برگردان به زبان ساده
ای مبدل کرده خاکی را به زر
خاک دیگر را بکرده بوالبشر
هوش مصنوعی: ای کسی که توانستهای خاک را به طلا تبدیل کنی و خاک دیگری را به انسان بزرگ مبدل سازی.
کار تو تبدیل اعیان و عطا
کار من سهوست و نسیان و خطا
هوش مصنوعی: وظیفه تو تغییر و شکلدهی به چیزهاست، اما مسئولیت من اشتباهات و فراموشیهاست.
سهو و نسیان را مبدل کن به علم
من همه خلمم مرا کن صبر و حلم
هوش مصنوعی: اشتباهات و فراموشیهای من را به علم و دانش تبدیل کن. من تماماً نادان هستم، پس به من صبر و بردباری عطا کن.
ای که خاک شوره را تو نان کنی
وی که نان مرده را تو جان کنی
هوش مصنوعی: ای کسی که میتوانی زمین خشک و بیثمر را به نان تبدیل کنی و کسی که میتوانی جان را از نانی که دیگر فایدهای ندارد بگیری.
ای که جان خیره را رهبر کنی
وی که بیره را تو پیغمبر کنی
هوش مصنوعی: ای کسی که میتوانی راه را به آن که عقلش در سردرگمی است نشان دهی و بیراهها را برای او روشن کنی.
میکنی جزو زمین را آسمان
میفزایی در زمین از اختران
هوش مصنوعی: تو به زمین زندگی و حقیقت را میآفرینی و آن را به آسمان و ستارهها متصل میکنی.
هر که سازد زین جهان آب حیات
زوترش از دیگران آید ممات
هوش مصنوعی: هر کسی که از این دنیا به دنبال آب حیات باشد، مرگش زودتر از دیگران فرامیرسد.
دیدهٔ دل کو به گردون بنگریست
دید که اینجا هر دمی میناگریست
هوش مصنوعی: چشم دل به آسمان نگاه کرد و دید که در اینجا، هر لحظه، مینازید و گور عیش و شادی میکند.
قلب اعیانست و اکسیری محیط
ایتلاف خرقهٔ تن بیمخیط
هوش مصنوعی: قلب، مانند جواهری ارزشمند است و خلوص آن به گونهای است که تمام ویژگیها و زیباییهای دیگر در آن جمع شدهاند. جسم و ظاهر تنها یک پوشش هستند و این درونیات هستند که اهمیت واقعی را دارند و باید مورد توجه قرار گیرند.
تو از آن روزی که در هست آمدی
آتشی یا بادی یا خاکی بدی
هوش مصنوعی: از زمانی که به این جهان پا گذاشتی، یا مانند آتش درخشان شدی، یا چون باد سبک و آزاد، یا مانند خاک محکم و استوار.
گر بر آن حالت ترا بودی بقا
کی رسیدی مر ترا این ارتقا
هوش مصنوعی: اگر آن حالت برایت ادامهدار بود، چگونه به این مقام و مرتبه رسیدی؟
از مبدل هستی اول نماند
هستی بهتر به جای آن نشاند
هوش مصنوعی: هیچ چیز از نخستین حالت خود باقی نمیماند و بهتر است که چیزی دیگر جایگزین آن شود.
همچنین تا صد هزاران هستها
بعد یکدیگر دوم به ز ابتدا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تا زمانی که تعداد زیادی موجودیت وجود دارد، این موجودیتها به تدریج و از ابتدای وجودشان به هم پیوند میخورند. به عبارتی دیگر، هر چیزی که به وجود میآید، از یک نقطه شروع کرده و به تدریج به تعداد بیشتری میرسد.
از مبدل بین وسایط را بمان
کز وسایط دور گردی ز اصل آن
هوش مصنوعی: از دنبالهی واسطهها دوری کن، چرا که ممکن است در این مسیر از اصل موضوع و حقیقت دور شوی.
واسطه هر جا فزون شد وصل جست
واسطه کم ذوق وصل افزونترست
هوش مصنوعی: هر جا که واسطهها و میانجیها بیشتر شوند، به دنبال ارتباط و پیوند برمیآیند، اما در جایی که تعداد واسطهها کم باشد، لذت و شیرینی ارتباط بیشتر احساس میشود.
از سببدانی شود کم حیرتت
حیرت تو ره دهد در حضرتت
هوش مصنوعی: وقتی که دلیل و علتها را میشناسی، از سردرگمیات کاسته میشود و این خود، راهی به سوی روشنایی و آگاهی در زندگیات میگشاید.
این بقاها از فناها یافتی
از فنااش رو چرا برتافتی
هوش مصنوعی: این زندگی جاودانهای که به دست آوردی، از گذر مرگ و نابودی به دست آمده است. پس چرا از این گذر نکرده و دردها و سختیها را برنتابیدی؟
زان فناها چه زیان بودت که تا
بر بقا چفسیدهای ای نافقا
هوش مصنوعی: از زوال و نابودی چه ضرری به تو میرسد که اینچنین به جاودانگی چسبیدهای، ای جاندار؟
چون دوم از اولینت بهترست
پس فنا جو و مبدل را پرست
هوش مصنوعی: چون چیزی که از نخستین به دست میآید بهتر است، بنابراین به دنبال زوال و تغییرات نرو.
صد هزاران حشر دیدی ای عنود
تاکنون هر لحظه از بدو وجود
هوش مصنوعی: ای سختدل، تو تا کنون صد هزاران جمع و شلوغی را دیدهای، هر لحظه از آغاز وجود خود.
از جماد بیخبر سوی نما
وز نما سوی حیات و ابتلا
هوش مصنوعی: از بیخبر بودن از موجودات بیجان به سمت نشانهها و علامتها برو، و از نشانهها به سوی زندگی و آزمایشها حرکت کن.
باز سوی عقل و تمییزات خوش
باز سوی خارج این پنج و شش
هوش مصنوعی: به سوی خرد و فهم درست بازگردیم، زیرا از خارج این پنج و شش حواس استفاده میکنیم.
تا لب بحر این نشان پایهاست
پس نشان پا درون بحر لاست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نشانههای پا در کنار دریا وجود دارد، اما نشانهها درون دریا به گونهای دیگر است. به عبارتی، آنچه در سطح دیده میشود متفاوت از آن چیزی است که در عمق و درون وجود دارد.
زانک منزلهای خشکی ز احتیاط
هست دهها و وطنها و رباط
هوش مصنوعی: چون خانههای بیآب و خشکی به خاطر احتیاط وجود دارد، مکانها و کشورها و پناهگاههای زیادی نیز در دسترس است.
باز منزلهای دریا در وقوف
وقت موج و حبس بیعرصه و سقوف
هوش مصنوعی: دریا گاهی آرام و ساکت است و گاهی در حال نوسان و تلاطم. در این اوضاع، جایی برای استراحت و آرامش وجود ندارد.
نیست پیدا آن مراحل را سنام
نه نشانست آن منازل را نه نام
هوش مصنوعی: این مراحل و مراحل بالا به وضوح پیدا نیستند و نشانی از آن مکانها وجود ندارد، نه حتی نامی از آنها به میان آمده است.
هست صد چندان میان منزلین
آن طرف که از نما تا روح عین
هوش مصنوعی: در آن سوی منزل، فاصلهای بسیار زیاد وجود دارد که از ظواهر تا حقیقت به وضوح قابل مشاهده است.
در فناها این بقاها دیدهای
بر بقای جسم چون چفسیدهای
هوش مصنوعی: در هر چیزی که نابود میشود، نشانههایی از وجود و بقا را مشاهده کردهای، اما به بقای جسم مانند چسبیدن به آن، توجه زیادی کردهای.
هین بده ای زاغ این جان باز باش
پیش تبدیل خدا جانباز باش
هوش مصنوعی: ای زاغ، مراقب باش که این جان تو آمادهی پذیرش تغییرات الهی باشد و از آن استقبال کن.
تازه میگیر و کهن را میسپار
که هر امسالت فزونست از سه پار
هوش مصنوعی: باید چیزهای نو را به دست بگیری و گذشته را رها کنی، زیرا هر سالی که میآید، بیشتر از سالهای گذشته است.
گر نباشی نخلوار ایثار کن
کهنه بر کهنه نه و انبار کن
هوش مصنوعی: اگر تو نباشی، همچون نخل باید فداکاری کنی، کهنهها را بر کهنهها نگذار و آنها را جمعآوری کن.
کهنه و گندیده و پوسیده را
تحفه میبر بهر هر نادیده را
هوش مصنوعی: هدایا و چیزهای بیارزش و خراب را به افرادی که از آنها بیخبرند، میفرستند.
آنک نو دید او خریدار تو نیست
صید حقست او گرفتار تو نیست
هوش مصنوعی: او را دید که خریدار تو نیست، بلکه هدفی دیگر در کار دارد و به دام تو گرفتار نیست.
هر کجا باشند جوق مرغ کور
بر تو جمع آیند ای سیلاب شور
هوش مصنوعی: هر جا که تو بروی، افرادی که دیدگاه کامل و درستی ندارند، به دورت جمع میشوند. ای سیلابی که پر شور و هیجان هستی!
تا فزاید کوری از شورابها
زانک آب شور افزاید عمی
هوش مصنوعی: تا زمانی که شور و excitement در زندگی افزایش یابد، همینطور که آب شور بیشتر میشود، تاثیرات منفی و محدودکننده نیز بیشتر خواهد شد.
اهل دنیا زان سبب اعمیدلاند
شارب شورابهٔ آب و گلاند
هوش مصنوعی: افراد دنیا تنها به خاطر وابستگی به امور دنیوی، بصیرت و بینش واقعی خود را از دست دادهاند و مانند کسانی هستند که از آب گلآلود (آب و دنیای مادی) مینوشند و از حقیقت دورند.
شور میده کور میخر در جهان
چون نداری آب حیوان در نهان
هوش مصنوعی: اگر در زندگی دچار سردرگمی و ناامیدی هستی، به دنبال چیزهایی نباش که فاتحهات را بخوانند. مثل آب حیات که در دل زمین پنهان است، باید به دنبال منابع و نیرویی درونی باشی که تو را از مشکلات نجات دهد.
با چنین حالت بقا خواهی و یاد
همچو زنگی در سیهرویی تو شاد
هوش مصنوعی: با این حالتی که داری، آرزوی زندگی و دوام را خواهی کرد و مثل یک زنگی که در تیرگی خود خوشحال است، شادی را در سیاهیهای خود مییابی.
در سیاهی زنگی زان آسوده است
کو ز زاد و اصل زنگی بوده است
هوش مصنوعی: در تاریکی، زنگی به خاطر ریشه و اصل خود آرامش دارد.
آنک روزی شاهد و خوشرو بود
گر سیهگردد تدارکجو بود
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که شاهدی زیبا و خوشچهره خواهد بود، اما اگر روزگار سیاه شود، باید به فکر چاره و جبران باشیم.
مرغ پرنده چو ماند در زمین
باشد اندر غصه و درد و حنین
هوش مصنوعی: پرندهای که بر روی زمین بماند، در غم و درد و ناله زندگی میکند.
مرغ خانه بر زمین خوش میرود
دانهچین و شاد و شاطر میدود
هوش مصنوعی: پرندهای که در خانه است، با خوشحالی و شادی بر روی زمین به دنبال دانه میدود و با نشاط و چابکی حرکت میکند.
زآنک او از اصل بیپرواز بود
وآن دگر پرنده و پرواز بود
هوش مصنوعی: چون او از پایه و اساس بیحرکت و ثابت است و دیگری به پرواز و پرنده بودن تعلق دارد.