، حالت خوابآلودگی ما را بشکند.
شاد آمدی بیا و ملوکانه آمدی
ای سرو گلستان چمن و لاله زار ما
هوش مصنوعی: خوشحال هستی که آمدهای و با شکوه و عظمت به جمع ما پیوستهای، ای درخت خوشعطر و زیبایی که در باغ و گلزار ما میدرخشی.
پاینده باش ای مه و پاینده عمر باش
در بیشه جهان ز برای شکار ما
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، همیشه درخشان و جاودان بمان. عمرت طولانی باد تا همیشه در عالم با قدرت و زیبایی، مایوس از شکار ما، بهترینی.
دریا به جوش از تو که بیمثل گوهری
کهسار در خروش که ای یار غار ما
هوش مصنوعی: دریا به خاطر وجود تو به تکاپو افتاده است، زیرا تو چه گوهری بینظیر و باارزش هستی که در سختیها نیز درخشش خود را حفظ میکنی. ای دوستی که در کنار ما هستی و همیشه در یاد ما خواهی ماند.
در روز بزم ساقی دریاعطای ما
در روز رزم شیر نر و ذوالفقار ما
هوش مصنوعی: در روزی که مردم مشغول لذت و جشن هستند، ما از بخششهای خداوند بهرهمند میشویم، و در روزهای نبرد، ما شجاعت و قدرتی همچون شیر و شمشیر معروف علی بن ابیطالب را داریم.
چونی در این غریبی و چونی در این سفر
برخیز تا رویم به سوی دیار ما
هوش مصنوعی: وضعیت تو در این غریبی و در این سفر چگونه است؟ حرکت کن تا به سوی سرزمین خود برویم.
ما را به مشک و خم و سبوها قرار نیست
ما را کشان کنید سوی جویبار ما
هوش مصنوعی: ما به عطر و شراب و جامها نیاز نداریم، شما ما را به سمت جویباری که دوست داریم بکشید.
سوی پری رخی که بر آن چشمها نشست
آرام عقل مست و دل بیقرار ما
هوش مصنوعی: به سمت چهره زیبایی که نگاهش بر ما افتاده است، عقل ما در حال مستی و دلمان در حال بیقراری است.
شد ماه در گدازش سوداش همچو ما
شد آفتاب از رخ او یادگار ما
هوش مصنوعی: ماه در حال ذوب شدن و در آتش عشق، مانند ما شده است. آفتاب نیز از چهره او یادگاری برای ما به جا گذاشته است.
ای رونق صباح و صبوح ظریف ما
وی دولت پیاپی بیش از شمار ما
هوش مصنوعی: ای روشنی صبح و زیبایی دلنواز ما، و ای نعمت پیوستهای که از تعداد ما بیشتر است.
هر چند سخت مستی سستی مکن بگیر
کارزد به هر چه گویی خمر و خمار ما
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در مستی و شادکامی هستی، اما افت نکن و بیخیالی نکن. در هر کاری که انجام میدهی، به آن ادامه بده و به هر چیزی که در مورد ما گفته میشود، گوش بده.
جامی چو آفتاب پرآتش بگیر زود
درکش به روی چون قمر شهریار ما
هوش مصنوعی: به سرعت و با شدت، مانند آفتاب سوزان، آن جام را در دست بگیر و در چهره زیبای خود به نمایش بگذار، همانطور که قمر، پادشاه ما، خود را نشان میدهد.
این نیم کاره ماند و دل من ز کار شد
کار او کند که هست خداوندگار ما
هوش مصنوعی: این کار نیمهتمام باقی ماند و دل من از آنچه انجام دادهام خسته شد. خداوندی که بر ما حاکم است، کارهای او را انجام میدهد.