برگردان به زبان ساده
تو بشکن چنگ ما را ای معلا!
هزاران چنگ دیگر هست اینجا
هوش مصنوعی: ای معلا، تو میتوانی چنگ ما را بشکنی، اما بدان که در اینجا هزاران چنگ دیگر وجود دارد.
چو ما در چنگ عشق اندر فتادیم
چه کم آید بر ما چنگ و سرنا؟!
هوش مصنوعی: وقتی ما در دام عشق گرفتار میشویم، دیگر چیزی برایمان مهم نیست، حتی ساز و دف هم برایمان نخواهد بود.
رباب و چنگ عالم گر بسوزد
بسی چنگی که پنهانیست یارا!
هوش مصنوعی: اگر موسیقی و ساز و آواز عالم به آتش کشیده شود، باز هم صدای دلانگیزی که در خفا وجود دارد، قابل قیاس نیست.
ترنگ و تنتنش رفته به گردون
اگر چه ناید آن در گوش صما
هوش مصنوعی: اگرچه صدای خوش آهنگ و زیبایی وجودت به آسمان رفته، اما هنوز همان طور که باید، در گوش ما نمیآید.
چراغ و شمع عالم گر بمیرد
چه غم چون سنگ و آهن هست برجا
هوش مصنوعی: اگر چراغ و شمع روشنایی دنیا خاموش شوند، چه اهمیتی دارد، چون سنگ و آهن همچنان پابرجا خواهند ماند.
به روی بحر خاشاک است اغانی
نیاید گوهری بر روی دریا
هوش مصنوعی: در سطح دریا چیزهای بیارزش و کوچک دیده میشود و از دریا، گوهری باارزش و نایاب بهدست نمیآید.
ولیکن لطف خاشاک از گهر دان
که عکس عکس برق اوست بر ما
هوش مصنوعی: اما بدان که زیبایی و لطافت خاشاک به خاطر این است که بازتاب نور و روشناییی دارد که بر ما تأثیر میگذارد.
اغانی جمله فرع شوق وصلیست
برابر نیست فرع و اصل اصلا
هوش مصنوعی: تمامی آوازها تنها نتیجه و بخش کوچکی از شوق به وصال هستند و اصلاً نمیتوان فرع را با اصل مقایسه کرد.
دهان بربند و بگشا روزن دل
از آن ره باش با ارواح گویا
هوش مصنوعی: سکوت کن و دریچه دل را باز کن، از طریق آن با روحهای سخنگو ارتباط برقرار کن.