برگردان به زبان ساده
روی تو چو نوبهار دیدم
گل را ز تو شرمسار دیدم
هوش مصنوعی: وقتی چهرهٔ تو را مانند بهار دیدم، متوجه شدم که گلها از تو خجالتزدهاند.
تا در دل من قرار کردی
دل را ز تو بیقرار دیدم
هوش مصنوعی: وقتی در قلب من جا گرفتی، دیدم که دل من بیتاب تو شده است.
من چشم شدم همه چو نرگس
کان نرگس پرخمار دیدم
هوش مصنوعی: من به عنوان یک چشم، مانند گل نرگس، همه را با حالت خمار و بیخبر از خودم دیدم.
در عشق روم که عشق را من
از جمله بلا حصار دیدم
هوش مصنوعی: من در عشق، بلایی را مشاهده کردم که عشق به آن مانند یک حصار است.
از ملک جهان و عیش عالم
من عشق تو اختیار دیدم
هوش مصنوعی: عشق تو را بر تمام امکانات و لذتهای دنیا ترجیح دادم.
خود ملک توی و جان عالم
یک بود و منش هزار دیدم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وجود و ماهیت اصلی تو با روح جهان یکی است، اما از جنبههای مختلف و گوناگونی که در زندگی و خودت مشاهده کردهام، مانند هزاران چهره متفاوت، جلوه میکند.
من مردم و از تو زنده گشتم
پس عالم را دو بار دیدم
هوش مصنوعی: من زندگیام را از تو گرفتم و به همین خاطر دو بار به زندگی نگاه کردهام.
ای مطرب اگر تو یار مایی
این پرده بزن که یار دیدم
هوش مصنوعی: اگر تو رفیق من هستی، این ساز را بنواز که من یارم را دیدم.
در شهر شما چه یار جویم
چون یاری شهریار دیدم
هوش مصنوعی: در شهر شما چگونه میتوانم یاری پیدا کنم، وقتی که یاری چون شهریار را دیدهام؟
چون در بر خود خوشش فشردم
آیین شکرفشار دیدم
هوش مصنوعی: وقتی او را در آغوش گرفتم، متوجه زیباییهای خاصی شدم که شبیه به قدرت شیرینکنندهها بود.
چون بستم من دهان ز گفتن
بس گفتن بیشمار دیدم
هوش مصنوعی: زمانی که من از صحبت کردن خودداری کردم، متوجه شدم که چقدر حرف برای گفتن وجود دارد.
چون پای نماند اندر این ره
من رفتن راهوار دیدم
هوش مصنوعی: وقتی که پایم دیگر در این مسیر نایستاد، توانستم راهی هموار را ببینم.
سر درنکشم ز ضر که بیسر
سرهای کلاه دار دیدم
هوش مصنوعی: من از خطر نمیهراسم چون کسانی را دیدهام که بدون سر هم کلاه دارند.
بس کن که ملول گشت دلبر
بر خاطر او غبار دیدم
هوش مصنوعی: بس کن که دلمردگی و دلزدگی معشوقه را در چهرهاش دیدم.