برگردان به زبان ساده
بیا ای آنک بردی تو قرارم
درآ چون تنگ شکر در کنارم
هوش مصنوعی: بیا، ای کسی که آرامشم را دزدیدهای، همانطور که شکر در ظرف تنگ جا دارد، تو هم در کنارم قرار بگیر.
دل سنگین خود را بر دلم نه
نمیبینی که از غم سنگسارم
هوش مصنوعی: دل سنگین و پر از غم من را نمیبینی، در حالی که از احساسات تلخ و دردناک، به شدت شکنجهام میدهند.
بیا نزدیک و بر رویم نظر کن
نشانیها نگر کز عشق دارم
هوش مصنوعی: نزدیک بیا و به چهرهام نگاه کن، نشانههایی را ببین که از عشق در وجودم است.
بسوزم پرده هفت آسمان را
اگر از سوز دل دودی برآرم
هوش مصنوعی: اگر از شدت درد و سوز دل من دودی برآید، پردههای هفت آسمان را هم میسوزانم.
خزان گر باغ و بستان را بسوزد
بخنداند جهان را نوبهارم
هوش مصنوعی: اگر پاییز باغ و بوستان را بسوزاند، من بهاری هستم که جهان را شاداب میکند.
جهان گوید که بازآ ای بهاران
که از ظلم خزان صد داغ دارم
هوش مصنوعی: جهان از بهاران دعوت میکند که برگردد، زیرا دلش پر از زخمهایی است که ناشی از ظلم و ستم فصل خزانی است که گذشته.
بگردان ساقیا جام خزانی
که از عشق بهار اندر خمارم
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً جامی از شراب خنک و دلانگیز بده که من به خاطر عشق، در حالتی از غم و اندوه به سر میبرم.
بده چیزی که پنهان است چون جان
به جان تو مده بیش انتظارم
هوش مصنوعی: به من چیزی بده که در دل پنهان است، چون نمیتوانم بیشتر از این صبر کنم و انتظار بکشم.