برگردان به زبان ساده
سوی جامع میشد آن یک شهریار
خلق را میزد نقیب و چوبدار
هوش مصنوعی: شخصی به سمت محل تجمع مردم میرفت و آنجا به ناظرین و مسئولین کنترل نظم، دستوری میداد و آنها را به انجام وظایفشان وادار میکرد.
آن یکی را سر شکستی چوبزن
و آن دگر را بر دریدی پیرهن
هوش مصنوعی: یکی از آنها را با چوب زدی و سرش را شکست و دیگری را هم با بهدردی، پیراهنش را پاره کردی.
در میانه بیدلی ده چوب خورد
بیگناهی که برو از راه برد
هوش مصنوعی: در دل نداشتن و ناامیدی، ممکن است انسان به ناخواسته دچار مشکلاتی شود، اما بیگناهی هم در این مسیر میتواند آسیب ببیند و باید از مشکلات دوری کند.
خون چکان رو کرد با شاه و بگفت
ظلم ظاهر بین چه پرسی از نهفت
هوش مصنوعی: زخمی که در دل دارد، به شاه نشان میدهد و میگوید که ظلمهای آشکار چقدر بیفایده است، چرا که حقایق پنهان را نمیتوان نادیده گرفت.
خیر تو این است جامع میروی
تا چه باشد شر و وزرت ای غوی
هوش مصنوعی: بهترین کار تو این است که به پیش بروی و ببینی چه پیش خواهد آمد، چه خوب و چه بد.
یک سلامی نشنود پیر از خسی
تا نپیچد عاقبت از وی بسی
هوش مصنوعی: پیرمرد تا زمانی که با شخص بیهدف و بیاحترام مواجه نشود، به او توجهی نمیکند و در نهایت اگر او به دقت و ادب رفتار نکند، ممکن است از او فاصله بگیرد.
گرگ دریابد ولی را به بود
زانک دریابد ولی را نفس بد
هوش مصنوعی: اگر گرگ بفهمد که چه کسی دوست است، بهتر است، زیرا او نفس بد را تشخیص میدهد.
زانک گرگ ارچه که بس استمگریست
لیکش آن فرهنگ و کید و مکر نیست
هوش مصنوعی: اگرچه گرگ بسیار زوزه میکشد، اما او فرهنگ و تدبیر و نیرنگی ندارد.
ورنه کی اندر فتادی او به دام
مکر اندر آدمی باشد تمام
هوش مصنوعی: اگر نه این باشد، پس چگونه ممکن است کسی به دام فریب بیفتد در حالی که نوع انسان به طور کلی کامل است؟
گفت قج با گاو و اشتر ای رفاق
چون چنین افتاد ما را اتفاق
هوش مصنوعی: قج با گاو و شتر صحبت میکند و از دوستانش میگوید که وقتی چنین حادثهای برای ما پیش آمد، چه باید کرد.
هر یکی تاریخ عمر ابدا کنید
پیرتر اولیست باقی تن زنید
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگی خود به فعالیت و تلاش بپردازد، به مرور زمان تجربیات و شناخت بیشتری کسب میکند. بنابراین، هرچه بیشتر به سمت اهداف و آرزوهای خود حرکت کنید، اساساً بر غنای زندگیتان افزوده خواهد شد و تواناییهای شما بیشتر خواهد شد.
گفت قج مرج من اندر آن عهود
با قج قربان اسمعیل بود
هوش مصنوعی: او گفت که در آن زمانهای گذشته، ارتباط من با قربان اسماعیل بسیار نزدیک و صمیمی بود.
گاو گفتا بودهام من سالخورد
جفت آن گاوی کش آدم جفت کرد
هوش مصنوعی: گاو میگوید که من سالها زندگی کردهام و در گذشته شاهد بودهام که چگونه آدمی به جفتگیری با گاوی پرداخته است.
جفت آن گاوم که آدم جد خلق
در زراعت بر زمین میکرد فلق
هوش مصنوعی: این بیت به بیان تشابه میان گاو و انسان اشاره دارد و میگوید که گاو همانند انسان در کار زراعت و کشاورزی بر روی زمین فعالیت میکند. در واقع، هر دو موجودات مهمی هستند که در توسعه و پیشرفت زندگی انسانی نقش دارند.
چون شنید از گاو و قج اشتر شگفت
سر فرود آورد و آن را برگرفت
هوش مصنوعی: وقتی او صدای گاو و صدای ناقه را شنید، شگفتزده شد و سرش را پایین آورد و آن را برداشت.
در هوا بر داشت آن بند قصیل
اشتر بختی سبک بیقال و قیل
هوش مصنوعی: در فضا، بند بلند و سنگین شتر بختی به راحتی و بدون حاشیهسازی و دردسر برداشته شد.
که مرا خود حاجت تاریخ نیست
کین چنین جسمی و عالی گردنیست
هوش مصنوعی: من نیازی به تاریخ ندارم، چون وجود من به قدری ارزشمند و برجسته است که خودم برای خودم کافی هستم.
خود همه کس داند ای جان پدر
که نباشم از شما من خردتر
هوش مصنوعی: هر کسی میداند که من از شما خردتر نیستم، ای جان پدر.
داند این را هرکه ز اصحاب نهاست
که نهاد من فزونتر از شماست
هوش مصنوعی: هرکس که از دوستان و نزدیکان ما باشد، میداند که مقام و جایگاه من بالاتر از شماست.
جملگان دانند کین چرخ بلند
هست صد چندان که این خاک نژند
هوش مصنوعی: همه میدانند که این آسمان بزرگ بسیار بیشتر از این زمین خاکی است.
کو گشاد رقعههای آسمان
کو نهاد بقعههای خاکدان
هوش مصنوعی: کجا است آن کسی که آسمان را وسعت بخشید و زمین را با آرامش و امنیت قرار داد؟