برگردان به زبان ساده
قصه کوته کن که رای نفس کور
برد او را بعد سالی سوی گور
هوش مصنوعی: قصه را کوتاه کن، چون نفس انسان کور است و او را بعد از سالها به سمت مرگ هدایت میکند.
شاه چون از محو شد سوی وجود
چشم مریخیش آن خون کرده بود
هوش مصنوعی: هنگامی که شاه از حالت عدم به وجود آمد، نگاهش مانند چشم مریخ، خونی به جا گذاشته بود.
چون به ترکش بنگرید آن بینظیر
دید کم از ترکشش یک چوبه تیر
هوش مصنوعی: وقتی به تیرکمان آن بینظیر نگاه میکنی، متوجه میشوی که از خود تیرکش بیشتر از یک تیر ندارد.
گفت کو آن تیر و از حق باز جست
گفت که اندر حلق او کز تیر تست
هوش مصنوعی: گفت: تیر کجاست که از حق فرار کرده است؟ پاسخ داد که آن تیر در گلویم نشسته و به خاطر توست.
عفو کرد آن شاه دریادل ولی
آمده بد تیر اه بر مقتلی
هوش مصنوعی: آن پادشاه با دل بزرگش عفو کرد، اما به هر حال تیر آه، کشتن را به همراه دارد.
کشته شد در نوحهٔ او میگریست
اوست جمله هم کشنده و هم ولیست
هوش مصنوعی: در سوگ او، کشته شده و اشک میریزد. او همزمان هم جانکاه است و هم سرپرست.
ور نباشد هر دو او پس کل نیست
هم کشندهٔ خلق و هم ماتمکنیست
هوش مصنوعی: اگر هر دو آنها نباشند، پس هیچ چیز وجود ندارد. او هم میتواند خلق را نابود کند و هم عامل اندوه و غم باشد.
شکر میکرد آن شهید زردخد
کان بزد بر جسم و بر معنی نزد
هوش مصنوعی: شهید به خاطر این که خداوند بر جسم و جانش آزمایشهایی فرستاده بود، از او سپاسگزاری میکرد.
جسم ظاهر عاقبت خود رفتنیست
تا ابد معنی بخواهد شاد زیست
هوش مصنوعی: بدن ظاهری در نهایت باید برود، اما روح و معنا همیشه ادامه دارد و برای شاد زیستن به معنا نیاز داریم.
آن عتاب ار رفت هم بر پوست رفت
دوست بیآزار سوی دوست رفت
هوش مصنوعی: هرگونه تندی و عتابی که بر کسی روا شود، اگرچه ممکن است بر ظاهر او اثر کند، اما در عمق وجود او، عشق و محبت به دوستان باقی میماند و راهی به سوی محبت و دوستی وجود دارد.
گرچه او فتراک شاهنشه گرفت
آخر از عین الکمال او ره گرفت
هوش مصنوعی: هرچند او لباس و زینتهای پادشاهی را بر تن داشت، اما در نهایت از وجود و کمال واقعی او الهام گرفت و راه خود را پیدا کرد.
و آن سوم کاهلترین هر سه بود
صورت و معنی به کلی او ربود
هوش مصنوعی: آن شخص سوم از میان آن سه نفر، کسلترین و بیحوصلهترین بود و بهطور کلی چهره و معنا را از وجود خود برداشت.