برگردان به زبان ساده
زین بفرمودست آن آگه رسول
که هر آنک مرد و کرد از تن نزول
هوش مصنوعی: این فرمان از سوی پیامبری آگاه صادر شده است که هر کسی که بمیرد و از بدن جدا شود، از آنچه در دنیا انجام داده است، جدا خواهد شد.
نبود او را حسرت نقلان و موت
لیک باشد حسرت تقصیر و فوت
هوش مصنوعی: عدم وجود او باعث حسرت بر از دست دادن زمان و مرگ نیست، بلکه حسرت بر کوتاهی و فرصتی که از دست رفته است، باقی میماند.
هر که میرد خود تمنی باشدش
که بدی زین پیش نقل مقصدش
هوش مصنوعی: هر کسی که بمیرد، در واقع آرزویی دارد که دیگر نتواند به سرانجام برساند و همچنین آرزوهایش قبل از مرگش را نمیتواند به حقیقت تبدیل کند.
گر بود بد تا بدی کمتر بدی
ور تقی تا خانه زوتر آمدی
هوش مصنوعی: اگر بدی وجود داشته باشد، بهتر است که بدی کمتری داشته باشیم، و اگر تقی (مرد نیکو) باشد، زودتر به خانه میرسد.
گوید آن بد بیخبر میبودهام
دم به دم من پرده میافزودهام
هوش مصنوعی: او میگوید که آن شخص نادان، از حال من بیخبر بوده و من در هر لحظه بر حجم مشکلات و پردههای پنهانی که دارم، افزودهام.
گر ازین زودتر مرا معبر بدی
این حجاب و پردهام کمتر بدی
هوش مصنوعی: اگر زودتر از این به من اجازه عبور میدادی، حجاب و پردهام کمتر میشد.
از حریصی کم دران روی قنوع
وز تکبر کم دران چهرهٔ خشوع
هوش مصنوعی: از حرص و طمع کم کن و به جای آن قناعت را داشته باش و از تکبر و سرعکشیدن در برابر دیگران دوری کن و به چهره و رفتار خود حالتی از فروتنی و خضوع ببخش.
همچنین از بخل کم در روی جود
وز بلیسی چهرهٔ خوب سجود
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تفاوت بین بخل و generosity اشاره میکند. او میگوید که از بخل کم نشود و در عوض، زیباییهایی که در نیکی و بخشش وجود دارد، به نمایش درمیآید. به عبارت دیگر، رفتار بخشنده و خوب باعث بهبود چهره و روح انسان میشود.
بر مکن آن پر خلد آرای را
بر مکن آن پر رهپیمای را
هوش مصنوعی: آن پرندهای را که زیبایی بهشت را به نمایش میگذارد، دور نکن و آن پرندهای که راه را میپیماید، دور مکن.
چون شنید این پند در وی بنگریست
بعد از آن در نوحه آمد میگریست
هوش مصنوعی: پس از اینکه این نصیحت را شنید، به درون خود نگریست و سپس در حالی که در حال نوحهخوانی بود، به گریه افتاد.
نوحه و گریهٔ دراز دردمند
هر که آنجا بود بر گریهش فکند
هوش مصنوعی: هر کسی که در آنجا حضور داشت، به خاطر نوحه و گریهٔ طولانی دردمند، با او همدردی و همگریه کرد.
وآنک میپرسید پر کندن ز چیست
بیجوابی شد پشیمان میگریست
هوش مصنوعی: کس از او پرسید که چرا باید از چیزهایی که هنوز نمیدانی، دل بکندی و بهدنبال چه چیزی بروی. او به این سؤال پاسخ نداد و از اینکه نتواسته به این سوال پاسخ دهد، حسرت خورد و گریست.
کز فضولی من چرا پرسیدمش
او ز غم پر بود شورانیدمش
هوش مصنوعی: چرا از من پرسید که چرا فضولی کردم؟ او خودش در غم بود و من او را بیشتر ناراحت کردم.
میچکید از چشم تر بر خاک آب
اندر آن هر قطره مدرج صد جواب
هوش مصنوعی: از چشمان گریان او، قطرات اشک بر زمین میچکید و در هر کدام از این قطرات، هزاران سخن و جواب نهفته بود.
گریهٔ با صدق بر جانها زند
تا که چرخ و عرش را گریان کند
هوش مصنوعی: گریهای که با صداقت و خلوص قلبی باشد، بر دلها تأثیر عمیق میگذارد و میتواند چنان قدرتی داشته باشد که حتی آسمان و کائنات را نیز به گریه وادار کند.
عقل و دلها بیگمان عرشیاند
در حجاب از نور عرشی میزیند
هوش مصنوعی: عقل و دلها به طور یقین وجودی آسمانی دارند، اما در پردهای از نور آسمانی زندگی میکنند.