برگردان به زبان ساده
بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر
گفتم بهر خدا یک دمه آهسته تر
هوش مصنوعی: در مسیر، جوانان ما را چون ماه کامل دیدم و به آنها گفتم، برای خدا کمی آرامتر حرکت کنید.
یک دم ای ماه وش اسب و عنان را بکش
ای تو چو خورشید و خور سایه ز ما زو مبر
هوش مصنوعی: ای ماهرو، لحظهای افسار اسب را بکش. تو مانند خورشید هستی و سایه ما را از خود دور مکن.
گفت منم آفتاب نیست تو را تاب تاب
زانک ز یک تاب من از تو نماند اثر
هوش مصنوعی: او میگوید که من همچون آفتاب هستم و تو تاب تحمل نور من را نداری. زیرا که از تأثیر تابش من بر تو دیگر نشانی نمانده است.
زانک تو در سردسیر داشتهای رخت خشک
خشک لب و چشم تر بودهای از خشک و تر
هوش مصنوعی: چون تو در هوای سرد لباس خشک و مناسبی داشتهای، در عین حال لب و چشمت نیز نمدار بوده است که نشاندهندهی وجود رطوبت و احساسات درونیت میباشد.
برج من آن سوترست دور ز خشک و ترست
نیک عجب گوهرست نیک پر از شور و شر
هوش مصنوعی: برج من آن طرفتر است و از خشکی و رطوبت دور است. واقعاً شگفتانگیز است که این گوهر پر از شور و هیجان است.
از پس چندین حجاب چاک زدستی تو جیب
از پس پرده تو را یاوه شده پا و سر
هوش مصنوعی: از پشت چندین مانع، تو توانستهای دستت را به جیب برسانی؛ اما از پشت پرده، تو را در حالت نازیبایی میبینم، هم پا و هم سر.
جانب تبریز تاز جانب شمع طراز
شمس حق سرفراز تا شودت زیب و فر
هوش مصنوعی: به سمت تبریز برو، جایی که نور آفتاب حق درخشان است و با جمال و زیبایی خود تو را رونق میبخشد.