برگردان به زبان ساده
صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
چون بوی تو بیامد دیدم که زنده بودم
هوش مصنوعی: بارها مردم و جانم را از دست دادم و امتحان کردم، اما وقتی بوی تو به مشامم رسید، متوجه شدم که هنوز زندهام.
صد بار جان بدادم وز پای درفتادم
بار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم
هوش مصنوعی: من بارها جانم را فدای عشق تو کردهام و از پا افتادهام، اما هر بار که صدای تو را میشنوم، دوباره زندگی تازهای آغاز میکنم.
تا روی تو بدیدم از خویش نابدیدم
ای ساخته چو عیدم وی سوخته چو عودم
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات را دیدم، خودم را فراموش کردم، ای کسی که مرا مانند عید شاداب کردی و در عین حال چون عود سوخته به حال و روز من پی بردی.
دامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرم
آن باز بازگونه چون مرغ درربودم
هوش مصنوعی: در درون من نگاهی وجود دارد که مرا به عشق میکشاند. مثل پرندهای که به دام افتاده، احساس میکنم که به عشق نیاز دارم و باید دوباره آن را تجربه کنم.
ای شعلههای گردان در سینههای مردان
گردان به گرد ماهت چون گنبد کبودم
هوش مصنوعی: ای آتشهای درون سینههای مردان، همچون گنبد آبی، در اطراف ماهت میچرخید.
آن ساعت خجسته تو عهدها ببسته
من توبهها شکسته بودم چنانک بودم
هوش مصنوعی: آن زمان زیبا که تو با من پیمان میبستی، من به خاطر گذشتهام، عهد و پیمانهایی را که شکسته بودم، دیگر توجهی نداشتم و مثل همان زمان قبلی بودم.
عقلم ببرد از ره کز من رسی تو در شه
چون سوی عقل رفتم عقلم نداشت سودم
هوش مصنوعی: عقل من از مسیر دور شد زمانی که تو به من رسیدی. وقتی به سوی عقل خود رفتم، متوجه شدم که عقل من به من فایدهای نمیرساند.