برگردان به زبان ساده
ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از زیبایی و جذابیت چهره خود صحبت میکند و به نوعی از مخاطب میخواهد که از صدمه و آسیب دادن به او پرهیز کند. او احساس میکند که تحت تأثیر زیباییاش، ویژگیهای خاصی دارد و نگران عواقب منفی این زیبایی است. به این ترتیب، او از قدرت و تأثیر خود بر دیگران آگاه است و از کسی میخواهد که به او آسیب نرساند.
دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری
اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
هوش مصنوعی: دل من از محبتی که در نگاهت وجود دارد، لبریز شده است. چه در کنار جاهای مقدس باشم و چه در میان مکانهای بیخیالی و دور از دیانت.
به بخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره
مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم
هوش مصنوعی: آیا کسی نیست به حال دل پریشان و آسیبدیدهام رحم کند؟ دیگر از شدت مشکلات و مصیبتها به ستوه آمدهام و همین الان به کمک نیاز دارم.
چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد
چه بیبرگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
هوش مصنوعی: وقتی که شاه زیبای من با وقار و دلربایی به سوی من میآید، هیچ چیز دیگری برای من قبول شدنی نیست. حتی اگر در باغ و باغستانها باشم، بدون او احساس بیقدری و نبود میکنم.
مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم
چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم
هوش مصنوعی: او گفتن که وجود زیبایش چه فایدهای دارد، وقتی که هیچ چیز دیگری نمیتواند جای آن را بگیرد. حتی اگر به زیبایی ماه یا ستارهها بروم، به خاطر زلف و چهره او، اینها برایم بیفایده است.
چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده
چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم
هوش مصنوعی: زمانی که از دست او شراب بنوشم، حس میکنم که آزاد و رها هستم. اما وقتی که در برابر او احترام میگذارم و به خاک زمین بوسه میزنم، خود را در اوج آسمانها احساس میکنم.
سعادتها که من دارم ز شمس الدین تبریزی
سعادتها سجود آرد به پیش این سعاداتم
هوش مصنوعی: خوشبختیهایی که من دارم از شمسالدین تبریزی حاصل شده است، این خوشبختیها به قدری ارزشمندند که به پای این نعمتها سجده میکنند.