برگردان به زبان ساده
رو چشم جان را برگشا در بیدلان اندرنگر
قومی چو دل زیر و زبر قومی چو جان بیپا و سر
هوش مصنوعی: به دقت به چشم جانت نگاه کن و در دلهای بیخبر دقت کن. گروهی که دلشان در هم ریخته است و گروهی دیگر که مانند جان، بیپاست و بیسری هستند.
بیکسب و بیکوشش همه چون دیگ در جوشش همه
بیپرده و پوشش همه دل پیش حکمش چون سپر
هوش مصنوعی: اگر بدون تلاش و کوشش باشی، همه مانند دیگ در حال جوشیدن خواهند بود. همه بدون هیچگونه پرده یا پوششی، دلهای خود را در برابر فرمان او مانند سپر قرار میدهند.
از باغ و گل دلشادتر وز سرو هم آزادتر
وز عقل و دانش رادتر وز آب حیوان پاکتر
هوش مصنوعی: از باغ و گل خوشحالتر است و از سرو نیز آزادتر است. از عقل و دانش فهیمتر و از آب حیات نیز پاکتر است.
چون ذرهها اندر هوا خورشید ایشان را قبا
بر آب و گل بنهاده پا وز عین دل برکرده سر
هوش مصنوعی: وقتی که ذرات ریز در هوا به حرکت در میآیند، خورشید به آنها لباس زیبایی میدهد و آنها در آب و گل پا میگذارند و از عمق دل خود سر برمیدارند.
در موج دریاهای خون بگذشته بر بالای خون
وز موج وز غوغای خون دامانشان ناگشته تر
هوش مصنوعی: در میان جزر و مد خونین دریاها، افرادی که بر فراز این خونها حرکت میکنند، تحت تأثیر هیاهو و خروش این خونها قرار نگرفتهاند و دامن آنها نالیده و آلوده نشده است.
در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل
در آب و گل لیکن چو دل در شب ولیکن چو سحر
هوش مصنوعی: در میان مشکلات و دردها، مثل یک گل در زندان زیبایی وجود داریم. هرچند که مانند ملخ در آب و گل زندگی میکنیم، اما دل ما در تاریکی شب است و همچنان امید به صبح و روشنی داریم.
باری تو از ارواحشان وز باده و اقداحشان
مستی خوشی از راحشان فارغ شده از خیر و شر
هوش مصنوعی: خوشی و سرمستی تو، از روح و باده و جامهایشان ناشی میشود و تو از خوبی و بدی، فارغ و رها شدهای.
بس کن که هر مرغ ای پسر خود کی خورد انجیر تر
شد طعمه طوطی شکر وان زاغ را چیزی دگر
هوش مصنوعی: دیگر بس کن، پسر، چون هر پرندهای نمیتواند از انجیر تازه بهرهمند شود. طوطی شکر را میخورد و آن زاغ هم از چیز دیگری سیر میشود.