برگردان به زبان ساده
شراب شیره انگور خواهم
حریف سرخوش مخمور خواهم
هوش مصنوعی: میخواهم از شراب خوشمزهای که از انگور تهیه شده لذت ببرم و با دوستان شاد و سرخوش خود وقت بگذرانم.
مرا بویی رسید از بوی حلاج
ز ساقی باده منصور خواهم
هوش مصنوعی: بویی از حلاج به مشامم رسیده است و میخواهم از ساقی، میای مانند باده منصور بنوشم.
ز مطرب نالهٔ سرنای خواهم
ز زهره زاری تنبور خواهم
هوش مصنوعی: از ساز مطرب، صدای حزین و غمانگیزی میخواهم و از زاری و نالهٔ ساز تنبور نیز درخواست دارم.
چو یارم در خرابات خراب است
چرا من خانهٔ معمور خواهم
هوش مصنوعی: وقتی که دوست من در مکانهای خراب و بیسر و سامان به سر میبرد، چرا من باید به دنبال مکانی امن و درست باشم؟
بیا نزدیکم ای ساقی که امروز
من از خود خویشتن را دور خواهم
هوش مصنوعی: بیا نزدیک من ای ساقی، زیرا امروز تصمیم دارم از خودم فاصله بگیرم.
اگر گویم مرا معذور میدار
مرا گوید تو را معذور خواهم
هوش مصنوعی: اگر بگویم مرا ببخشید، او میگوید من هم تو را میبخشم.
مرا در چشم خود ره ده که خود را
ز چشم دیگران مستور خواهم
هوش مصنوعی: مرا در چشمانت جای ده تا بتوانم خود را از نگاه دیگران پنهان کنم.
یکی دم دست را از روی برگیر
که در دنیا بهشت و حور خواهم
هوش مصنوعی: در این دنیا تنها یک لحظه کافی است تا به آرزوهای بزرگ و زیباییها دست پیدا کنم.
اگر چشم و دلم غیر تو بیند
در آن دم چشمها را کور خواهم
هوش مصنوعی: اگر چشمانم و دلم جز تو را ببینند، در آن لحظه چشمانم را خواهم بست.
ببستم چشم خود از نور خورشید
که من آن چهره پرنور خواهم
هوش مصنوعی: چشمم را از نور خورشید بستم، زیرا من به زیبایی چهرهای روشن و پرنور نیاز دارم.
چو رنجوران دل را تو طبیبی
سزد گر خویش را رنجور خواهم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که دلهای رنجور را درمان کنی، مناسب است که خود را نیز در حالتی رنجور قرار دهی.
چو تو مر مردگان را می دهی جان
سزد گر خویش را در گور خواهم
هوش مصنوعی: اگر تو میتوانی به مردگان جان تازه ببخشی، پس سزاوار است که من نیز اگر بخواهم، خودم را در گور جا دهم.