برگردان به زبان ساده
درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
مرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم
هوش مصنوعی: درخت و آتش را دیدم که صدایی به من میگفت محبت محبوبم مرا میخواند، آیا این آتش من را همانند موسی، پسر عمران، به سوی خود میکشاند؟
دخلت التیه بالبلوی و ذقت المن و السلوی
چهل سال است چون موسی به گرد این بیابانم
هوش مصنوعی: من در دشت پرمشکل و آزمایش فرورفتهام و طعم عذاب و رنج را چهل سال است که چشیدهام، مانند موسی که در گرداب این بیابان سرگردان است.
مپرس از کشتی و دریا بیا بنگر عجایبها
که چندین سال من کشتی در این خشکی همیرانم
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم که از کشتی و دریا سوال نکنی، بلکه بیا و به شگفتیهایی که هست نگاه کن. من سالهاست که در این خشکی کشتی را به حرکت درآوردهام.
بیا ای جان توی موسی و این قالب عصای تو
چو برگیری عصا گردم چو افکندیم ثعبانم
هوش مصنوعی: ای جان، بیا! تو مانند موسی هستی و این جسم تو چون عصاست. وقتی که عصایت را بالا ببری، من هم مانند مار میشوم و وقتی که بر زمین بیندازیش، به حالت طبیعی خود باز میگردم.
تو عیسی و من مرغت تو مرغی ساختی از گل
چنانک دردمی در من چنان در اوج پرانم
هوش مصنوعی: تو مانند عیسی هستی و من پرندهای هستم که تو از گلی ساختهای. بهگونهای که درد من در درون من وجود دارد و اوج پرواز من در واقع از درون اوست.
منم استون آن مسجد که مسند ساخت پیغامبر
چو او مسند دگر سازد ز درد هجر نالانم
من همچون ستون داخل ان مسجد هستم (درداخل مسجد ستونی بود که پیامبر (ص) موقع صحبت کردن به ان تکیه میدادند) زمانی که تخت ومنبری برایاو تهیه شد ستون از درد وناله دوری پیامبر صدایش در اومده بود این نشان میدهد تمام اشیایی که در جهان هستند از جمله سنگ وچوب واب همه تسلیم در برلبرخداوپیامبرش هستند
خداوند خداوندان و صورتساز بیصورت
چه صورت میکشی بر من تو دانی من نمیدانم
هوش مصنوعی: خداوندی که خود، خالق همه چیز است و صورتی ندارد، چرا بر من تصویری میکشی که خود تو میدانی و من از آن بیخبرم؟
گهی سنگم گهی آهن زمانی آتشم جمله
گهی میزان بیسنگم گهی هم سنگ و میزانم
هوش مصنوعی: گاهی مانند سنگ سخت و مقاوم هستم، گاهی همانند آهن انعطافپذیر. در برخی لحظات آتشین و جوشانم. گاهی بدون وزن و سنگینی، و گاهی هم به عنوان ترازویی متعادل و منظم حضور دارم.
زمانی می چرم این جا زمانی می چرند از من
گهی گرگم گهی میشم گهی خود شکل چوپانم
هوش مصنوعی: گاهی در این مکان من فعالیت میکنم و گاهی هم دیگران از من بهره میبرند. گاهی به صورت گرگ میآیم و گاهی به شکل چوپانی که میشناسید.
هیولایی نشان آمد نشان دایم کجا ماند
نه این ماند نه آن ماند بداند آن من آنم
هوش مصنوعی: چهرهای عجیب و غریب نمایان شد که نشان از دایمی بودن دارد. اما نه این چهره ماند و نه آن چهره. تنها او میدانست که من همان کسی هستم که هستم.