برگردان به زبان ساده
بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
ازیرا نعل اسبت را به هنگام چرا گردم
هوش مصنوعی: بیا و بشنو، من چرا در کنار اسب تو رفتار میکنم، زیرا در زمان چرا، نعل اسب تو را به دلایل خاصی بررسی میکنم.
امانی از ندم دادی نه لافیدی نه دم دادی
زهی عیسی دم فردم زهی با کر و با فر دم
هوش مصنوعی: تو از نداشتن وحشت نکردی و نه به تهدیدی روی آوردی، بلکه به من آرامش و امید دادی. تو همانند عیسی روحافزا هستی، و پاک و بینظیری مثل سرور و امیدی برای من.
چو دخلم از لبی دادی که پاک آمد ز بیدادی
کی داند وسعت خرجم کجا گشتهست هر خر جم
هوش مصنوعی: وقتی که من از تو چیزی گرفتم که خالص و بدون ظلم بود، هیچکس نمیداند که هزینههای من به کجا رسیده و کجا خرج میشود.
چو دیدم داد و جود تو شدم محو وجود تو
یکی رنگی برآوردم که گویی باغ را وردم
هوش مصنوعی: زمانی که بخشش و عطای تو را مشاهده کردم، آنچنان تحت تاثیر وجود تو قرار گرفتم که گویی رنگی را به باغ هدیه دادهام.
تو داوود جوانمردی امام قدّرَ السَّردی
چو من محصون آن سردم برون از گرم و از سردم
هوش مصنوعی: تو، داوود جوانمردی هستی که در مقام امام، در برابر سرما و گرما ایستادهای، مانند من که در حالتی محفوظ (محصون) به سر میبرم، از شدت گرما و سرمای محیط بیرون آزاد هستم.
چو عکس جیش حسن تو طراد آورد بر نقشم
برون جستم ز فکرت من نه در عکسم نه در طردم
هوش مصنوعی: همچون تصویر زیبایی تو، روانه میشود و مرا به فکر فرومیبرد. پس از آن، از اندیشهام بیرون آمدم، نه در تصویرم و نه در طردم.
خمش کن کاندر این وادی شرابی بود جاویدی
رواق و درد او خوردم که هر دو بود درخوردم
هوش مصنوعی: سکوت کن، زیرا در این فضا نیکویی و شادی وجود دارد. من همچنین درد و رنج را تجربه کردهام که هر دو لازم و ضروری بودند.