برگردان به زبان ساده
گفت موسی ای خداوند حساب
نقش کردی باز چون کردی خراب
هوش مصنوعی: موسی به خداوند گفت: ای خالق، چرا این نقش و طرحی را که آفریدی، دوباره خراب کردی؟
نر و ماده نقش کردی جانفزا
وانگهان ویران کنی این را چرا
هوش مصنوعی: نر و ماده به زیبایی و هنری جانبخش زندگی میبخشند، اما ناگهان میخواهی این زیبایی را نابود کنی، چرا؟
گفت حق دانم که این پرسش ترا
نیست از انکار و غفلت وز هوا
هوش مصنوعی: میگوید که میدانم این سوال تو به خاطر انکار و غفلت و خواستههای نفسانی نیست.
ورنه تادیب و عتابت کردمی
بهر این پرسش ترا آزردمی
هوش مصنوعی: اما اگر مجبور به توبیخ و تنبیه تو میشدم به خاطر این پرسش، تو را ناراحت میکردم.
لیک میخواهی که در افعال ما
باز جویی حکمت و سر بقا
هوش مصنوعی: اما تو میخواهی در کارهای ما بررسی کنی که چه حکمت و دلیلی در پایداری آنها نهفته است.
تا از آن واقف کنی مر عام را
پخته گردانی بدین هر خام را
هوش مصنوعی: برای اینکه مردم عادی را آگاه کنی، باید نادانان را به روشنی و خردمندی برسانی.
قاصدا سایل شدی در کاشفی
بر عوام ار چه که تو زان واقفی
هوش مصنوعی: ای پیامآور، تو به سوی مردم رفتی و میخواستی حقایق را برای آنها آشکار کنی، حالا که خود از این حقایق باخبری.
زآنک نیم علم آمد این سؤال
هر برونی را نباشد آن مجال
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از آنجایی که دانش و آگاهی کافی درباره موضوعی وجود ندارد، پرسش در مورد آن نیز مناسب نیست و به عبارتی، فضایی برای طرح آن سؤال وجود ندارد.
هم سؤال از علم خیزد هم جواب
همچنانک خار و گل از خاک و آب
هوش مصنوعی: همانطور که خار و گل از خاک و آب میروید، سوالات نیز از علم نشأت میگیرند و پاسخها نیز از همان علم برخاستهاند.
هم ضلال از علم خیزد هم هدی
همچنانک تلخ و شیرین از ندا
هوش مصنوعی: گاهی علم میتواند انسان را به گمراهی بکشاند و گاهی نیز میتواند راه هدایت را نشان دهد. اینطور که مانند تلخی و شیرینی که هر دو از یک صدا به وجود میآیند.
ز آشنایی خیزد این بغض و ولا
وز غذای خویش بود سقم و قوی
هوش مصنوعی: این ناراحتی و گرفتگی ناشی از آشنایی با دیگران است و دلیل آن نیز به خودی خود به نوعی به دلبستگیها و خوراک روحیام برمیگردد.
مستفید اعجمی شد آن کلیم
تا عجمیان را کند زین سر علیم
هوش مصنوعی: مردی از دیگر زبانان فهمیده و آگاه شد تا بتواند به آنها علم و دانش را منتقل کند.
ما هم از وی اعجمی سازیم خویش
پاسخش آریم چون بیگانه پیش
هوش مصنوعی: ما هم خود را شبیه او میسازیم و پاسخی برایش میآوریم، همانطور که یک غریبه در مقابل او خواهد بود.
خرفروشان خصم یکدیگر شدند
تا کلید قفل آن عقد آمدند
هوش مصنوعی: پیرسالاران و فروشندگان نادانی با هم دشمن شدند تا بتوانند به راز آن قرارداد دست یابند.
پس بفرمودش خدا ای ذولباب
چون بپرسیدی بیا بشنو جواب
هوش مصنوعی: خدا به ذولباب گفت: حالا که سوال کردی، بیا و پاسخ را بشنو.
موسیا تخمی بکار اندر زمین
تا تو خود هم وا دهی انصاف این
هوش مصنوعی: ای موسا، تخم بکار در زمین تا خودت نیز انصاف را به دست آوری.
چونک موسی کشت و شد کشتش تمام
خوشههااش یافت خوبی و نظام
هوش مصنوعی: زمانی که موسی (علیهالسلام) کشت و زراعتش به بار نشست، خوشههای محصولش به خوبی و نظم رسید.
داس بگرفت و مر آن را میبرید
پس ندا از غیب در گوشش رسید
هوش مصنوعی: داس را در دستانش گرفت و شروع به بریده گیاهان کرد، ناگهان صدایی از جهان دیگر در گوشش پیچید.
که چرا کشتی کنی و پروری
چون کمالی یافت آن را میبری
هوش مصنوعی: چرا باید زحمت بکشید و به پرورش چیزی بپردازید وقتی که آن چیز به کمال رسیده و آمادهٔ استفاده است؟
گفت یا رب زان کنم ویران و پست
که درینجا دانه هست و کاه هست
هوش مصنوعی: خداوندا، آیا من باید ویران و فرو افتاده شوم، چون در اینجا دانه و کاه وجود دارد؟
دانه لایق نیست درانبار کاه
کاه در انبار گندم هم تباه
هوش مصنوعی: دانهای که ارزش و شایستگی ندارد، در انبار کاه جا ندارد؛ چرا که کاه هم در انبار گندم بیفایده است.
نیست حکمت این دو را آمیختن
فرق واجب میکند در بیختن
هوش مصنوعی: آمیختن این دو به خاطر حکمت نیست و این تفاوت باعث میشود که در سرنوشت او فرق ایجاد شود.
گفت این دانش تو از کی یافتی
که به دانش بیدری بر ساختی
هوش مصنوعی: تو از کجا این دانش را به دست آوردهای که به آگاهی و بینش عمیقتر از افراد بیخبر دست یافتهای؟
گفت تمییزم تو دادی ای خدا
گفت پس تمییز چون نبود مرا
هوش مصنوعی: خداوند، تو را در شناخت و تمییز دادن خوب و بد یاری کردهام، اما چرا من هنوز توانایی تشخیص آنها را ندارم؟
در خلایق روحهای پاک هست
روحهای تیرهٔ گلناک هست
هوش مصنوعی: در میان مردم، روحهای پاکی وجود دارد و همچنین روحهای تیره و آلوده نیز هست.
این صدفها نیست در یک مرتبه
در یکی درست و در دیگر شبه
هوش مصنوعی: صدفها همیشه در یک سطح نیستند؛ گاهی یکی به درستی شکل گرفته و دیگری به گونهای نادرست.
واجبست اظهار این نیک و تباه
همچنانک اظهار گندمها ز کاه
هوش مصنوعی: لازم است که خوبیها و بدیها را مثل رو کردن گندمها از کاه، به نمایش بگذاریم.
بهر اظهارست این خلق جهان
تا نماند گنج حکمتها نهان
هوش مصنوعی: هدف از وجود این عالم، بیان و آشکارسازی معانی و حکمتهای نهفته است تا این گنجینهها در خفا نمانند.
کنت کنزا کنت مخفیا شنو
جوهر خود گم مکن اظهار شو
هوش مصنوعی: شما مثل یک گنج پنهان بودید که هیچکس از وجودتان خبر نداشت. حالا وقت آن است که خود را نشان دهید و شکوه و ارزش وجودیتان را آشکار کنید، تا دیگران از زیبایی و عمق وجودتان آگاه شوند.