برگردان به زبان ساده
بیا ای جان نو داده جهان را
ببر از کار عقل کاردان را
هوش مصنوعی: ای جان تازه و زندگیبخش، بیا و این دنیا را از دست عقل و اندیشهی زیرک نجات بده.
چو تیرم تا نپرانی نپرم
بیا بار دگر پر کن کمان را
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مرا از این وضعیت رها کنی، باید به من فرصت دیگری بدهی تا دوباره تلاش کنم و به اوج برسم.
ز عشقت باز تشت از بام افتاد
فرست از بام باز آن نردبان را
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، کارهایم به هم ریخته و از پایه سقوط کرده است. حالا باید دوباره آن نردبان را که به من کمک میکرد تا بالا بروم، برایم بیاورند.
مرا گویند «بامش از چه سوی است؟»
از آن سویی که آوردند جان را
هوش مصنوعی: مرا میپرسند که بام خانهات از کدام طرف است؟ من میگویم از همان سمتی که جانم را به من آوردهاند.
از آن سویی که هر شب جان روان است
به وقت صبح بازآرد روان را
هوش مصنوعی: از طرفی که هر شب روح به دنیا میآید، در صبح دوباره روح را بازمیگرداند.
از آن سو که بهار آید زمین را
چراغ نو دهد صبح آسمان را
هوش مصنوعی: زمانی که بهار فرا رسد، زمین با رنگ و بویی تازه زنده میشود و صبح آسمان نیز نور و روشنی جدیدی را به ارمغان میآورد.
از آن سو که عصایی اژدها شد
به دوزخ برد او فرعونیان را
هوش مصنوعی: از آنجا که عصا تبدیل به اژدها شد، او فرعونیان را به دوزخ برد.
از آنسو که تورا این جست و جو خاست
نشان خود اوست میجوید نشان را
هوش مصنوعی: از آن طرف که تو بهدنبال او هستی، خود او را طلب میکند و نشانهاش را میجوید.
تو آن مردی که او بر خر نشسته است
همیپرسد ز خر این را و آن را
هوش مصنوعی: شما آن شخصی هستید که فردی بر روی الاغ نشسته و از شما درباره موضوعات مختلف سوال میکند.
خمش کن کاو نمیخواهد ز غیرت
که در دریا درآرد همگنان را
هوش مصنوعی: سکوت کن، زیرا او نمیخواهد از حسادت به دیگران آسیب بزند، مانند کسانی که در دریا غرق میشوند.