برگردان به زبان ساده
هر دمی فکری چو مهمان عزیز
آید اندر سینهات هر روز نیز
هوش مصنوعی: هر لحظه فکری مانند مهمانی محترم به قلبت وارد میشود. این فکر هر روز هم تکرار میشود.
فکر را ای جان به جای شخص دان
زانک شخص از فکر دارد قدر و جان
هوش مصنوعی: ای جان، اندیشه را به عنوان خودت بشناس، زیرا شخصیت تو از تفکر و اندیشهات نشأت میگیرد.
فکر غم گر راه شادی میزند
کارسازیهای شادی میکند
هوش مصنوعی: اگر به فکر غم بیفتی، نیازی به آن نیست، چون میتوانی مسیر شادی را پیدا کنی و کارهایی که شادت میکند را انجام دهی.
خانه میروبد به تندی او ز غیر
تا در آید شادی نو ز اصل خیر
هوش مصنوعی: خانه را به سرعت از هر چیز بیمورد پاک میکند تا شادی تازهای از منبع خیر به درون آن بیاید.
میفشاند برگ زرد از شاخ دل
تا بروید برگ سبز متصل
هوش مصنوعی: درخت دل، برگهای زردش را از شاخههای خود میریزد تا برگهای سبز و جدیدی بهوجود آید و زندگی تازهای شروع شود.
میکند بیخ سرور کهنه را
تا خرامد ذوق نو از ما ورا
هوش مصنوعی: او ریشهی خوشحالی قدیمی را میکند تا لذت تازهای از ما به وجود آید.
غم کند بیخ کژ پوسیده را
تا نماید بیخ رو پوشیده را
هوش مصنوعی: غم به ریشهی درختی که خراب و فرسوده شده، آسیب میزند تا بتواند ریشهای سالم و پنهان را به نمایش بگذارد.
غم ز دل هر چه بریزد یا برد
در عوض حقا که بهتر آورد
هوش مصنوعی: اگر غم از دل انسان خارج شود یا از بین برود، به راستی که در عوض چیزهای بهتری به او میدهد.
خاصه آن را که یقینش باشد این
که بود غم بندهٔ اهل یقین
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کس دیگری که به حقیقت ایمان دارد و یقین دارد، غم و اندوه را به خوبی میشناسد و برای او مهم نیست که کسی دیگر در چه حالتی است. غم او مربوط به دیگران نیست بلکه به ایمان و یقین خود او مرتبط است.
گر ترشرویی نیارد ابر و برق
رز بسوزد از تبسمهای شرق
هوش مصنوعی: اگر ابر و برق نخشکد و باران نیفتد، به علت خندههای لطیف و زیبای شرق، گل رز در آتش تب و تاب میسوزد.
سعد و نحس اندر دلت مهمان شود
چون ستاره خانه خانه میرود
هوش مصنوعی: خوشی و بدی در دلت مانند ستارهها به خانه و دل مماس میشوند و همیشه در حال تغییر و جابجایی هستند.
آن زمان که او مقیم برج تست
باش همچون طالعش شیرین و چست
هوش مصنوعی: زمانی که او در برج خود مستقر است، مانند سرنوشتش شیرین و پرجنبوجوش خواهد بود.
تا که با مه چون شود او متصل
شکر گوید از تو با سلطان دل
هوش مصنوعی: وقتی که او با مهتاب یکی شود، از تو برای دلِ سلطان، شیرینی و خوشی بیان میکند.
هفت سال ایوب با صبر و رضا
در بلا خوش بود با ضیف خدا
هوش مصنوعی: هفت سال ایوب با صبر و خشنودی تحت سختیها و مشکلات زندگی کرد و از ناحیه خداوند به مهمانی و آزمایش کشیده شده بود.
تا چو وا گردد بلای سخترو
پیش حق گوید به صدگون شکر او
هوش مصنوعی: وقتی که بلای دشوار از پیش خداوند برطرف شود، انسان با شکرگزاری فراوان، از نعمتهای او سپاسگزاری میکند.
کز محبت با من محبوب کش
رو نکرد ایوب یک لحظه ترش
هوش مصنوعی: به خاطر محبت، ایوب حتی یک لحظه هم چهرهاش را درهم نکرد و از من دور نشد.
از وفا و خجلت علم خدا
بود چون شیر و عسل او با بلا
هوش مصنوعی: وفا و شرم در پیشگاه خداوند، مانند شیر و عسل در میان سختیها و مشکلات زندگی است.
فکر در سینه در آید نو به نو
خند خندان پیش او تو باز رو
هوش مصنوعی: فکر و اندیشه در دل انسان به طور مداوم و پیوسته شکل میگیرد. وقتی هم که به محضر او میرسیم، باید با روحیهای شاد و خندان به او نزدیک شویم.
که اعذنی خالقی من شره
لا تحرمنی انل من بره
هوش مصنوعی: از خالق خود طلب یاری میکنم تا مرا از شر او محافظت کند و برکاتش را از من دریغ نکند.
رب اوزعنی لشکر ما اری
لا تعقب حسرة لی ان مضی
هوش مصنوعی: خدا، مرا یاری کن تا لشکری را ببینم که به دنبالم نباشند؛ دریغ و ندامت از اینکه چه چیزهایی را از دست دادهام.
آن ضمیر رو ترش را پاسدار
آن ترش را چون شکر شیرین شمار
هوش مصنوعی: آن خُلق ناخرسند و عبوس را با احتیاط و دقت حفظ کن و او را مانند شکر، شیرین و دوستداشتنی بشمار.
ابر را گر هست ظاهر رو ترش
گلشن آرندهست ابر و شورهکش
هوش مصنوعی: اگر ابر ظاهرش عبوس و غمگین باشد، نشاندهنده این است که سرزمین گل و سبزه و زیبایی هم تحت تأثیر آن قرار خواهد گرفت و به حالت شورهزاری در میآید.
فکر غم را تو مثال ابر دان
با ترش تو رو ترش کم کن چنان
هوش مصنوعی: غم و اندوه را مانند ابری تصور کن؛ وقتی این اندوه به سراغت میآید، باید با خوشرویی و لبخند آن را کمرنگ کنی و بر آن غلبه کنی.
بوک آن گوهر به دست او بود
جهد کن تا از تو او راضی رود
هوش مصنوعی: اگر آن گوهر در دستان اوست، تلاش کن تا او از تو راضی شود.
ور نباشد گوهر و نبود غنی
عادت شیرین خود افزون کنی
هوش مصنوعی: اگر گوهری نباشد و ثروتی وجود نداشته باشد، عادت شیرین خود را بیشتر کن.
جای دیگر سود دارد عادتت
ناگهان روزی بر آید حاجتت
هوش مصنوعی: اگر به عادتها و رفتارهای خود توجه کنی، ناگهان ممکن است به خواستههایت برسی و سود ببینی.
فکرتی کز شادیت مانع شود
آن به امر و حکمت صانع شود
هوش مصنوعی: اگر فکری باعث شود که از شادی خود بازمانید، آن فکر به حکم و اراده خالق شکل گرفته است.
تو مخوان دو چار دانگش ای جوان
بوک نجمی باشد و صاحبقران
هوش مصنوعی: ای جوان، تو را به خاطر نخواندن دو دانگ آن، توصیف نکن؛ زیرا شاید او نجمی درخشان و صاحب دانش و سواد باشد.
تو مگو فرعیست او را اصل گیر
تا بوی پیوسته بر مقصود چیر
هوش مصنوعی: نگو که او چیز غیر اصلی و فرعی است، بلکه به اصل و ماهیت او توجه کن تا به هدف اصلی نزدیک شوی.
ور تو آن را فرع گیری و مضر
چشم تو در اصل باشد منتظر
هوش مصنوعی: اگر تو به ظواهر و جزئیات تمرکز کنی و به باطن و حقیقت توجه نداشته باشی، در واقع به چشمت آسیب زدهای و در تلاش برای فهمیدن اصل موضوع هستی.
زهر آمد انتظار اندر چشش
دایما در مرگ باشی زان روش
هوش مصنوعی: انتظار، مانند زهر به چشمانش میآید و همیشه در حال مرگ به نظر میرسد.
اصل دان آن را بگیرش در کنار
بازره دایم ز مرگ انتظار
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که باید به اصل و جوهرهی زندگی توجه کنیم و از ترس مرگ فاصله بگیریم. به جای نگرانی دربارهی آینده و مرگ، باید در کنار زیباییها و فرصتهای زندگی قرار بگیریم و از لحظات حال لذت ببریم.