برگردان به زبان ساده
عقل، بندِ رَهروان و عاشقانست، ای پسر
بند بشکن، رَه عیان اندر عیانست، ای پسر
هوش مصنوعی: عقل، مانع حرکت و پیشرفت راهیان عشق است، پسر! باید این مانع را بشکنی و راه را به طور واضح ببینی، پسر!
عقل، بند و دل، فریب و تن، غرور و جان، حجاب
راه ازین جمله گرانیها نهانست، ای پسر
هوش مصنوعی: عقل محدودیتهایی دارد و دل انسان تحت تأثیر احساسات است. جسم به خاطر احساس خودخواهی میتواند فریفتار شود و روح هم موانعی برای رسیدن به هدف دارد. این پیچیدگیها و فشارها، در حقیقت، نشانههای مهمی از مشکلات در مسیر زندگی هستند، پسرم.
چون ز عقل و جان و دل برخاستی بیرون شدی
این یقین و این عیان هم در گمانست، ای پسر
هوش مصنوعی: وقتی از عقل و روح و دل خود بیرون آمدی، این حقیقت و وضوحی که به آن میرسی نیز در واقع یک نوع گمان است، پسر.
مرد کو از خود نرفتست او نه مردست، ای پسر
عشق کان از جان نباشد آفسانست، ای پسر
هوش مصنوعی: مردی که از خود رفته نیست، او واقعاً مردی نیست. فرزندم، عشق حقیقی که از دل و جان برنخیزد، افسانهای بیش نیست.
سینهٔ خود را هدف کن پیش تیر حکم او
هین، که تیر حکم او اندر کمانست، ای پسر
هوش مصنوعی: دل خود را آماده کن تا در برابر اراده او قرار گیرد، زیرا آن اراده مانند تیری است که در کمان آماده پرتاب است، ای پسر.
سینهای کز زخم تیر جذبهٔ او خسته شد
بر جبین و چهرهٔ او صد نشانست، ای پسر
هوش مصنوعی: سینهای که به خاطر تیر دلربای او زخمی و خسته شده، بر پیشانی و چهرهاش آثار زیادی به چشم میخورد، پسر.
گر رَوی بر آسمان هفتمین ادریسوار
عشق جانان سخت نیکو نردبانست، ای پسر
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به بلندای آسمانهای دور بروی، عشق معشوق مانند نردبانی عالی است که میتواند تو را به آنجا برساند، پسر جان.
هر طرف که کاروانی ناز نازان میرود
عشق را بنگر که قبلهٔ کاروانست، ای پسر
هر کاروانی را دیدی که بسیار با ناز میرود بدان که عشق، سرور کاروان است.( قبلهکاروان منظور کسی که کاروان به نام او شناخته میشده است و بزرگ کاروان بودهاست؛ با قلاوز یا راهبلدِ کاروان تفاوت داشته است)
سایه افکندست عشقش همچو دامی بر زمین
عشقِ چون صیّاد او بر آسمانست، ای پسر
هوش مصنوعی: عشق او همچون دام بزرگی بر زمین گسترده شده است و خود او مانند صیادی در آسمان به دنبال طعمههایش میگردد، ای پسر.
عشق را از من مپرس، از کس مپرس، از عشق پرس
عشق در گفتن چو ابر درفشانست، ای پسر
هوش مصنوعی: عشق را از من و دیگران نپرس. خود عشق را بپرس. زیرا عشق در بیان و توصیف مانند ابرهایی است که در حال باریدناند. ای پسر، مفهوم عشق را نمیتوان به راحتی توضیح داد.
ترجمانیْ من و صد چون منش محتاج نیست
در حقایق عشقْ خود را ترجمانست، ای پسر
هوش مصنوعی: تو نیاز به هیچ ترجمهای از عشق نداری، زیرا خودت به تنهایی میتوانی این عشق را درک کنی.
عشق کار خفتگان و نازکان نرم نیست
عشق کار پُردلان و پهلوانست، ای پسر
هوش مصنوعی: عشق ویژه افرادی نیست که به آرامی و ناز زندگی میکنند، بلکه برای دلیران و قهرمانان است.
هر کی او مر عاشقان و صادقان را بنده شد
خسرو و شاهنشه و صاحبقرانست، ای پسر
هوش مصنوعی: هر کس که به عشق و صداقت بپردازد و در این مسیر قدم بردارد، در واقع به مقام والایی دست مییابد و میتواند به عنوان پادشاهی بزرگ و صاحب مقام شناخته شود، ای پسر.
این جهان پرفسون از عشق تا نفریبدت
کین جهان بیوفا از تو جهانست، ای پسر
هوش مصنوعی: این دنیا پر از جاذبههای عشق است، اما مراقب باش که فریب این دنیا را نخوری، زیرا این دنیا به هیچکس وفادار نیست، پس ای پسر، مواظب خودت باش.
بیتهای این غزل گر شد دراز از وصلها
پرده دیگر شد ولی معنی همانست، ای پسر
هوش مصنوعی: اگرچه غزلهای من به خاطر وصلها طولانی شدهاند، اما معنی آنها هنوز همان است، فرزند.
هین، دهان بربند و خامُش کن ازین پس چون صدف
کین زبانت در حقیقت خصم جانست، ای پسر
هوش مصنوعی: ای پسر، حواست را جمع کن و از این به بعد زبانت را بسته نگهدار، زیرا این زبان در واقع دشمن جان توست، مانند یک صدف که باید در سکوت بماند.