برگردان به زبان ساده
ای هوسهای دلم باری بیا رویی نما
ای مراد و حاصلم باری بیا رویی نما
هوش مصنوعی: ای آرزوهای من، لطفاً خود را نشان بدهید. ای کسی که آرزومند من هستی، لطفاً خود را بروز بده.
مشکل و شوریدهام چون زلف تو چون زلف تو
ای گشاد مشکلم باری بیا رویی نما
هوش مصنوعی: من همچنان دچار مشکل و آشفتهام، مانند زلفهای تو که درهمپیچیدهاند. ای کسی که مشکل من را حل میکنی، لطفاً بیا و رویت را به من نشان بده.
از ره و منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو
ای تو راه و منزلم باری بیا رویی نما
هوش مصنوعی: دیگر از سفر و مسیر صحبت نکن، ای کسی که تو جاده و مقصد من هستی، فقط بیا و خود را به من نشان بده.
درربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گل
در میان آن گلم باری بیا رویی نما
هوش مصنوعی: تو در همدان بهشت برین، از زمین یک handful گل از میان گلها به من بده، باری تو نیز به سوی من بیایی و روی خود را به من نشان دهی.
تا ز نیکی وز بدی من واقفم من واقفم
از جمالت غافلم باری بیا رویی نما
هوش مصنوعی: من از خوبیها و بدیها آگاه هستم، اما از زیبایی تو غافل هستم. پس بیایید و روی خود را نشان بده.
تا نسوزد عقل من در عشق تو در عشق تو
غافلم نی عاقلم باری بیا رویی نما
هوش مصنوعی: تا زمانی که عقل من در عشق تو نسوزد، غافل نیستم و عاقل هستم. پس بیا و به من یک نگاه از خویش نشان بده.
شه صلاح الدین که تو هم حاضری هم غایبی
ای عجوبه واصلم باری بیا رویی نما
هوش مصنوعی: شه صلاح الدین که تو هم در حال حاضر هستی و هم غایب هستی، ای نعمت و شگفتی من، لطفاً بیایید و خود را نشان بدهید.