برگردان به زبان ساده
چند از این راه نو روزگار
پرده آن یار قدیمی بیار
هوش مصنوعی: مدتی است که از این مسیر جدید میگذرد، بیایید پردهای از یاد آن دوست قدیمی بر داریم.
آتش فرعون بکش ز آب بحر
مفرش نمرود به آتش سپار
هوش مصنوعی: فرعون را با آتش نابود کن و عذاب او را به آتش نمرود بسپار.
چرخ فلک را به خدایی مگیر
انجم و مه را مشناس اختیار
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که تأثیرات ستارهها و کرههای آسمانی، نباید در زندگیات خدایی و قدرت مطلق داشته باشد و نباید خود را تحت تأثیر آنها قرار دهی.
شمس و شموسی که سرآخر شدهست
چون خر لنگست در آن مستدار
هوش مصنوعی: خورشید و نوری که در پایان کار به وجود آمده، مانند الاغی لنگ در جادهای کج و معوج است.
باد چو راکع شد و خود را شناخت
نیست در آخر چو خسان بیمدار
هوش مصنوعی: باد وقتی که آرام میگیرد و به خود مینگرد، درمییابد که در نهایت، مانند دیگران، بدون هدف و بیبرنامه است.
چشم در آن باد نهادهست خس
کاو کشدش جانب هر دشت و غار
هوش مصنوعی: چشم به آن باد دوخته شده است که خس (علف) را به هر دشت و غاری میبرد.
خیره در آن آب بماندهست سنگ
کوش بغلطاند در سیل بار
هوش مصنوعی: سنگی در دریاچهای ساکن است و نیروی سیل در حال تلاش است تا آن را جابجا کند.
گر بد و نیکیم، تو از ما مگیر
ما همه چنگیم و دل ما چو تار
هوش مصنوعی: اگر ما خوب یا بد هستیم، تو از ما قضاوت نکن. ما همه مانند سازهایی هستیم و دل ما مثل رشتههای یک ساز.
گاه یکی نغمهی تَر مینواز
گاه ز تر بگذر و رو خشک آر
هوش مصنوعی: گاهی نغمهای غمگین و تر را مینوازی و گاهی باید از آن غمها بگذری و به حالتی خشک و بیاحساس دست یابی.
گر ننوازی دل این چنگ را
بس بود اینش که نهی برکنار
هوش مصنوعی: اگر به دل این چنگ نوازی، کافی است که آن را کنار بگذاری.
نور علی نور چو بنوازیش
باده خوش و خاصه به فصل بهار
هوش مصنوعی: نور بر نور، هنگامی که به آرامی بنوشی بادهای دلپذیر به ویژه در فصل بهار.
در کف عشقست مهار همه
اشتر مستیم در این زیر بار
هوش مصنوعی: در کنترل عشق، همه قدرت و انرژی ما جمع شده است و در زیر بار سنگین آن، مانند شتر مستی هستیم.
گاه چو شیری متمثل شود
تا برمد خلق از او چون شکار
هوش مصنوعی: گاه انسان به شدت شجاع و قدرتمند میشود، به گونهای که دیگران از او بترسند و مانند شکار به او نگاه کنند.
گاه چو آبی متشکل شود
خلق رود تشنه بدو جانسپار
هوش مصنوعی: گاهی که آب جمع میشود، مردم تشنه به آن چنان وابسته میشوند که جان خود را به آن میسپارند.