برگردان به زبان ساده
در وصالت چه را بیاموزم
در فراقت چه را بیاموزم
هوش مصنوعی: نمیدانم در حضور تو چه چیز را یاد بگیرم و در غیبتت چه چیزی را باید فرابگیرم.
یا تو با درد من بیامیزی
یا من از تو دوا بیاموزم
هوش مصنوعی: یا تو با آلام من همدردی کنی، یا من از تو راهی برای درمان دردهایم بیاموزم.
میگریزی ز من که نادانم
یا بیامیز یا بیاموزم
هوش مصنوعی: اگر از من دوری میکنی، آیا به این خاطر است که من نادان هستم؟ پس یا خود را با من تطبیق بده، یا به من چیزهای تازهای بیاموز.
پیش از این ناز و خشم میکردم
تا من از تو جدا بیاموزم
هوش مصنوعی: قبل از این، به خاطر جداییام از تو، ناز و خشم میکردم تا بتوانم Lessons از تو یاد بگیرم.
چون خدا با تو است در شب و روز
بعد از این از خدا بیاموزم
هوش مصنوعی: از آنجا که خداوند همیشه در هر زمان و مکان نگاهمان میکند، پس باید از او یاد بگیرم و درس بگیرم.
در فراقت سزای خود دیدم
چون بدیدم سزا بیاموزم
هوش مصنوعی: در دوری تو، عاقبت کار خود را دیدم و وقتی آن را مشاهده کردم، فهمیدم که باید از آن درس بگیرم.
خاک پای تو را به دست آرم
تا از او کیمیا بیاموزم
هوش مصنوعی: میخواهم گرد و غبار پای تو را به دست آورم تا از آن هم چیزهای ارزشمندی بیاموزم.
آفتاب تو را شوم ذرّه
معنیوالضحی بیاموزم
هوش مصنوعی: من به نور تو، که همچون آفتاب میدرخشی، خواهش میکنم که بیاموزم ذرهای از عمق و زیباییهای زندگی را.
کهربای تو را شوم کاهی
جذبهٔ کهربا بیاموزم
هوش مصنوعی: من به دنبال این هستم که مانند کاهی، جذب زیبایی تو شوم و از درخشش و خاصیت تو بهرهمند گردم.
از دو عالم دو دیده بردوزم
این من از مصطفی بیاموزم
هوش مصنوعی: من از دو جهان دو چشم خود را میدوزم و از پیامبر مصطفی علم و آگاهی میآموزم.
سِرّ مازاغ و ماطغی را من
جز از او از کجا بیاموزم
هوش مصنوعی: من از کجا میتوانم راز مازاغ و ماطغی را جز از او یاد بگیرم؟
در هوایش طواف سازم تا
چون فلک در هوا بیاموزم
هوش مصنوعی: من در فضای او دور میزنم تا مانند آسمان در اوج آموختههایم را گسترش دهم.
بند هستی فروگشادم تا
همچو مه بیقبا بیاموزم
هوش مصنوعی: من خود را از قید و بندهای وجود رها کردهام تا مانند ماهی که با لباس نرم و نازک خود در آسمان میدرخشد، بیاموزم و رشد کنم.
همچو ماهی زره ز خود سازم
تا به بحر آشنا بیاموزم
هوش مصنوعی: من خود را همچون ماهی برای یادگیری از دریا آماده میکنم.
همچو دل خون خورم که تا چون دل
سیر بیدست و پا بیاموزم
هوش مصنوعی: من مانند دلی که از غم خون میخورد، انتظار میکشم تا وقتی که دل سیر شود و بدون هیچ دغدغهای یاد بگیرم.
در وفا نیست کس تمام استاد
پس وفا از وفا بیاموزم
هوش مصنوعی: در وفاداری هیچکس به کمال نمیرسد، بنابراین من باید وفاداری را از خود وفا یاد بگیرم.
ختمش این شد که خوش لقای منی
از تو خوش خوش لقا بیاموزم
هوش مصنوعی: نتیجه این شد که از دیدن تو، لذتی میبرم و از این خوشلقایی، درسهایی میگیرم.