برگردان به زبان ساده
نو به نو هر روز باری می کشم
وین بلا از بهر کاری می کشم
هوش مصنوعی: هر روز با مشکلات جدیدی روبهرو میشوم و این درد و رنج را به خاطر انجام کارهایم تحمل میکنم.
زحمت سرما و برف ماه دی
بر امید نوبهاری می کشم
هوش مصنوعی: در سرمای سخت و برفهای دیماه، به انتظار روزهای بهاری و گرم چشم دوختهام.
پیش آن فربه کن هر لاغری
این چنین جسم نزاری می کشم
هوش مصنوعی: در برابر آن فرد چاق و فربه، هر کس که لاغر باشد را مانند این جسم نازک و ضعیف به زحمت میکشم.
از دو صد شهرم اگر بیرون کنند
بهر عشق شهریاری می کشم
هوش مصنوعی: اگرچه مرا از دو صد شهر طرد کنند، برای عشق و محبت، هر جا که باشم، سختی را تحمل میکنم.
گر دکان و خانهام ویران شود
بر وفای لاله زاری می کشم
هوش مصنوعی: اگر خانه و مغازهام خراب هم شود، من برای وفای یک لالهزار تلاش میکنم.
عشق یزدان پس حصاری محکم است
رخت جان اندر حصاری می کشم
هوش مصنوعی: عشق الهی برای من مانند دیواری مستحکم است و من جانم را در این دیوار محکم نگاه میدارم.
ناز هر بیگانه سنگین دلی
بهر یاری بردباری می کشم
هوش مصنوعی: برای هر نوع محبت و زیبایی از طرف یک فرد غریبه، تحمل و صبر زیادی از خود نشان میدهم.
بهر لعلش کوه و کانی می کنم
بهر آن گل بار خاری می کشم
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن زیبایی او، هر سختی و زحمتی را متحمل میشوم. حتی برای عشق به او، از مشکلات و رنجها هم نمیترسم.
بهر آن دو نرگس مخمور او
همچو مخموران خاری می کشم
هوش مصنوعی: برای چشمهای پرشور او، مانند مستها، دلی پر از درد را تحمل میکنم.
بهر صیدی کو نمیگنجد به دام
دام و داهول شکاری می کشم
هوش مصنوعی: برای شکار پرندهای که به دام نمیافتد، من دامی بزرگتر و ترفندهای بهتری میسازم.
گفت ای غم تا قیامت می کشی
می کشم ای دوست آری می کشم
هوش مصنوعی: غم میگوید که تا ابد با من خواهی بود و من نیز به دوش تو این بار را حمل میکنم، دوست عزیز، بله، من این بار را بر دوش میکشم.
سینه غار و شمس تبریزی است یار
سخره بهر یار غاری می کشم
هوش مصنوعی: سینهام مانند غاری است که شمس تبریزی در آن حضور دارد و من برای او مذکری و نالهای را به جان میآورم.