برگردان به زبان ساده
یک کنیزک یک خری بر خود فکند
از وفور شهوت و فرط گزند
هوش مصنوعی: یک دختر کنیز به خاطر شدت خواستههایش، به سختیهای زیاد و آسیبها دچار شده است.
آن خر نر را بگان خو کرده بود
خر جماع آدمی پی برده بود
هوش مصنوعی: او به آن خر نر عادت کرده بود و به نوعی رابطهاش با آن، مانند فهم انسانی از ارتباطات بود.
یک کدویی بود حیلتسازه را
در نرش کردی پی اندازه را
هوش مصنوعی: در این بیت به شیوایی به تصویر کشیده شده که یک کدو به عنوان نمادی از فریب و تزویر وجود دارد و با اشاره به نر یا ماده آن، به اهمیت اندازه و قاعدهمندی در ساختار اشاره میشود. به عبارتی دیگر، در اینجا بر روی مفهوم حیلهگری و چگونگی شکلگیری آن تأکید شده است.
در ذکر کردی کدو را آن عجوز
تا رود نیم ذکر وقت سپوز
هوش مصنوعی: عجوز در ذکر و یادآوری کدو تلاش میکند تا آن را به درستی به یاد آورد، اما زمانی که نوبت به گفتن میرسد، نمیتواند به درستی در ذهنش آن را ضبط کند.
گر همه کیر خر اندر وی رود
آن رحم و آن رودهها ویران شود
هوش مصنوعی: اگر همه مسائل و مشکلات به یکباره به سراغ انسان بیاید، آن وقت نتیجهای جز خرابی و نابودی نخواهد داشت.
خر همی شد لاغر و خاتون او
مانده عاجز کز چه شد این خر چو مو
هوش مصنوعی: خر در حال لاغر شدن است و همسر او از این وضعیت نگران و حیران مانده که چرا این خر به این حال افتاده، همچون مویی نازک و ضعیف شده است.
نعلبندان را نمود آن خر که چیست
علت او که نتیجهش لاغریست
هوش مصنوعی: نعلبندان را نشان داد که این خر به چه دلیل لاغر است و علتش چیست.
هیچ علت اندرو ظاهر نشد
هیچ کس از سر او مخبر نشد
هوش مصنوعی: هیچ دلیلی از او نمایان نشد و هیچکس از حال او خبر نداشت.
در تفحص اندر افتاد او به جد
شد تفحص را دمادم مستعد
هوش مصنوعی: او در جستجو و بررسی فرو رفت و چون به جدیت مشغول شد، هر لحظه بیشتر آماده و مستعد برای این جستجو گردید.
جدّ را باید که جان بنده بود
زانک جد جوینده یابنده بود
هوش مصنوعی: نوه باید جانشین پدر باشد، چون نوه کسی است که جستجو میکند و به مقصود خود میرسد.
چون تفحص کرد از حال اِشَک
دید خفته زیر خر آن نرگسک
هوش مصنوعی: وقتی به جستجوی حال اشک پرداختم، دیدم که زیر خاک، آن نرگس کوچک خوابیده است.
از شکاف در بدید آن حال را
بس عجب آمد از آن آن زال را
هوش مصنوعی: از شکاف در، آن حال را دید و بسیار تعجب کرد که زال چه وضعی پیدا کرده است.
خر همیگاید کنیزک را چنان
که به عقل و رسم مردان با زنان
هوش مصنوعی: خر به طرز خاصی، دخترک را راه میبرد، همانگونه که مردان با زنان بر اساس عقل و آداب رفتار میکنند.
در حسد شد گفت چون این ممکنست
پس من اولیتر که خر ملک منست
هوش مصنوعی: افراد حسود همیشه در تلاشند تا خود را از دیگران بهتر نشان دهند و به دنبال بهانهای برای نارضایتی از موفقیتهای دیگران هستند. آنها با خود میگویند که حقشان بیشتر است و باید آنچه را دیگران دارند، خودشان داشته باشند.
خر مهذّب گشته و آموخته
خوان نهادهست و چراغ افروخته
هوش مصنوعی: خری که تربیت شده و آموخته است، حالا سفرهای آماده کرده و چراغی روشن کرده است.
کرد نادیده و در خانه بکوفت
کای کنیزک چند خواهی خانه روفت
هوش مصنوعی: دخترک را نادیده گرفت و در خانه گفت: ای کنیز، چند بار میخواهی خانه را تمیز کنی؟
از پی روپوش میگفت این سخُن
کای کنیزک آمدم در باز کن
هوش مصنوعی: دخترک که به در خانه آمده است، از پشت پرده میگوید که من اینجا هستم، در را باز کن تا وارد شوم.
کرد خاموش و کنیزک را نگفت
راز را از بهر طمْع خود نهفت
هوش مصنوعی: او سکوت کرد و به کنیزک چیزی نگفت، زیرا اسرار خود را به خاطر منافع شخصیاش پنهان کرده بود.
پس کنیزک جمله آلات فساد
کرد پنهان پیش شد در را گشاد
هوش مصنوعی: دخترک تمام وسایل فساد را به طور پنهانی آماده کرد و به جلو آمد و در را باز کرد.
رو ترش کرد و دو دیده پر ز نم
لب فرو مالید یعنی صایمم
هوش مصنوعی: او ناراحت شد و با چشمانی پر از اشک، لبش را به هم مالید، یعنی من چیزی نخوردهام.
در کف او نرمه جاروبی که من
خانه را میروفتم بهر عطن
هوش مصنوعی: در دست او جارو نرم و نازکی است که من برای تمیز کردن خانه از آن استفاده میکردم.
چونک با جاروب در را وا گشاد
گفت خاتون زیر لب کای اوستاد
هوش مصنوعی: وقتی که با جاروب در را باز کرد، خانم با صدای آرامی گفت: "ای استاد..."
رو ترش کردی و جاروبی به کف
چیست آن خر برگسسته از علف
هوش مصنوعی: چرا به من سردی و ناراحتی نشان میدهی؟ آیا این حالت تو به خاطر این است که علفها تمام شده و ماجرای آن خر بیچاره که به خاطر نبود علف در مضیقه است، به یاد تو میآورد؟
نیمکاره و خشمگین جنبان ذکر
ز انتظار تو دو چشمش سوی در
هوش مصنوعی: نیمه کاره و عصبانی، مشغول ذکر و یاد توست، در حالی که دو چشمانش به سمت در دوخته شده است.
زیر لب گفت این نهان کرد از کنیز
داشتش آن دم چو بیجرمان عزیز
هوش مصنوعی: در زیر لب صحبت کرد و این راز را از کنیز خود پنهان کرد، همان لحظه که بیدلیل عزیزش بود.
بعد از آن گفتش که چادر نه به سر
رو فلان خانه ز من پیغام بر
هوش مصنوعی: او پس از آن گفت که چادر بر سر نگذار و به خانه فلانی برو و از طرف من پیامی را برسان.
این چنین گو وین چنین کن وآنچنان
مختصر کردم من افسانهٔ زنان
هوش مصنوعی: به این شکل سخن بگو و به این شیوه عمل کن. من داستان زنان را به طور مختصر بیان کردم.
آنچ مقصودست مغز آن بگیر
چون به راهش کرد آن زال ستیر
هوش مصنوعی: هر چه هدف و مقصود است، در دل و جوهر آن را بگیر؛ چونکه آن زال بزرگ (رستم) در تلاش و کوشش خود به آن هدف دست یافته است.
بود از مستی شهوت شادمان
در فرو بست و همیگفت آن زمان
هوش مصنوعی: شخصی در حال شادی و سرخوشی ناشی از مستی و شهوت بود و در آن لحظه، به بیان احساسات خود مشغول بود.
یافتم خلوت زنم از شُکر بانگ
رستهام از چار دانگ و از دو دانگ
هوش مصنوعی: به طور کلی، در این بیت شاعر به تجربهای معنوی اشاره میکند که در آن به آرامش و سکوت درونی دست یافته و از زشتیها و محدودیتها رها شده است. این سکوت برای او به مانند شیرینی است که از صدا و هیاهو دور شده و به درک عمیقتری از خود و زندگی دست پیدا کرده است.
از طرب گشته بزان زن هزار
در شرار شهوت خر بیقرار
هوش مصنوعی: از شادی و لذت، زن هزار بار در آتش اشتیاق و desire در حال تپش و بیقراری است.
چه بزان کآن شهوت او را بز گرفت
بَز گرفتن گیج را نبود شگفت
هوش مصنوعی: این جمله به وضوح به تداخل میان تمایلات انسانی و واقعیتهای زندگی اشاره دارد. به این معناست که فردی با وجود داشتن تمایلات و خواستههای خاص، ممکن است با موانع یا چالشهایی مواجه شود که او را دچار سردرگمی میکند. در نتیجه، این تضاد بین خواستهها و شرایط میتواند باعث حیرت یا شگفتی شود.
میل شهوت کر کند دل را و کور
تا نماید خر چو یوسف نار نور
هوش مصنوعی: تمایل به شهوت انسان را از دیدن واقعیتهای زندگی کور میکند، به گونهای که حتی بهترین و باارزشترین افراد نیز در برابر جذابیتهای مادی و دنیوی نادیده گرفته میشوند.
ای بسا سرمست نار و نارجو
خویشتن را نور مطلق داند او
هوش مصنوعی: بسیاری از کسانی که به لذت و خوشی میپردازند، ممکن است خود را در اوج روشنایی و بهترین حالت تصور کنند، در حالی که حقیقت ممکن است چیز دیگری باشد.
جز مگر بندهٔ خدا یا جذب حق
با رهش آرد بگرداند ورق
هوش مصنوعی: تنها کسی که میتواند به خداوند نزدیک شود و در مسیر او حرکت کند، به حقیقت و معنای واقعی زندگی دست مییابد.
تا بداند کآن خیال ناریه
در طریقت نیست الّا عاریه
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که فرد باید آگاه باشد که آن خیال یا تصور نمیتواند حقیقت یا واقعیت اصلی باشد و تنها یک قرض یا امانت است که در راه سیر و سلوک به او داده شده است.
زشتها را خوب بنماید شَرَه
نیست چون شهوت بتر ز آفاتِ ره
هوش مصنوعی: هر چیزی را که به نظر زشت میآید، با لذتی که از شهوت میآید، زیبا جلوه میدهد. بنابراین باید مراقب بود، زیرا این نوع خوشیها میتوانند بدتر از آسیبهایی باشند که در راه وجود دارد.
صد هزاران نام خوش را کرد ننگ
صد هزاران زیرکان را کرد دنگ
هوش مصنوعی: بسیاری از نامهای نیک و زیبا را به خفت و عیب تبدیل کرد و هزاران انسان دانا و خردمند را در تردید و سردرگمی قرار داد.
چون خری را یوسف مصری نمود
یوسفی را چون نماید آن جهود
هوش مصنوعی: وقتی یوسف، که از نظر زیبایی و مقام خاص بود، در نظر خری به عنوان یک انسان برجسته جلوهگر شد، حالا چه کسی میتواند آن یهودی را در جایگاه خود نشان دهد و ارزش او را بدرستی نمایان کند؟
بر تو سرگین را فسونش شهد کرد
شهد را خود چون کند وقت نبرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فریب و نیرنگ، مانند عسل شیرین و جذاب است، اما در زمان جنگ و درگیری، خود عسل نیز به تلخی تبدیل میشود. در واقع، اشاره به این دارد که در شرایط سخت و دشوار، حتی شیرینیها نیز میتوانند به تلخی و مشکل تبدیل شوند.
شهوت از خوردن بود کم کن ز خور
یا نکاحی کن گریزان شو ز شر
هوش مصنوعی: اگر شهوت و تمایلات شدیدت به خوردن کم شده، یا بهتر است کمتر بخوری، یا اینکه به ازدواج روی بیاوری و از فساد و گناه دوری کنی.
چون بخوردی میکشد سوی حرم
دخل را خرجی بباید لاجرم
هوش مصنوعی: زمانی که نوشیدی، باید هزینهاش را بپردازی، بنابراین برای ورود به حرم هزینهای لازم است.
پس نکاح آمد چو لاحول و لا
تا که دیوَت نفکند اندر بلا
هوش مصنوعی: ازدواج همچون حوادث ناگهانی است که انسان را از مشکلات و بلاهای زندگی نجات میدهد.
چون حریص خوردنی زن خواه زود
ورنه آمد گربه و دنبه ربود
هوش مصنوعی: اگر کسی به سرعت و با حرص غذای خود را نگیرد، ممکن است فرصت را از دست بدهد و کسی یا چیزی دیگر آن را برباید.
بار سنگی بر خری که میجهد
زود بر نه پیش از آن کو بر نهد
هوش مصنوعی: بار سنگینی بر دوش حیوانی هست که ناگهان حرکت میکند، اما پیش از آن باید بار را بر روی آن بگذارد.
فعل آتش را نمیدانی تو برد
گرد آتش با چنین دانش مگرد
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که آتش چه تأثیری دارد، بنابراین دور آتش نرو و با این اطلاعات کم، خطر خود را افزایش نده.
علم دیگ و آتش ار نبود ترا
از شرر نه دیگ ماند نه ابا
هوش مصنوعی: اگر علم و دانش نباشد و تو توانایی کنترل آتش را نداشته باشی، نه دیگی باقی میماند و نه آبی، همه چیز از بین میرود.
آب حاضر باید و فرهنگ نیز
تا پزد آب دیگ سالم در ازیز
هوش مصنوعی: برای اینکه غذایی خوب و سالم بپزیم، لازم است که هم آب تمیز و هم فرهنگ مناسب و درست در دسترس باشد.
چون ندانی دانش آهنگری
ریش و مو سوزد چو آنجا بگذری
هوش مصنوعی: وقتی که دانش کار با آهن را نمیدانی، ریش و موی تو ممکن است در آتش سوخته شود، پس هنگام عبور از آنجا باید مراقب باشی.
در فرو بست آن زن و خر را کشید
شادمانه لاجرم کیفر چشید
هوش مصنوعی: آن زن در را بست و خر را با خوشحالی کشید، در نتیجه به تنبیه دچار شد.
در میان خانه آوردش کشان
خفت اندر زیر آن نر خر ستان
هوش مصنوعی: در خانه او را به زور کشان کشیدند و زیر آن نر خر خوابید.
هم بر آن کرسی که دید او از کنیز
تا رسد در کام خود آن قحبه نیز
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به موضوعی اشاره دارد که بر اساس آن، فردی در تلاش است تا به خواستهها و آرزوهای خود برسد. او در جستجوی لذت و خوشی است و به نوعی به دیگران، از جمله کسانی که در موقعیتهای پایینتری هستند، نگاه میکند. این ابراز جستجوی لذت میتواند اشاره به روابط ناپایدار و سطحی نیز داشته باشد.
پا بر آورد و خر اندر ویی سپوخت
آتشی از کیر خر در وی فروخت
هوش مصنوعی: او برخاست و خر را به آتش کشید، و از وجود آن خر آتش را در وی افروخت.
خر مؤدب گشته در خاتون فشرد
تا بخایه در زمان خاتون بمرد
هوش مصنوعی: خر آرام و مودب شده و در آغوش بانوی خود فشرده شده است، اما در نهایت در زمان برخورد با خاتون جان خود را از دست میدهد.
بر درید از زخم کیر خر جگر
رودهها بسکسته شد از همدگر
هوش مصنوعی: از شدت زخمی که خر بر خود دارد، جگر و رودهها به شدت آسیب دیده و از هم جدا شدهاند.
دم نزد در حال آن زن جان بداد
کرسی از یکسو زن از یکسو فتاد
هوش مصنوعی: در این ضربالمثل به وضعیتی اشاره میشود که زنی از یک طرف به سمت مردی میرود و در عین حال، جانش به خاطر عشق یا محبت به او میرود. این وضعیتی است که نشاندهندهی احساسات قوی و غمانگیز در عشق است.
صحن خانه پر ز خون شد زن نگون
مرد او و برد جان ریب المنون
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویرگری از صحنهای تلخ و دردناک اشاره میشود که در آن، خانهای پر از غم و اندوه شده و زنی به خاطر مرگ همسرش در اندوه و ناراحتی فرو رفته است. این صحنه نشاندهنده تغییرات ناگواری در زندگی و تجربهی از دست دادن عزیزان است. در واقع، این روایت به بیان فاجعهای عاطفی و تأثیر عمیق آن بر زندگی انسانها میپردازد.
مرگ بد با صد فضیحت ای پدر
تو شهیدی دیدهای از کیر خر
هوش مصنوعی: این جمله به انتقاد از وضعیت زندگی یا شرایط دشوار اشاره دارد و به نوعی به مسأله مرگ و inevitable بودن آن پرداخته است. این گفتار همچنین میتواند بیانگر احساس ناامیدی و نارضایتی از اوضاع موجود باشد. به عبارتی، فردی در حال بیان این است که مرگ به مراتب بهتر از زندگی در شرایط نامناسب و مشمئزکننده است.
تو عذاب الخزی بشنو از نبی
در چنین ننگی مکن جان را فدی
هوش مصنوعی: بهتر است از پیامبر بشنوی که در مورد عذاب و خاری چه میگوید و در چنین شرم و ننگی جان خود را فدای چیزی نکن.
دانک این نفس بهیمی نر خرست
زیر او بودن از آن ننگینترست
هوش مصنوعی: بنابراین، این نفس پست و خبیث مانند نر خر است و بودن زیر سلطهاش، از هر چیز دیگری ننگینتر و زشتتر است.
در ره نفس ار بمیری در منی
تو حقیقت دان که مثل آن زنی
هوش مصنوعی: اگر در راه نفس بمیری، در واقع تو خود را فانی کردهای و در حقیقت میتوان گفت آنچه باقی میماند، خود تو هستی. این مثل آن زنی است که در عشق و فراق جان میدهد، اما وجود او همچنان در دلها زنده است.
نفس ما را صورت خر بدهد او
زانک صورتها کند بر وفق خو
هوش مصنوعی: نفس ما را به شکل خر درآورد زیرا که اشکال را بر اساس خواستهها و تمایلات خود شکل میدهد.
این بود اظهار سر در رستخیز
الله الله از تن چون خر گریز
هوش مصنوعی: اینجا بیان میشود که در روز قیامت، انسانها باید بر حذر باشند و از دنیا و تن خود که مانند یه بار سنگین است، فرار کنند. به نوعی، باید از وابستگیهای دنیوی دور شوند و به سوی خداوند روی آورند.
کافران را بیم کرد ایزد ز نار
کافران گفتند نار اولی ز عار
هوش مصنوعی: خداوند کافران را از آتش جهنم میترساند و آنها میگویند که آتش کافران بدتر از ننگ و عیب است.
گفت نی آن نار اصل عارهاست
همچو این ناری که این زن را بکاست
هوش مصنوعی: گفت نه، این نار (آتشی) که هست، اصل زشتیها و عیبهاست، مانند این آتشی که این زن را سوزانده است.
لقمه اندازه نخورد از حرص خود
در گلو بگرفت لقمه مرگ بد
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و ولع زیاد، لقمهای بزرگتر از اندازهاش در دهانش گرفت و همین باعث شد که به زودی با مرگ مواجه شود.
لقمه اندازه خور ای مرد حریص
گرچه باشد لقمه حلوا و خبیص
هوش مصنوعی: ای مرد طمعکار، لقمه را باید به اندازه بخوری، حتی اگر لقمهای شیرین و خوشمزه باشد.
حق تعالی داد میزان را زبان
هین ز قرآن سورهٔ رحمن بخوان
هوش مصنوعی: خداوند میزان را به ما داده است؛ بنابراین، بیایید از قرآن و به ویژه سوره رحمن بهرهمند شویم و خواندن آن را فراموش نکنیم.
هین ز حرص خویش میزان را مهل
آز و حرص آمد ترا خصم مضل
هوش مصنوعی: ببین، به خاطر حرص و طمع خود، ترازویی که در دست داری به تو خسارت میزند و حرص تو به عنوان دشمنی گمراه کننده برایت عمل میکند.
حرص جوید کل بر آید او ز کل
حرص مپرست ای فجل ابن الفجل
هوش مصنوعی: حرص و طمع از تمام چیزها برمیخیزد، اما خود را به حرص و طمع نبند، ای فرزند بیخاصیت.
آن کنیزک میشد و میگفت آه
کردی ای خاتون تو استا را به راه
هوش مصنوعی: آن دخترک میگفت: ای خانم، تو در برابر آن استاد آه و ناله کردی.
کار بیاستاد خواهی ساختن
جاهلانه جان بخواهی باختن
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بدون راهنمایی و علم کار انجام دهی، به مانند آن است که جان خود را به خطر میاندازی و ممکن است به نتیجهای ناخوشایند برسید.
ای ز من دزدیده علمی ناتمام
ننگ آمد که بپرسی حال دام
هوش مصنوعی: ای کسی که دانشی ناقص از من گرفتهای، ننگ است که از من دربارهی حال و روز خود بپرسی.
هم بچیدی دانه مرغ از خرمنش
هم نیفتادی رسن در گردنش
هوش مصنوعی: تو هم دانههای مرغ را از کشت او چیدی و هم به گردن او کمبند نینداختی.
دانه کمتر خور مکن چندین رفو
چون کلوا خواندی بخوان لا تسرفوا
هوش مصنوعی: دانه را بیش از حد نخور، چرا که اگر بیشتر از نیاز بخوری، به هدر میرود. به آنچه گفته شده توجه کن که اسراف نکن.
تا خوری دانه نیفتی تو به دام
این کند علم و قناعت والسلام
هوش مصنوعی: اگر دانه را بخوری، به دام نمیافتی. این علم و قناعت را در آغوش بگیر و بس کن.
نعمت از دنیا خورد عاقل نه غم
جاهلان محروم مانده در ندم
هوش مصنوعی: عاقل از نعمات دنیا بهرهمند میشود و نیازی به نگرانی دربارهی غم و حسرت کسانی که از این نعمتها بیبهره ماندهاند ندارد.
چون در افتد در گلوشان حبل دام
دانه خوردن گشت بر جمله حرام
هوش مصنوعی: وقتی که دام در گلو آنها بیفتد، خوردن دانه برای همه حرام میشود.
مرغ اندر دام دانه کی خورد
دانه چون زهرست در دام ار چرد
هوش مصنوعی: پرندهای که در دام افتاده، هرگز دانه را نمیخورد، چرا که دانه برای او مانند زهر است. اگرچه از آن دانه به نظر میرسد که غذای خوبی باشد، اما در واقع باعث درد و آسیب به او میشود.
مرغ غافل میخورد دانه ز دام
همچو اندر دام دنیا این عوام
هوش مصنوعی: پرندهای که بیخبر از خطر در دام میتواند دانه بخورد، به نوعی نمادی از مردم عادی است که در دامهای دنیا و مشکلات زندگی گرفتار شدهاند. آنها به اشتباه در پی خوشیهای زودگذر هستند و از عواقب کارهای خود بیخبرند.
باز مرغان خبیر هوشمند
کردهاند از دانه خود را خشکبند
هوش مصنوعی: پرندگان زیرک و باهوش، از دانههای خود به خوبی مراقبت میکنند و خود را از خطرات حفظ مینمایند.
که اندرون دام دانه زهرباست
کور آن مرغی که در فخ دانه خواست
هوش مصنوعی: مرغی که به دنبال دانهای فریبنده میگردد، در دام ناگواری گرفتار میشود که در آن دانهای زهرناک نهان است.
صاحب دام ابلهان را سر برید
وآن ظریفان را به مجلسها کشید
هوش مصنوعی: کسی که دارای دام و تله است، افراد نادان را فریب داده و به خطر میاندازد، در حالی که خوشسلیقهها و ظریفاندیشان را به مجالس و محافل اجتماعی دعوت میکند.
که از آنها گوشت میآید به کار
وز ظریفان بانگ و نالهٔ زیر و زار
هوش مصنوعی: آنها کسانی هستند که به کار میآیند و از ظریفان صداها و نالههای غمگین و دردآلود به گوش میرسد.
پس کنیزک آمد از اشکاف در
دید خاتون را به مرده زیر خر
هوش مصنوعی: دختر خدمتکار از حیاط درآمد و دید خانم را در کنار مردهای که زیر باران افتاده بود.
گفت ای خاتون احمق این چه بود
گر ترا استاد خود نقشی نمود
هوش مصنوعی: ای زن نادان، این چه کاری بود که اگر استاد تو تصویری از خود برایت کشید؟
ظاهرش دیدی سرش از تو نهان
اوستا ناگشته بگشادی دکان
هوش مصنوعی: ظاهرش را میبینی اما باطنش برای تو پنهان است؛ استاد درونش را به نمایش نگذاشته و دکان خود را باز نکرده است.
کیر دیدی همچو شهد و چون خبیص
آن کدو را چون ندیدی ای حریص؟
هوش مصنوعی: اگر چیزی را نادیده بگیری و تنها به جذابیت ظاهریاش توجه کنی، در نهایت به چیزی بیارزش و نامناسب میرسی. پس باید دقت کنی و فراتر از آنچه در نگاه اول میبینی، نگاه کنی.
یا چو مستغرق شدی در عشق خر
آن کدو پنهان بماندت از نظر
هوش مصنوعی: در عشق عمیق شو، مانند خر که در دنیای خودش غرق شده است، و مانند کدوی پنهان که از دیدهها دور میماند، از نظر دیگران دور میشوی.
ظاهر صنعت بدیدی زوستاد
اوستادی برگرفتی شاد شاد
هوش مصنوعی: ظاهر هنر را دیدی و از آن یاد گرفتی و از این آموزش خوشحال هستی.
ای بسا زراق گول بیوقوف
از ره مردان ندیده غیر صوف
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که بیخود و ناآگاهانه به پیروی از مردان حق و حقیقت میپردازند، تنها به ظواهر و زرق و برقها مینگرند و از درک عمق واقعیات و معنای باطن غافلاند.
ای بسا شوخان ز اندک احتراف
از شهان ناموخته جز گفت و لاف
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد با کمی تملق و چاپلوسی به مقامهای بالا دست یافتهاند، اما جز صحبت و ادعا چیزی از ارزشها نیاموختهاند.
هر یکی در کف عصا که موسیام
میدمد بر ابلهان که عیسیام
هوش مصنوعی: هر کسی در دست خود، نیرویی دارد که میتواند بر افرادی نادان تأثیر بگذارد، به گونهای که خود را شبیه پیامبران میبیند.
آه از آن روزی که صدق صادقان
باز خواهد از تو سنگ امتحان
هوش مصنوعی: در آن روزی که حقیقت و راستی از تو آزمون سختی خواهد گرفت، وای بر تو!
آخر از استاد باقی را بپرس
یا حریصان جمله کورانند و خرس
هوش مصنوعی: در نهایت، بهتر است از استاد بپرسی، یا اینکه بدان که طمعکاران همه نابینا هستند و نمیتوانند حقیقت را ببینند.
جمله جستی باز ماندی از همه
صید گرگانند این ابله رمه
هوش مصنوعی: تمامی تلاشهات بیفایده مانده و تو از دست شکارچیان در امان نیستی؛ این نادان فقط گلهای از حیوانات است.
صورتی بشنیده گشتی ترجمان
بیخبر از گفت خود چون طوطیان
هوش مصنوعی: صورتها را دیدهای و به زبان آنها صحبت میکنی، اما خودت از آنچه میگویی بیاطلاع هستی، مثل طوطیها که فقط تکرار میکنند.