برگردان به زبان ساده
آن یکی در وقت استنجا بگفت
که مرا با بوی جنت دار جفت
هوش مصنوعی: یک نفر در هنگام استنجا گفت که من را با بوی بهشت همراه کن.
گفت شخصی خوب ورد آوردهای
لیک سوراخ دعا گم کردهای
هوش مصنوعی: شخصی به دیگری میگوید که دعای خوبی میخوانی، اما نمیدانی چگونه باید آن را به درستی انجام دهی.
این دعا چون ورد بینی بود چون
ورد بینی را تو آوردی به کون
هوش مصنوعی: این دعا مانند تلاوتی است که تو به وجود آوردی.
رایحهٔ جنت ز بینی یافت حر
رایحهٔ جنت کم آید از دبر
هوش مصنوعی: بو و عطر بهشت از بینی حر به مشام میرسد، اما بوی بهشت از پشت کمتر احساس میشود.
ای تواضع برده پیش ابلهان
وی تکبر برده تو پیش شهان
هوش مصنوعی: تو که در برابر نادانان تواضع میکنی، اما در برابر بزرگترها تکبر و خودبزرگبینی داری.
آن تکبر بر خسان خوبست و چست
هین مرو معکوس عکسش بند تست
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که خودخواهی و تکبر بر کسانی که ضعیف و خوارند، خوب و زیبا به نظر میرسد. اما باید مراقب بود که هیچگاه به خودبینی و غرور نرسیم، زیرا چنین چیزی در حقیقت به ضرر خود ما خواهد بود.
از پی سوراخ بینی رست گل
بو وظیفهٔ بینی آمد ای عتل
هوش مصنوعی: به دنبال بوی گل هستم که از سوراخ بینیام به مشام میرسد، چون این وظیفهٔ حس بویایی من است. ای بیفکر!
بوی گل بهر مشامست ای دلیر
جای آن بو نیست این سوراخ زیر
هوش مصنوعی: این شعر به ما میگوید که بوی گل فقط برای کسانی که دلیر و شجاع هستند خوشبوست، ولی این بو در این سوراخ یا مکان وجود ندارد. به عبارتی، برای تجربهی زیباییها و لذتها باید به جاهای مناسب و شایسته برویم.
کی ازین جا بوی خلد آید ترا
بو ز موضع جو اگر باید ترا
هوش مصنوعی: آیا بوی بهشت به تو خواهد رسید؟ آیا بوی جوانهها از این مکان به تو میرسد؟
همچنین حب الوطن باشد درست
تو وطن بشناس ای خواجه نخست
هوش مصنوعی: دوست داشتن وطن نیز لازم و صحیح است؛ بنابراین، ای آقا، ابتدا باید وطن خود را بهخوبی بشناسی.
گفت آن ماهی زیرک ره کنم
دل ز رای و مشورتشان بر کنم
هوش مصنوعی: گفت آن ماهی زیرک: "میخواهم از نظرات و مشورتهایشان دل بکَنم و خودم راهی را انتخاب کنم."
نیست وقت مشورت هین راه کن
چون علی تو آه اندر چاه کن
هوش مصنوعی: این زمان برای مشورت کردن مناسب نیست، بنابراین به سرعت عمل کن. همچون علی، که با صدای آه خود در دل چاه دست به اقدام زد.
محرم آن آه کمیابست بس
شب رو و پنهانروی کن چون عسس
هوش مصنوعی: عزیز دل، دلدردهای که در سینهام هست، بسیار کمیاب و خاص است. به همین خاطر، وقتی شب فرا میرسد، باید به صورت پنهانی و دور از چشم دیگران رفتار کنم، مانند کسی که در خفا مراقب اوضاع است.
سوی دریا عزم کن زین آبگیر
بحر جو و ترک این گرداب گیر
هوش مصنوعی: به سمت دریا حرکت کن و از این آبگرفتگی رهایی یاب، به جستجوی دریا برو و این گرداب را ترک کن.
سینه را پا ساخت میرفت آن حذور
از مقام با خطر تا بحر نور
هوش مصنوعی: دل را به پایگاه و عزم راسخ ساخت، به سمت نوری میرفت که از خطرات و موانع فاصله داشت.
همچو آهو کز پی او سگ بود
میدود تا در تنش یک رگ بود
هوش مصنوعی: مانند آهو که به دنبال او سگی میدود، او نیز تا زمانی که حتی یک رگ در بدنهاش وجود داشته باشد، پا به فرار میگذارد.
خواب خرگوش و سگ اندر پی خطاست
خواب خود در چشم ترسنده کجاست
هوش مصنوعی: در خواب خرگوش و سگ مشکلی وجود دارد، اما خواب کسی که میترسد در کجاست؟
رفت آن ماهی ره دریا گرفت
راه دور و پهنهٔ پهنا گرفت
هوش مصنوعی: آن ماهی به دریا رفت و مسیر دور و وسیعی را انتخاب کرد.
رنجها بسیار دید و عاقبت
رفت آخر سوی امن و عافیت
هوش مصنوعی: پس از تحمل دردها و سختیهای بسیار، در نهایت به جایی رسید که آرامش و امنیت را تجربه کرد.
خویشتن افکند در دریای ژرف
که نیابد حد آن را هیچ طرف
هوش مصنوعی: او خود را در دریای عمیق و بینهایتی غرق کرده که هیچ محدودیتی برای آن وجود ندارد.
پس چو صیادان بیاوردند دام
نیمعاقل را از آن شد تلخ کام
هوش مصنوعی: زمانی که صیادان دام را برای شکار نیمعاقل (شخصی که به درستی نمیاندیشد) آوردند، نتیجهاش برای او تلخ و ناگوار شد.
گفت اه من فوت کردم فرصه را
چون نگشتم همره آن رهنما
هوش مصنوعی: گفت که افسوس فرصت را از دست دادم، چون نتوانستم همراه آن راهنما شوم.
ناگهان رفت او ولیکن چونک رفت
میببایستم شدن در پی بتفت
هوش مصنوعی: ناگهان او رفت، اما چون رفت، من خود را موظف دانستم که به دنبال او بروم.
بر گذشته حسرت آوردن خطاست
باز ناید رفته یاد آن هباست
هوش مصنوعی: حسرت بردن بر گذشته اشتباه است، زیرا زمانی که رفته دیگر برنمیگردد و یادآوری آن تنها بیهوده است.