برگردان به زبان ساده
در صحابه کم بدی حافظ کسی
گرچه شوقی بود جانشان را بسی
هوش مصنوعی: در میان دوستان، کم کسی است که بدی حافظ را ببیند، هرچند آنها با شوق و عشق بسیار، جانشان را به او دادهاند.
زانک چون مغزش در آگند و رسید
پوستها شد بس رقیق و واکفید
هوش مصنوعی: زیرا وقتی که مغز او را در آب خیس کردند و به حالت خمیری درآوردند، پوستها نرم و لطیف شدند و برای برداشت آماده گردیدند.
قشر جوز و فستق و بادام هم
مغز چون آگندشان شد پوست کم
هوش مصنوعی: وقتی که پوست میوههایی مانند گردو، فندق و بادام را میگیریم، مغز آنها شناخته میشود و پوست کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
مغز علم افزود کم شد پوستش
زانک عاشق را بسوزد دوستش
هوش مصنوعی: عشق باعث میشود که انسان به عمق علم و دانش دست پیدا کند و در عوض از ظواهر و ظاهر پوست و ظاهر خود کم کند، زیرا عشق حقیقی میتواند انسان را به سوز و شادی برساند.
وصف مطلوبی چو ضد طالبیست
وحی و برق نور سوزندهٔ نبیست
هوش مصنوعی: توصیف چیزی شبیه به ویژگیهای یک خواستهاست که مانند یک طلب است. وحی و نور نبی نیز مانند برقی سوزنده و تاثیرگذار هستند.
چون تجلی کرد اوصاف قدیم
پس بسوزد وصف حادث را گلیم
هوش مصنوعی: وقتی ویژگیهای جاودانه و قدیمی خود را آشکار میکند، آنگاه صفات جدید و زودگذر از بین میروند و جایگاهی ندارند.
ربع قرآن هر که را محفوظ بود
جل فینا از صحابه میشنود
هوش مصنوعی: هر کس که چهار آیه از قرآن را به خاطر داشته باشد، میتواند از صحابه رسول خدا سخن بشنود و یاد بگیرد.
جمع صورت با چنین معنی ژرف
نیست ممکن جز ز سلطانی شگرف
هوش مصنوعی: این معنا و مفهوم عمیق را نمیتوان به سادگی در قالب صورتها جمع کرد، جز از طریق حکمت و قدرت انسانی بزرگ و برجسته.
در چنین مستی مراعات ادب
خود نباشد ور بود باشد عجب
هوش مصنوعی: در این وضعیت که غرق در مستیام، دیگر نمیتوانم به آداب و اصول خود توجهی داشته باشم، حتی اگر هم توجه کنم، برایم شگفتانگیز خواهد بود.
اندر استغنا مراعات نیاز
جمع ضدینست چون گرد و دراز
هوش مصنوعی: اگر در نگرش به بینیازی، به نیازهای دیگران توجه نکنیم، این نوع بینیازی شبیه گردی است که فقط خود را میپوشاند و نازک و کم عمق است.
خود عصا معشوق عمیان میبود
کور خود صندوق قرآن میبود
هوش مصنوعی: عشق و محبت میتواند به اندازه نور برای گمشدگان و نابینایان روشنایی ببخشد. معشوق بهگونهای است که میتواند هدایت کننده باشد و حتی در میان تاریکیها، انسان را به روشنایی بکشد. در این حالت، معشوق به عنوان راهنما و منبع دانایی عمل میکند.
گفت کوران خود صنادیقند پر
از حروف مصحف و ذکر و نذر
هوش مصنوعی: گفتند افراد نابینا مانند صندوقهایی هستند که پر از نوشتههای مذهبی و نذری هستند.
باز صندوقی پر از قرآن به است
زانک صندوقی بود خالی بدست
هوش مصنوعی: بهتر است که چیزی پر از علم و دانش مانند قرآن داشته باشیم تا اینکه تنها یک ظرف خالی در دست داشته باشیم.
باز صندوقی که خالی شد ز بار
به ز صندوقی که پر موشست و مار
هوش مصنوعی: باید صندوقی که خالی از بار است را بهتر از صندوقی بدانیم که پر از موش و مار است. در واقع، خالی بودن از چیزهای ناخواسته و مزاحم، به مراتب بهتر از پر بودن از مشکلات و آفات است.
حاصل اندر وصل چون افتاد مرد
گشت دلاله به پیش مرد سرد
هوش مصنوعی: زمانی که نتیجهٔ وصل و ارتباط به دست آمد، مردی که احساسش به او کمک میکرد مانند دلالی در برابر مردی سرد و بیاحساس شد.
چون به مطلوبت رسیدی ای ملیح
شد طلب کاری علم اکنون قبیح
هوش مصنوعی: وقتی به خواستهات رسیدی، ای دلنشین، دیگر درخواست کردن چیز زشتی است.
چون شدی بر بامهای آسمان
سرد باشد جست وجوی نردبان
هوش مصنوعی: وقتی به اوج برسید، برای رسیدن به آنجا باید تلاش و کوشش کنید.
جز برای یاری و تعلیم غیر
سرد باشد راه خیر از بعد خیر
هوش مصنوعی: به جز برای کمک و آموزش دیگران، راه نیکی از پس نیکی سرد و بیحالت خواهد بود.
آینهٔ روشن که شد صاف و ملی
جهل باشد بر نهادن صیقلی
هوش مصنوعی: وقتی که آینهای صاف و روشن میشود، تصویر واقعی را نشان میدهد و در این حالت، نادانی مانند گرد و غبار بر روی آن نشسته است.
پیش سلطان خوش نشسته در قبول
زشت باشد جستن نامه و رسول
هوش مصنوعی: نشستن در کنار پادشاه و پذیرفته شدن، زمانی که نامهای برای رسیدن پیام و خبر را میفرستند، کار زشتی است.