برگردان به زبان ساده
گهی در گیرم و گه بام گیرم
چو بینم روی تو آرام گیرم
هوش مصنوعی: گاهی در عشق تو به شدت درگیر میشوم و گاهی در خودم آرامش مییابم، وقتی که چهرهی تو را میبینم.
زبون خاص و عامم در فراقت
بیا تا ترک خاص و عام گیرم
هوش مصنوعی: زبان من مخصوص افراد عادی و خاص است، پس در جداییات، بگذار که دیگران هم از من بشنوند.
دلم از غم گریبان می دراند
که کی دامان آن خوش نام گیرم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم و اندوه، به شدت ناآرام و بیتاب است و به دنبال آن هستم که کی موفق میشوم به آن فرد خوشنام و محبوب دسترسی پیدا کنم.
نگیرم عیش و عشرت تا نیاید
وگر گیرم در آن هنگام گیرم
هوش مصنوعی: نمیخواهم از لذتها و خوشیها استفاده کنم تا زمانی که به سراغم نیاید، و اگر در آن زمان به سراغم آمد، آن را به دست میآورم.
چو زلف انداز من ساقی درآید
به دستی زلف و دستی جام گیرم
هوش مصنوعی: وقتی که ای ساقی با زلفهای زیبایت در پیش من میآیی، من یکی از دستهایم را به زلفت میزنم و با دست دیگر جام را برمیدارم.
اگر در خرقه زاهد درآید
شوم حاجی و راه شام گیرم
هوش مصنوعی: اگر در لباس زاهدان (راهبان) قرار بگیرم، به مقام حج میرسم و به سمت شام سفر میکنم.
وگر خواهد که من دیوانه باشم
شوم خام و حریف خام گیرم
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد که من دیوانه باشم، باید بیپروا و سادهدل شوم و دوستانی از همین دست پیدا کنم.
وگر چون مرغ اندر دل بپرد
شوم صیاد مرغان دام گیرم
هوش مصنوعی: اگر همچون پرندهای در دل به پرواز درآیم، صیاد مرغان دامدارم.
چو گویم شب نخسپم او بگوید
که من خواب از نماز شام گیرم
هوش مصنوعی: وقتی میگویم شب خوابم نمیبرد، او پاسخ میدهد که من به دلیل نماز شام خوابم میگیرد.
وگر گویم عنایت کن بگوید
که نی من جنگیم دشنام گیرم
هوش مصنوعی: اگر من بخواهم بگویم که لطف کن، او پاسخ میدهد که نه، من در حال مبارزهام و با دشنام مواجه میشوم.
مراد خویش بگذارم همان دم
مراد دلبر خودکام گیرم
هوش مصنوعی: من در همان لحظه که خواستهام را کنار میگذارم، همان خواستهای که از دلبر خودم دارم، به دست میآورم.