برگردان به زبان ساده
کل عالم صورت عقل کل است
کوست بابای هر آنکه اهل قل است
هوش مصنوعی: تمام عالم تجلی عقل کل است، و اوست منبع و ریشه هر کسی که در پی شناخت و فهم حقیقت باشد.
چون کسی با عقل کل کفران فزود
صورت کل پیش او هم سگ نمود
هوش مصنوعی: وقتی کسی به دانایی و علم بینهایت کفر ورزد، تمام جهان و آنچه در آن است نیز در نظر او به شکل بیارزشی در میآید.
صلح کن با این پدر، عاقی بِهِل
تا که فرشِ زر نماید آب و گل
عاقی: ملعونی و نافرمانی، بهل: بگذار، کنار بگذار.
پس قیامت نقد حال تو بوَد
پیش تو چرخ و زمین مبدل شود
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وضعیت واقعی و درونی تو نمایان خواهد شد، حتی اگر دنیا و شرایط اطراف تغییر کند.
من که صلحم دایما با این پدر
این جهان چون جنتستم در نظر
هوش مصنوعی: من همیشه در صلح و آرامش هستم و در نظر من، این دنیا مانند بهشت میماند.
هر زمان نو صورتی و نو جمال
تا ز نو دیدن فرو میرد ملال
هوش مصنوعی: هر بار که چهره و زیبایی تازهای میبینی، غم و ناراحتی هایت از بین میرود.
من همیبینم جهان را پر نعیم
آبها از چشمهها جوشان مقیم
هوش مصنوعی: من دنیا را پر از نعمت میبینم، آبها از چشمههای جوشان و روان در حال جریان هستند.
بانگ آبش میرسد در گوش من
مست میگردد ضمیر و هوش من
هوش مصنوعی: صدای آب به گوش من میرسد و در نتیجه حواسم گیج و مست میشود.
شاخهها رقصان شده چون تایبان
برگها کفزن مثال مطربان
هوش مصنوعی: شاخهها به طرز زیبایی به نرمی در حال جنب و جوش هستند، مانند نوازندگانی که با مهارت ساز میزنند و موزیکی دلنشین ایجاد میکنند.
برق آیینهست لامع از نمد
گر نماید آینه تا چون بوَد!
درخشش این آیینه وقتی که در نمد پیچیده شده تابان است، ببین آن زمان که بینمد روی نماید چقدر درخشان خواهد بود! (آینههای فلزی را در گذشته برای زلال ماندن در نمد میپیچیدهاند)
از هزاران مینگویم من یکی
ز آنکه آکندهست هر گوش از شکی
هوش مصنوعی: ما از میان هزاران چیز، به یکی اشاره میکنیم، زیرا هر گوش پر از تردید و شک است.
پیش وهم این گفت مژده دادن است
عقل گوید مژده چه نقد من است
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این نکته اشاره میکند که خیال و تصور انسان، خبر خوشی را به او میدهد، اما عقل او میگوید که این خبر خوش چیست و چه ارزشی دارد. در واقع، این اندیشه نشان میدهد که بین خیال و واقعیت تفاوت وجود دارد و باید بر اساس عقل به ارزیابی وضعیتها پرداخت.