برگردان به زبان ساده
شد ز غمت خانهٔ سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم
هوش مصنوعی: از غم تو، دل من پر از افسوس و حزن شده و در جستجوی تو، دلام به هر مکان و گوشهای رفته است.
در طلب زُهرهرخِ ماهرو
مینگرد جانب بالا دلم
هوش مصنوعی: من در تلاش برای جلب توجه زهره، به چهره ماه خیره شدهام و دلم از شوق بالا میرود.
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت بر این سقف مصفا دلم
هوش مصنوعی: در پی غم او سفر کردم و در نهایت از روی دست تقدیر، دل شاد خود را به این فضای پاک و روشن سپردم.
آه که امروز دلم را چه شد!
دوش چه گفته است کسی با دلم؟
هوش مصنوعی: امروز احساس عجیبی دارم و نمیدانم چرا. دیروز کسی برای قلبم حرفهایی زد که هنوز در ذهنم مانده است.
از طلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم
دل من به دنبال گوهر عشق همچون دریا موج میزند و خروش میکند.
روز شد و چادر شب میدَرَد
در پی آن عیش و تماشا دلم
هوش مصنوعی: صبح فرا رسید و شب به آرامی کنار رفت. من نیز در پی لذت و تماشای زیباییهایم.
از دل تو در دل من نکتههاست
اه چه ره است از دل تو تا دلم
هوش مصنوعی: از دل تو به دل من نکات و رازهایی انتقال یافته است. آه، چقدر فاصله است بین دل تو و دل من!
گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم
هوش مصنوعی: اگر بر دل من رحمی نکنید، وای بر حال دلم! دردِ دلم را فقط خودم میدانم.
ای تبریز از هوس شمس دین
چند رود سوی ثریا دلم
هوش مصنوعی: ای تبریز، مرا از آرزوی شمس دین دور نکن، چرا که دلم به سمت ستاره ثریا میرود.