برگردان به زبان ساده
چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم
آب رحمت بستانیم و بر آتش ریزیم
هوش مصنوعی: چند ساعت باید بخوابیم؟ صبح شده است و باید بلند شویم. بیایید از آب رحمت الهی بهرهبرداری کنیم و آن را بر آتش دلهای خود بریزیم.
آن کمیت عربی را که فلک پیمای است
وقت زین است و لگام است چرا ننگیزیم
هوش مصنوعی: آن فرد عربی که بسیار باوقار و عزیز است و میتواند بر آسمانها تکیه کند، چرا باید در زمان فراهم شدن زین و لگام از او بگریزیم؟
خوش برانیم سوی بیشه شیران سیاه
شیرگیرانه ز شیران سیه نگریزیم
هوش مصنوعی: ما با شجاعت و استقامت به سمت جنگل شیران میرویم و از شیران سیاه، که نماد خطر هستند، فرار نمیکنیم.
در زندان جهان را به شجاعت بکنیم
شحنه عشق چو با ماست ز کی پرهیزیم
هوش مصنوعی: در این دنیا که مانند یک زندان است، با شجاعت زندگی کنیم؛ چون اگر عشق در کنارمان باشد، از چه چیزی باید ترسید؟
زنگیان شب غم را همه سر برداریم
زنگ و رومی چه بود چون به وغا بستیزیم
هوش مصنوعی: در دل شب که پر از غم است، تمام نگرانیها و مشکلات را کنار میگذاریم و به مبارزه و تلاش میپردازیم. اینکه زنگی و رومی چه فرقی میکند، وقتی که با هم در نبرد هستیم.
قدح باده نسازیم جز از کاسه سر
گرد هر دیگ نگردیم نه ما کفلیزیم
هوش مصنوعی: ما برای نوشیدن شراب، ظرفی نمیسازیم جز از سر خود، و به دور هر دیگ نمیچرخیم و به دنبال کارهای بیهوده نمیرویم.
ز آخور ثور برانیم سوی برج اسد
چو اسد هست چه با گله گاو آمیزیم
هوش مصنوعی: اگر از آخور گاو برانیم و به سمت برج شیر برویم، چه نیازی به درآمیختن با گله گاو وجود دارد، وقتی که ما خود شیر هستیم؟
اندر این منزل هر دم حشری گاو آرد
چاره نبود ز سر خر چو در این پالیزیم
هوش مصنوعی: در این مکان هر لحظه شلوغی و دلیری وجود دارد. هیچ گونه چارهای از روی بیخبری وجود ندارد، وقتی که در این زمین حاصلخیز به سر میبریم.
موج دریای حقایق که زند بر که قاف
زان ز ما جوش برآورد که ما کاریزیم
هوش مصنوعی: موجهای عمیق و واقعیات زندگی چنان قوی و نافذ هستند که هرکس را تحت تأثیر قرار میدهند. از این رو، ما به عنوان افرادی با عمق و جوش و خروش از درون خود میتوانیم به این حقایق پاسخ دهیم و به آنها واکنش نشان دهیم.
بدر ما راست اگر چه چو هلالیم نزار
صدر ما راست اگر چه که در این دهلیزیم
هوش مصنوعی: اگرچه شکل و اندازهامان مانند هلال است و ظاهری نازک و نحیف داریم، اما در باطن و ذات خود، از شرافت و عظمت برخورداریم، حتی اگر در این دالان و فضایی محدود قرار گرفتهایم.
گلرخان روی نمایند چو رو بنماییم
که بهاریم در آن باغ نه ما پاییزیم
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی دلفریب محبوب خود را نشان میدهیم، به یاد بهار میافتیم، در حالی که ما در این باغ نمایان نیستیم و مانند پاییز به نظر میرسیم.
وز سر ناز بگوییم چه چیزید شما
سجده آرند که ما پیش شما ناچیزیم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و ناز شما، ما به چه چیزی میتوانیم بگوییم؟ شما سجده میکنید، در حالی که ما در مقابل شما بسیار ناچیز و حقیر هستیم.
گلعذاریم ولی پیش رخ خوب شما
روی ناشسته و آلوده و بیتمییزیم
هوش مصنوعی: ما زیبا و بینقصیم، اما در مقابل چهرهی دلنشین شما، چهرهمان ناپاک و بیزینت به نظر میآید.
آهوان تبتی بهر چرا آمدهاند
زانک امروز همه مشک و عبر می بیزیم
هوش مصنوعی: آهوهای تبتی به خاطر چرا و چراگاه به اینجا آمدهاند، زیرا امروز همه ما به بوی خوش مشک و عطر میپردازیم.
چون دهد جام صفا بر همه ایثار کنیم
ور زند سیخ بلا همچو خران نسکیزیم
هوش مصنوعی: وقتی که خوشی و روزی به ما میرسد، باید برای دیگران فداکاری کنیم، و اگر با سختی و درد مواجه شویم، مانند چهارپا، صبر میکنیم و تسلیم نمیشویم.
تاب خورشید ازل بر سر ما می تابد
می زند بر سر ما تیز از آن سرتیزیم
هوش مصنوعی: نور خورشید از ابتدا بر سر ما میتابد و بر ما فشار میآورد، چون ما از آن نور تیز و خشمگین هستیم.
طالع شمس چو ما راست چه باشد اختر
روز و شب در نظر شمس حق تبریزیم
هوش مصنوعی: اگر قسمت روز و شب به ما رشدی نمیدهد، چه اهمیتی دارد وقتی که خورشید به ما نظر دارد؟ ما در واقع زیر نور حقیقت باخداوند تبریزی هستیم.