برگردان به زبان ساده
زنهار مرا مگو که پیرم
پیری و فنا کجا پذیرم
هوش مصنوعی: لطفاً به من نگو که من پیر شدهام و به سوی زوال میروم. من نمیتوانم این موضوع را بپذیرم.
من ماهی چشمه حیاتم
من غرقه بحر شهد و شیرم
هوش مصنوعی: من مانند ماهی در چشمه زندگی هستم و در دریاچهای از عسل و شیر غرق شدهام.
جز از لب لعل جان ننوشم
غیر سر زلف او نگیرم
هوش مصنوعی: من جز از لب های قرمز او نمینوشم و غیر از موهای او چیزی را نمیگیرم.
گر کژ نهدم کمان ابرو
در حکم کمان او چو تیرم
هوش مصنوعی: اگر ابروی کمانیاش را به طور نادرست بگذارم، مانند تیری میشوم که از کمان او رها شدهام.
انداختهای چو تیر دورم
برگیر که از تو ناگزیرم
هوش مصنوعی: تو مانند تیری به سوی من پرتاب شدهای و من نمیتوانم از تو دور شوم، پس بیزحمت من را از این حالت رها کن.
پرم تو دهی چرا نپرم
میرم چو توی چرا بمیرم
هوش مصنوعی: چرا وقتی تو به من محبت میکنی، من ناراحت باشم؟ اگر تو بروی، من هم چرا باید زنده بمانم؟