برگردان به زبان ساده
در این دم همدمی آمد خمش کن
که او ناگفته می داند خمش کن
هوش مصنوعی: در این لحظه، یک همراه به دور و برت آمده است؛ سکوت کن، زیرا او چیزهایی را که باید گفته شوند، به خوبی درک میکند.
ز جام باده خاموش گویا
تو را بیخویش بنشاند خمش کن
هوش مصنوعی: از جام شراب خاموش بنوش و به نظر میرسد که بیآنکه کسی کنارت باشد، آرام در جایی نشستهای. سکوتت را حفظ کن.
مزن تشنیع بر سلطان عشقش
که او کس را نرنجاند خمش کن
هوش مصنوعی: به او انتقاد نکن که عشق سلطان اوست، زیرا او هیچکس را ناراحت نمیکند. سکوت کن.
اگر در آینه دم را بگیری
تو را از گفت برهاند خمش کن
هوش مصنوعی: اگر در آینه به خودت خوب نگاه کنی، میتوانی از گفتن بسیاری از حرفها و ایجاد تنشها جلوگیری کنی. آرامش خود را حفظ کن و به خودت توجه کن.
ز گردشهای تو می داند آن کس
که گردون را بگرداند خمش کن
هوش مصنوعی: آن کس که آسمان را به چرخش درآورده، از تحولات و تغییرات زندگی تو آگاه است؛ پس آرام باش و خویشتندار.
هر اندیشه که در دل دفن کردی
یکایک بر تو برخواند خمش کن
هوش مصنوعی: هر فکر و اندیشهای که در دل خود پنهان کردهای، بهتدریج همانها به تو باز خواهد گشت و تو را به چالش خواهند کشید، پس بهتر است که آنها را کنار بگذاری و درگیرشان نشوید.
ز هر اندیشه مرغی آفریند
در آن عالم بپراند خمش کن
هوش مصنوعی: هر تفکری، مثل پرندهای، باید به پرواز درآید و در دنیای خود و بالای سر خود آزادی پیدا کند؛ بنابراین، باید آرامش و سکوت را حفظ کنی و از تنشها دوری کنی.
یکی جغد و یکی باز و یکی زاغ
که یک یک را نمیماند خمش کن
هوش مصنوعی: یک جغد، یک باز و یک زاغ وجود دارند، اما هیچکدام از آنها نمیتوانند در کنار یکدیگر آرام و بیصدا بمانند.
گر آن مه را نمیبینی ببینی
چو چشمت را بپیچاند خمش کن
هوش مصنوعی: اگر آن ماه را نمیبینی، وقتی که چشمت به او نمیرسد، سکوت کن و چیزی نگو.
از این عالم و زان عالم مگو زانک
به یک رنگیت می راند خمش کن
هوش مصنوعی: از این دنیای فانی و آن عالم باقی صحبت نکن، زیرا رنگ و طعم زندگی در هر دو یکی است؛ پس خودت را آرام کن و بیفکری نکن.