برگردان به زبان ساده
به حسن تو نباشد یار دیگر
درآ ای ماه خوبان بار دیگر
هوش مصنوعی: زیبایی تو را هیچ یار دیگری نیست. ای ماه زیبا، دوباره به نزد من بیا.
مرا غیر تماشای جمالت
مبادا در دو عالم کار دیگر
هوش مصنوعی: مجاز نیست که در این دو جهان به جز تماشای زیبایی تو به کار دیگری مشغول شوم.
بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز
اگر بودی چو تو عیار دیگر
اگر چیزی به زیبایی تو وجود داشته باشد، حتما به خاطر دزدیدن چیزی از زیبایی تو به این سان زیباست.
چو خورشید جمالت روی بنمود
ز هر ذره شنو اقرار دیگر
هوش مصنوعی: زمانی که چهره زیبا و درخشان تو چون خورشید درخشان شد، از هر ذرهای صدای تازهای را بشنو که در حال اقرار به زیبایی توست.
زهی دریا که آگندی ز گوهر
که هر قطره نمود انبار دیگر
هوش مصنوعی: ای دریای شگفتانگیز که از جواهرات پر هستی، هر قطرهات گنجینهای دیگر را نمایان میکند.
به یک خانه دو بیمارند و عاشق
منم بیمار و دل بیمار دیگر
هوش مصنوعی: در یک خانه دو نفر بیمار هستند و من هم در عشق بیمار شدهام؛ یکی دیگر نیز دلش بیمار است.
خدایا هر دو را تیمار کردی
ولیکن ماند آن تیمار دیگر
هوش مصنوعی: خداوند، هر دو نفر را مورد محبت و مراقبت قرار دادی، اما یک مراقبت دیگر همچنان باقی مانده است.
چه داند جان منکر این سخن را
که او را نیست آن دیدار دیگر
هوش مصنوعی: کسی که به حقیقت این سخن پی نبرده، نمیداند که او از دیداری دیگر محروم است.
که منکر گفت سنایی خود همینست
سنایی گفت نی خروار دیگر
هوش مصنوعی: شخصی که منکر است، میگوید که سنایی همین است که من میگویم، اما سنایی پاسخ میدهد که نه، این تنها بخشی از واقعیت است و ابعاد و عمق دیگری وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
بدان خروار تو خروار منگر
گشا دو چشم عیسی وار دیگر
هوش مصنوعی: به عمق و وسعت خود توجه نکن، بلکه با دقت و بینش عیسیگونه به اطراف خود نگاه کن و ببین.