برگردان به زبان ساده
ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
هوش مصنوعی: ای دوست، بیمعطلی به پیش من بیا و لحظهای توقف نکن. زخمهای ناشی از عشق را با شجاعت و استقامت درمان کن.
گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه
ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
هوش مصنوعی: اگر ما را بر سینه دریا بگذاری، نگران نباش؛ یا اگر ما را بر گنبد بلند قرار دهی، ما را در آنجا نیز بر نخواهی داشت.
ازواج موافق را شربت ده و دم دم ده
امشاج منافق را درهم زن و برهم زن
هوش مصنوعی: به آنان که با هم سازگارند، شادی و لذت ببخش و به کسانی که نفاق و دوگانگی دارند، بینظمی و آشفتگی را القا کن.
اکسیر لدنی را بر خاطر جامد نه
مخمور یتیمی را بر جام محرم زن
هوش مصنوعی: برای انسانی که به علم و بصیرت نرسیده است، افکار و ایدههای عمیق نگذار و نیاور، زیرا او هنوز در سطحی از شناخت قرار دارد که نمیتواند این مفاهیم را درک کند. همچنین، به کسی که هنوز تجربه و درک کامل ندارد، مسئولیتهای سنگین نده و او را در موقعیتی قرار نده که ممکن است به بیراهه برود.
در دیده عالم نه عدلی نو و عقلی نو
وان آهوی یاهو را بر کلب معلم زن
هوش مصنوعی: در نگاه جهانیان، نه عدلی تازه وجود دارد و نه عقلی نوین، و این آهوی یاهو را به سگی که درس میدهد، بسپار.
اندر گل بسرشته یک نفخ دگر دردم
وان سنبل ناکشته بر طینت آدم زن
هوش مصنوعی: در میان گلها، یک نفس جدید درد و رنج من را همراه دارد و آن سنبل زیبا که هنوز از بین نرفته، به طبیعت انسان افزوده شده است.
گر صادق صدیقی در غار سعادت رو
چون مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن
هوش مصنوعی: اگر راستگو و حقیقتگو هستی، در مسیر خوشبختی مانند یک مرد مسلمان باید بر سرزمین مسلمانان استوار باشی.
جان خواستهای ای جان اینک من و اینک جان
جانی که تو را نبود بر قعر جهنم زن
هوش مصنوعی: عزیزم، تو جان منی و اکنون من هستم و تو هم جان دیگری. اگر تو را به من نرسانی، مرا به جهنم ببر.
خواهی که به هر ساعت عیسی نوی زاید
زان گلشن خود بادی بر چادر مریم زن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در هر لحظه عیسی جدیدی از آن گلشن ظهور کند، باید بادی بر چادر مریم بوزی.
گر دار فنا خواهی تا دار بقا گردد
آن آتش عمرانی در خرمن ماتم زن
هوش مصنوعی: اگر به فکر فنا هستی، پس بگذار آن آتش زندگیات، در خرمن سوگ و غم روشن بماند تا به بقای واقعی دست یابی.
خواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسه
آن کحل اناالله را در عین دو عالم زن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که دو عالم را با هم یکی کنی و به یک حالت یکسان برسانی، باید به حقیقت و باطن آنها توجه کنی و در دیدگاه عمیقتری به آنها نگاه کنی.
من بس کنم اما تو ای مطرب روشن دل
از زیر چو سیر آیی بر زمزمه بم زن
هوش مصنوعی: من فکر میکنم که دیگر بس است، اما تو ای نوازندهی باصفا، وقتی از زیر درخت سیر عبور میکنی، بر روی آهنگ آرامی بخوان.
تو دشمن غمهایی خاموش نمیشایی
هر لحظه یکی سنگی بر مغز سر غم زن
هوش مصنوعی: تو هر لحظه به غمها و مشکلات خود دقت کن و نگذار که به آرامش تو آسیب بزنند. همواره با مشکلات و چالشها بجنگ و نباید بگذاری که آنها روی تو تاثیر منفی بگذارند.