برگردان به زبان ساده
بامدادان آمدند آن مادران
خفته استا همچو بیمار گران
هوش مصنوعی: صبح زود، آن مادران که در خواب بودند، مانند بیماران سنگین و ناتوان از خواب بیدار شدند.
هم عرق کرده ز بسیاری لحاف
سر ببسته رو کشیده در سجاف
هوش مصنوعی: او از شدت گرما عرق کرده و لحاف را روی سرش کشیده تا خودش را بپوشاند.
آه آهی میکند آهسته او
جملگان گشتند هم لا حولگو
هوش مصنوعی: او آهی را به آرامی سرداده است و همه آن را با لحن "لا حول" گویی شنیدهاند.
خیر باشد اوستاد این درد سر
جان تو ما را نبودست زین خبر
هوش مصنوعی: خیر خواهی و محبت استاد موجب آرامش جان توست و ما از این موضوع نگران نیستیم.
گفت من هم بیخبر بودم ازین
آگهم مادر غران کردند هین
هوش مصنوعی: گفت که من هم از این موضوع بیخبر بودم و ناگهان به من خبر دادند که مادر ناراحت و عصبانی است.
من بُدم غافل بهشغلِ قال و قیل
بود در باطن چنین رنجی ثقیل
هوش مصنوعی: من در گذشته به حرف و حدیثها و بحثهای بیهوده مشغول بودم، غافل از اینکه در دل خود رنجی سنگین و عمیق را تحمل میکنم.
چون بهجِد مشغول باشد آدمی
او ز دید رنج خود باشد عمی
هوش مصنوعی: زمانی که انسان به کارهای جدی و مهم خود مشغول شود، دیگر از درد و رنجهای خود بیخبر خواهد بود.
از زنان مصر یوسف شد سمر
که ز مشغولی بشد زیشان خبر
هوش مصنوعی: زنان مصر به زیبایی یوسف عشق ورزیدند و او از این مشغولی، از دل آنان باخبر شد.
پاره پاره کرده ساعدهای خویش
روح واله که نه پس بیند نه پیش
هوش مصنوعی: دستهای خود را به شدت زخم کرده و روحی سرگردان دارد که نه میتواند گذشتهاش را ببیند و نه آیندهاش را.
ای بسا مرد شجاع اندر حراب
که ببرد دست یا پایش ضراب
هوش مصنوعی: بسیاری از مردان شجاع در میدان نبرد، ممکن است دست یا پای خود را از دست بدهند.
او همان دست آورد در گیر و دار
بر گمان آنک هست او بر قرار
هوش مصنوعی: آنچه که او به دست آورده، در میان مشکلات و چالشها به دست آمده و همچنان به نظر میرسد که او در این وضعیت ثابت و پایدار است.
خود ببیند دست رفته در ضرر
خون ازو بسیار رفته بیخبر
هوش مصنوعی: انسان باید به وضعیت خود نگاه کند و ببیند که در پی اقداماتی که انجام داده، چه ضررهایی برایش به وجود آمده است. او ممکن است از بسیاری از خطرات و آسیبها بیخبر باشد، در حالی که آسیبهای زیادی به او وارد شده است.