برگردان به زبان ساده
هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
در گفتن و خاموشی ای یار سلام علیک
هوش مصنوعی: هر روز در ابتدای صبح، ای جان، بارها به تو سلام میکنم. حتی در سخن گفتن و در سکوت، ای یار، باز هم سلام میکنم.
از جان همه قدوسی وز تن همه سالوسی
وز گل همه جباری وز خار سلام علیک
هوش مصنوعی: سلام بر جانهای پاک و مقدس و بر بدنهای ظاهری عابدان و زاهدان و بر گلهای زیبا و منحصر به فرد، و بر خارهای سوزنده.
من ترکم و سرمستم ترکانه قلج بستم
در ده شدم و گفتم سالار سلام علیک
هوش مصنوعی: من ترک هستم و حالتی شاد دارم. بیخیال، در دهکده به توافقی رسیدم و به سالار سلام کردم.
بنهاد یکی صهبا بر کف من و گفتا
این شهره امانت را هشدار سلام علیک
هوش مصنوعی: یکی جام شراب بر دست من گذاشت و گفت: ای کسی که در این شهر معروف و شناختهشدهای، این امانت را با احتیاط بگیر و سلام مرا برسان.
گفتم من دیوانه پیوسته خلیلانه
بر مالک خود گویم در نار سلام علیک
هوش مصنوعی: من گفتم که من همیشه مانند خلیل (ابراهیم) دیوانهام و به صاحب و مالک خود در آتش سلام میگویم.
آن لحظه که بیرونم عالم ز سلامم پر
وان لحظه که در غارم با یار سلام علیک
هوش مصنوعی: در آن لحظه که از دنیای بیرون جدا میشوم، همه چیزم پر از سلام و خوبی است و در آن لحظه که در مکانی خلوت و دور از دیگران هستم، با یارم سلام و احوالپرسی دارم.
چون صنع و نشان او دارد همه صورتها
ای مور شبت خوش باد ای مار سلام علیک
هوش مصنوعی: ای مور، تو که در شب به زیباییهای خداوند نگریستهای، شبات خوش باشد و ای مار، بر تو سلام تا تو هم از زیباییهای او بهرهمند شوی.
داوود تو را گوید بر تخت فدیناکم
منصور تو را گوید بر دار سلام علیک
هوش مصنوعی: داوود به تو میگوید که بر تخت نشستهای و منصور هم به تو درود میفرستد وقتی که به دار آویخته میشوی.
مشتاق تو را گوید بیطمع سلام از جان
محتاج همت گوید ناچار سلام علیک
هوش مصنوعی: کسی که به تو مشتاق است، بدون اینکه توقعی داشته باشد، از صمیم قلب سلامی میفرستد. همچنین، فردی که به تو نیازمند است، از روی ناچاری از تو درخواست سلام و توجه میکند.
شاهان چو سلام تو با طبل و علم گویند
در زیر زبان گوید بیمار سلام علیک
هوش مصنوعی: شاهان وقتی سلام تو را با طبل و پرچم اعلام میکنند، اما بیمار در دل خود با کلمات دیگری به تو سلام میدهد.
چون باده جان خوردم ایزار گرو کردم
تا مست مرا گوید ای زار سلام علیک
هوش مصنوعی: وقتی که از شراب جان نوشیدم، خود را بیخیال و رها کردم تا در حال مستی کسی به من بگوید سلام بر تو ای زار و بیچاره.
امسال ز ماه تو چندان خوش و خرم شد
کز کبر نمیگوید بر پار سلام علیک
هوش مصنوعی: امسال به خاطر زیبایی و خوشی شما، چنان حال و هوایی دارم که حتی از احساس خودپسندی و تکبر به دیگران سلام نمیدهم.
از لذت زخمه تو این چنگ فلک بیخود
سر زیر کند هر دم کای تار سلام علیک
هوش مصنوعی: لذت زخم تو چنان است که آسمان هر لحظه خود را زیر فشار میبیند، گویی که تارهای این چنگ به سلام و احوالپرسی مشغولند.
مرغان خلیلی هم سررفته و پرکنده
آورده از آن عالم هر چار سلام علیک
هوش مصنوعی: پرندگان خلیلی در حال پرواز و ناپدید شدن هستند و از آن جهان دور، هر چهار سلام و درودی را با خود آوردهاند.
بس سیل سخن راندم بس قارعه برخواندم
از کار فروماندم ای کار سلام علیک
هوش مصنوعی: من به قدری درباره سخن گفتن و نداهای مختلف صحبت کردم که از کار و وظایف خود دور شدم. ای کار، با سلام بر تو!