برگردان به زبان ساده
آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا میآیی ای اقبال پی
یک نفر از شتری پرسید که تو از کجا میآیی و به کجا میروی؟
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست در زانوی تو
شتر گفت که از حمام گرم محل تو می آیم، و آن نفر در جواب گفت از زانوی چرک و پینه بسته تو پیداست که دروغ میگویی!
مار موسی دید فرعون عنود
مهلتی میخواست نرمی مینمود
هوش مصنوعی: مار، که نماد فرستنده پیام الهی است، فرعون لجوج و سختدل را مشاهده کرد. او خواستهای از او داشت و تلاش میکرد تا با نرمی و ملایمت به او زمان بیشتری بدهد.
زیرکان گفتند بایستی که این
تندتر گشتی چو هست او رب دین
هوش مصنوعی: زیرکان بیان کردند که باید با سرعت بیشتری پیش بروی چون او پروردگار دین است.
معجزه گر اژدها گر مار بد
نخوت و خشم خداییاش چه شد
هوش مصنوعی: آیا آن موجودات شگفتانگیز و ترسناک همچون اژدها و مار، که از خشم و عظمت خود مینازدند، چه بر سرشان آمده است؟
رب اعلی گر ویست اندر جلوس
بهر یک کرمی چیست این چاپلوس
هوش مصنوعی: اگر خداوند برترین در نشستن و حضور خود بر دلجویی و بزرگی مطلق است، پس این چاپلوس که برای جلب توجه و محبت او تلاش میکند، چه معنی دارد؟
نفس تو تا مست نقلست و نبید
دانک روحت خوشهٔ غیبی ندید
هوش مصنوعی: وقتی که تو از خوشی و شادابی پر هستی و در حالت شگفتی به سر میبری، دانستی که روح تو هیچگاه به لذتهای معنوی و غیرمادی دست نیافته است.
که علاماتست زان دیدار نور
التجافی منک عن دار الغرور
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به نشانههایی که از دیدن نور ناشی میشود و همچنین به رفتاری اشاره میکند که فرد، دنیا و فریبهای آن را پشت سر میگذارد.
مرغ چون بر آب شوری میتند
آب شیرین را ندیدست او مدد
هوش مصنوعی: پرندهای که بر روی آب شور پرواز میکند، آبی شیرین را نمیبیند و به همین دلیل از آن بیخبر است.
بلک تقلیدست آن ایمان او
روی ایمان را ندیده جان او
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که ایمان واقعی و عمیق انسان باید از درون او ناشی شود و تقلید از دیگران نمیتواند جایگزین آن شود. اگر کسی تنها به تقلید از ایمان دیگران بپردازد و خود تجربهای از ایمان نداشته باشد، در حقیقت به درک واقعی ایمان نرسیده است و فقط ظاهری از آن را دارد.
پس خطر باشد مقلد را عظیم
از ره و رهزن ز شیطان رجیم
هوش مصنوعی: پس مقلد باید مراقب و محتاط باشد، زیرا در مسیر زندگی خطرات و فریبهایی وجود دارد که میتواند او را به گمراهی سوق دهد.
چون ببیند نور حق آمن شود
ز اضطرابات شک او ساکن شود
هوش مصنوعی: زمانی که انسان نور حقیقت را ببیند، از تردیدها و آشفتهگیهایش رهایی مییابد و آرامش پیدا میکند.
تا کف دریا نیاید سوی خاک
که اصل او آمد بود در اصطکاک
هوش مصنوعی: تا زمانی که آب دریا به سمت زمین نیاید، نمیتوان گفت که اصل آن از برخورد و تماس با خاک به وجود آمده است.
خاکی است آن کف غریبست اندر آب
در غریبی چاره نبود ز اضطراب
هوش مصنوعی: این فرد از بیکسی رنج میبرد و در شرایطی سخت و بیمکانی قرار دارد، گویی او مانند خاکی است که در آب غرق شده و از این جدایی و اضطراب چارهای ندارد.
چونک چشمش باز شد و آن نقش خواند
دیو را بر وی دگر دستی نماند
هوش مصنوعی: زمانی که چشمانش را باز کرد و آن تصویر را مشاهده کرد، دیگر دست شیطان بر او باقی نماند.
گرچه با روباه خر اسرار گفت
سرسری گفت و مقلدوار گفت
هوش مصنوعی: هرچند که با حیلهگری روباه، مسائل را به صورت سطحی و بدون دقت مطرح کرد و به مانند مقلدان دیگر عمل کرد.
آب را بستود و او تایق نبود
رخ درید و جامه او عاشق نبود
هوش مصنوعی: آب را ستایش کرد، اما او شایسته آن نبود. چهرهاش را آشکار کرد، در حالی که لباسش عشق را نمیپذیرفت.
از منافق عذر رد آمد نه خوب
زانک در لب بود آن نه در قلوب
هوش مصنوعی: اگر کسی از منافق عذرخواهی کند، نباید به آن اعتماد کرد؛ زیرا در ظاهر ممکن است خوب به نظر برسد، اما در دل او چیز دیگری وجود دارد.
بوی سیبش هست جزو سیب نیست
بو درو جز از پی آسیب نیست
هوش مصنوعی: بوی سیب وجود دارد ولی خود سیب نیست، این بو فقط به خاطر آسیب است که به میوه رسیده است.
حملهٔ زن در میان کارزار
نشکند صف بلک گردد کار زار
هوش مصنوعی: اگر زن وارد میدان جنگ شود، صف دشمن را نمیشکند، بلکه جنگ به نفع او تغییر میکند.
گرچه میبینی چو شیر اندر صفش
تیغ بگرفته همیلرزد کفش
هوش مصنوعی: اگرچه او را مانند شیری میبینی که شمشیری در دست دارد، اما پای او همچنان میلرزد.
وای آنک عقل او ماده بود
نفس زشتش نر و آماده بود
هوش مصنوعی: نابودی عقل او به این دلیل است که نفس او به سمت زشتیها گرایش دارد و آمادهی پذیرش آنهاست.
لاجرم مغلوب باشد عقل او
جز سوی خسران نباشد نقل او
هوش مصنوعی: بدون شک، عقل او شکستخورده است و جز به سوی زیان و ضرر نمیتواند برود.
ای خنک آن کس که عقلش نر بود
نفس زشتش ماده و مضطر بود
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که عقلش سالم و درست است و اگر هم به نقصی دچار باشد، روح و نفس او ناپاک و زشت نیست.
عقل جزویاش نر و غالب بود
نفس انثی را خرد سالب بود
هوش مصنوعی: در این بیت، گفته شده که عقل انسانی قوی و فعال است، در حالی که نفس یا روح، جنسی لطیف و ملایم دارد. به عبارت دیگر، عقل انسانی برتر و تسلط بیشتری دارد در حالی که جنبههای احساسی و روحی انسان به نوعی در پس آن قرار دارد.
حملهٔ ماده به صورت هم جریست
آفت او همچو آن خر از خریست
هوش مصنوعی: حملهٔ ماده به صورت هم، آفت اوست، همانطور که آن خر از خر عاقل نباشد.
وصف حیوانی بود بر زن فزون
زانک سوی رنگ و بو دارد رکون
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ویژگیهای ظاهری و زیبایی یک زن بیشتر از ویژگیهای حیوانات است، زیرا او از جنبههای رنگ و بوی خاصی برخوردار است که او را متمایز میکند.
رنگ و بوی سبزهزار آن خر شنید
جمله حجتها ز طبع او رمید
هوش مصنوعی: رنگ و عطر چمنزار را آن خر حس کرد و همه دلایل و استدلالها از طبیعت او دور شد.
تشنه محتاج مطر شد وابر نه
نفس را جوع البقر بد صبر نه
هوش مصنوعی: تشنه به باران نیاز پیدا کرد و ابر نه تنها نفس را سیراب نکرد، بلکه حال گرسنگی گاو را هم بدتر کرد.
اسپر آهن بود صبر ای پدر
حق نبشته بر سپر جاء الظفر
هوش مصنوعی: پدر، صبر تو مانند سپری از آهن است که خداوند بر آن نوشته است: پیروزی نزدیک است.
صد دلیل آرد مقلد در بیان
از قیاسی گوید آن را نه از عیان
هوش مصنوعی: هزاران دلیل از طرف پیروان برای توجیه یک موضوع مطرح میشود، اما آنها این دلایل را بر اساس نظریات و قیاسها میسازند و نه از مشاهده مستقیم و تجربه واقعی.
مشکآلودست الا مشک نیست
بوی مشکستش ولی جز پشک نیست
هوش مصنوعی: برخی چیزها ظاهر جذابی دارند و بوی خوبی میدهند، اما در واقع خالی از ارزش و محتوا هستند.
تا که پشکی مشک گردد ای مرید
سالها باید در آن روضه چرید
هوش مصنوعی: برای اینکه سنگی به شکل عطر خوشی درآید، ای پیرو، سالها باید در آن باغ قدم بگذاری و بچرخی.
که نباید خورد و جو همچون خران
آهوانه در ختن چر ارغوان
هوش مصنوعی: باید از خوردن چیزهایی که باعث رنج و آزار میشود پرهیز کرد، مانند خرهایی که به آرامی در دشتهای سرسبز میچرخند.
جز قرنفل یا سمن یا گل مچر
رو به صحرای ختن با آن نفر
هوش مصنوعی: تنها به گلهایی چون قرنفل، سمن و گل مچر اشاره نکنید، بلکه به دشتهای ختن و زیباییهای آن نیز بپردازید.
معده را خو کن بدان ریحان و گل
تا بیابی حکمت و قوت رسل
هوش مصنوعی: برای اینکه به درک صحیحی از دانش و قوت بکاری دست یابی، باید به خوردن میوههای خوشبو و گلها عادت کنی.
خوی معده زین که و جو باز کن
خوردن ریحان و گل آغاز کن
هوش مصنوعی: حس لذت و خوشی را از این که وجود دارد، باز کن و شروع کن به تناول ریحان و گل.
معدهٔ تن سوی کهدان میکشد
معدهٔ دل سوی ریحان میکشد
هوش مصنوعی: بدن به سمت غذاهای سنگین و ناسالم تمایل دارد، درحالیکه دل به سوی شادی و زیبایی و نعمتهای روحی کشیده میشود.
هر که کاه و جو خورد قربان شود
هر که نور حق خورد قرآن شود
هوش مصنوعی: هرکس از چیزهای بیارزش و سطحی استفاده کند، به نابودی میرسد، اما کسی که از نور حقیقت و معارف عمیق الهی بهرهمند شود، به کمال و رستگاری میرسد.
نیم تو مشکست و نیمی پشک هین
هین میفزا پشک افزا مشک چین
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و دلربایی شخصی میپردازد که همزمان ویژگیهای خوب و بد دارد. نیمی از وجود او مانند مشک خوشبوی است که از خود عطر و بویی دلنشین آزاد میکند، در حالی که نیمی دیگر به پشک، یعنی چیزی ناپسند و بیارزش، تشبیه شده است. در اینجا فراخوانی به افزایش زیبایی و خوبی وجود دارد و به دیگران توصیه میشود که زیباییها را تقویت کنند و بر بدیها غلبه کنند.
آن مقلد صد دلیل و صد بیان
در زبان آرد ندارد هیچ جان
هوش مصنوعی: مقلدان و پیروان فقط با استدلال و سخنرانیهای فراوان چیزی را ثابت نمیکنند و عمق و حقیقت آن را درک نمیکنند.
چونک گوینده ندارد جان و فر
گفت او را کی بود برگ و ثمر
هوش مصنوعی: وقتی که سخنران جان و روح نداشته باشد، چگونه میتواند از او نشانهای از زندگی یا موفقیت پیدا کرد؟
میکند گستاخ مردم را به راه
او بجان لرزانترست از برگ کاه
هوش مصنوعی: او باعث میشود که مردم با جرأت بیشتری به سوی خود بیایند، در حالی که جانشان از ترس لرزانتر از یک برگ کاه است.
پس حدیثش گرچه بس با فر بود
در حدیثش لرزه هم مضمر بود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هرچند داستان او بسیار جذاب و جالب به نظر میرسد، اما در لابهلای آن هنوز نشانههایی از ترس و نگرانی نهفته است.