برگردان به زبان ساده
ای جان و قوام جمله جانها
پر بخش و روان کن روانها
هوش مصنوعی: ای روح و نقطهی استواری همهی جانها، بخشنده باش و روحها را زنده کن.
با تو ز زیان چه باک داریم
ای سودکن همه زیانها
هوش مصنوعی: با تو که همه نفعها را به ما میرسانی، از ضررها و زیانها هیچ نگرانی نداریم.
فریاد ز تیرهای غمزه
وز ابروهای چون کمانها
هوش مصنوعی: ای دل، به طعنهها و نازهای معشوق، که مانند تیرهایی تند و ابروهایی مانند کمان به سمت قلب آدمی میزنند، توجه کن.
در لعل بتان شکر نهادی
بگشاده به طمع آن دهانها
هوش مصنوعی: در سنگهای قیمتی مانند لعل، شکر قرار دادهای و به امید آن دهانها را باز کردهای.
ای داده به دست ما کلیدی
بگشاده بدان در جهانها
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ما کلیدی در اختیار داریم که میتواند دروازههایی را در دنیا باز کند و به ما امکان دسترسی به نقاط و فرصتهای جدید را میدهد.
گر زانک نه در میان مایی
برجسته چراست این میانها
هوش مصنوعی: اگر ما جزو یکدیگر نیستیم، پس این نقاط مشترک و برجستگیهایی که میان ما وجود دارد، چرا باید باشد؟
ور نیست شراب بینشانیت
پس شاهد چیست این نشانها
هوش مصنوعی: اگر شرابات نشانهای ندارد، پس این نشانها چه معنایی دارند؟
ور تو ز گمان ما برونی
پس زنده ز کیست این گمانها
هوش مصنوعی: اگر تو از گمانهای ما خارج شوی، پس این گمانها از که نشأت میگیرد؟
ور تو ز جهان ما نهانی
پیدا ز که میشود نهانها
هوش مصنوعی: اگر تو از دنیا پنهان هستی، پس از چه کسی میتوان فهمید که چیزها پنهاناند؟
بگذار فسانههای دنیا
بیزار شدیم ما از آنها
هوش مصنوعی: بگذارید ما از داستانها و افسانههای دنیوی دوری کنیم و از آنها نفرت داشته باشیم.
جانی که فتاد در شکرریز
کی گنجد در دلش چنانها
هوش مصنوعی: اگر کسی به شکر و شیرینی دچار شود، چگونه میتواند در دلش جای برای غم و اندوه داشته باشد؟
آن کاو قدم تو را زمین شد
کی یاد کند ز آسمانها
هوش مصنوعی: آن کسی که به خاطر قدمهای تو زمین را فراموش کرده، چگونه میتواند یاد آسمانها را در سر داشته باشد؟
بربند زبان ما به عصمت
ما را مفکن در این زبانها
هوش مصنوعی: زبان ما را ببند تا فیض و پاکی ما حفظ شود و در این زبانها نماند.