برگردان به زبان ساده
چند قبا بر قد دل دوختم
چند چراغ خرد افروختم
هوش مصنوعی: مدت زیادی را صرف دوختن لباس برای دل کردهام و همچنین شماری از چراغهای خرد را روشن کردهام.
پیر فلک را که قراریش نیست
گردش بس بوالعجب آموختم
هوش مصنوعی: من به پیر فلک، که هیچ آرامشی ندارد، آموختم که چرخش او بسیار عجیب و غریب است.
گنج کرم آمد مهمان من
وام فقیران ز کرم توختم
هوش مصنوعی: من از کرم تو بهرهمند شدم و به خاطر لطف تو، نیازمندیهایم را تامین کردم. اکنون مهمان من شدهای و گنجی از محبتات به من رسیده است.
حاصل از این سه سخنم بیش نیست
سوختم و سوختم و سوختم
هوش مصنوعی: نتیجهی کلام من تنها این است که بارها و بارها احساس سوختن را تجربه کردهام.
بر مثل شمعم من پاکباز
ریختم آن دخل که اندوختم
هوش مصنوعی: من همچون شمعی هستم که در راه عشق و وفا سوخت و تمامی داشتههایم را در این راه نثار کردم.
بس که بسی نکته عیسی جان
در دل و در گوش خر اسپوختم
هوش مصنوعی: من به خاطر انبوه نکتههای عمیق و زیبا درباره عیسی روح در دل و گوش یکی از موجودات بیفهم، دلسرد شدهام.
بس که اذا تم دنا نقصه
تا بنگوید صنم شوخ تم
هوش مصنوعی: بسیار به دست آمده است که در نهایت نابود میشود؛ پس بگذار تا بگوید، ای مجسمهی بازیگوش!