برگردان به زبان ساده
غلامم خواجه را آزاد کردم
منم کاستاد را استاد کردم
هوش مصنوعی: من خدمتگزار کسی بودم که اکنون آزادش کردهام و توانستهام که خودم را به عنوان معلم و راهنمایی برای دیگران معرفی کنم.
منم آن جان که دی زادم ز عالم
جهان کهنه را بنیاد کردم
هوش مصنوعی: من آن روحی هستم که دیروز به دنیا آمدم و پایهگذار جهانی نوین و متفاوت از این جهان قدیمی هستم.
منم مومی که دعوی من این است
که من پولاد را پولاد کردم
هوش مصنوعی: من مانند موم هستم و ادعای من این است که من میتوانم پولاد را به حالت موم درآورم و تغییرش دهم.
بسی بیدیده را سرمه کشیدم
بسی بیعقل را استاد کردم
هوش مصنوعی: من به بسیاری از آنهایی که چشم ندارند، سرمه زدم و به بسیاری از آنهایی که عقل ندارند، آموزش دادم.
منم ابر سیه اندر شب غم
که روز عید را دلشاد کردم
هوش مصنوعی: من در شب غم مانند ابر سیاهی هستم که روز عید را به شادی و سرور میآورم.
عجب خاکم که من از آتش عشق
دماغ چرخ را پرباد کردم
هوش مصنوعی: عجب وضعی دارم که من با شعله عشق، چرخ زندگی را پر از نشاط و حرکت کردهام.
ز شادی دوش آن سلطان نخفتهست
که من بنده مر او را یاد کردم
هوش مصنوعی: به خاطر شادی و خوشحالی، آن پادشاه شب را نخوابیده است، چون من بنده او را به یاد آوردهام.
ملامت نیست چون مستم تو کردی
اگر من فاشم و بیداد کردم
هوش مصنوعی: زحمتی نیست که مرا سرزنش کنی، چون تو خود باعث مستی من شدی. اگر من آشکار و ظالم باشم، تقصیر توست.
خمش کن کآینه زنگار گیرد
چو بر وی دم زدم فریاد کردم
هوش مصنوعی: سکوت کن، زیرا آینه وقتی که من به آن نفس میکشم، غبار آلود میشود و این موضوع برایم نگرانکننده است.