برگردان به زبان ساده
آن بخاری نیز خود بر شمع زد
گشته بود از عشقش آسان آن کبد
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از بخاری است که به شمع نزدیک شده و نشان میدهد که عشق او چقدر قوی و عمیق است. این عشق باعث شده تا او به راحتی به شمع نزدیک شود و در کنار آن قرار بگیرد.
آه سوزانش سوی گردون شده
در دل صدر جهان مهر آمده
هوش مصنوعی: نالهای عمیق از دل شخصی به آسمان رفته و در دل بزرگترین مقامها و جایگاهها عشق به وجود آمده است.
گفته با خود در سحرگه کای احد
حال آن آوارهٔ ما چون بود
هوش مصنوعی: در دل صبح به خود میگویم: ای یکتای بیهمتا، حال آن کسی که در این دنیا سرگردان است چگونه است؟
او گناهی کرد و ما دیدیم لیک
رحمت ما را نمیدانست نیک
هوش مصنوعی: او خطایی مرتکب شد و ما آن را مشاهده کردیم، اما او از رحمت ما آگاه نبود و نمیدانست که ما چگونه به او محبت میکنیم.
خاطر مجرم ز ما ترسان شود
لیک صد اومید در ترسش بود
هوش مصنوعی: اگرچه دل گناهکار از ما میترسد، اما هنوز امیدهای زیادی در دلش وجود دارد که در این ترس جای دارد.
من بترسانم وقیح یاوه را
آنک ترسد من چه ترسانم ورا
هوش مصنوعی: من به راحتی میتوانم این فرد بیپروای احمق را بترسانم، اما خودم از او چه ترسی دارم؟
بهر دیگ سرد آذر میرود
نه بدان کز جوش از سر میرود
هوش مصنوعی: برای دیگی که سرد است، آتش میزنند تا دوباره گرم شود، نه به این خاطر که بخواهد از جوش بیفتد.
آمنان را من بترسانم به علم
خایفان را ترس بردارم به حلم
هوش مصنوعی: من کسانی را که آرامش دارند، میترسانم و از طرف دیگر، به کسانی که نگرانند، آرامش میبخشم.
پارهدوزم پاره در موضع نهم
هر کسی را شربت اندر خور دهم
هوش مصنوعی: من در حال دوختن قسمتی از کارم هستم و در هر نقطهای از آن به هر کسی نوشیدنی میدهم.
هست سر مرد چون بیخ درخت
زان بروید برگهاش از چوب سخت
هوش مصنوعی: سر مرد مانند ریشه درخت است؛ و از آن ریشه، برگهایش از چوب سخت میرویند.
درخور آن بیخ رسته برگها
در درخت و در نفوس و در نهی
هوش مصنوعی: برگهای درخت و نفسها و کارهایی که انجام نمیدهیم، همگی باید با توجه به ریشهای که دارند، مناسب و متناسب باشند.
برفلک پرهاست ز اشجار وفا
اصلها ثابت و فرعه فی السما
هوش مصنوعی: در آسمان، پرهایی از درختان وفا وجود دارد که ریشههایشان ثابت و شاخههایشان در آسمان است.
چون برست از عشق پر بر آسمان
چون نروید در دل صدر جهان
هوش مصنوعی: زمانی که عشق در دل فردی به اوج میرسد، مانند پرهایی که در آسمان پدیدار میشوند، اثرات آن به شدت در جهان احساس میشود و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
موج میزد در دلش عفو گنه
که ز هر دل تا دل آمد روزنه
هوش مصنوعی: در دل او احساس بخشش و عفو گناهان موج میزد، زیرا هر دل به سوی دل دیگر راهی دارد و این راهها منجر به ارتباط و نزدیکی میان دلها میشود.
که ز دل تا دل یقین روزن بود
نه جدا و دور چون دو تن بود
هوش مصنوعی: دلها از یکدیگر جدا نیستند و ارتباط آنها به گونهای است که میتوان به سادگی به احساسات و افکار دیگری دست یافت. مانند دو انسانی که در کنار هم هستند و به هم نزدیکند، نه اینکه از هم دور باشند.
متصل نبود سفال دو چراغ
نورشان ممزوج باشد در مساغ
هوش مصنوعی: دو چراغ که نورشان با هم ترکیب شده، به خاطر آنکه سفالشان به هم نپیوسته، نمیتوانند درست روشن شوند.
هیچ عاشق خود نباشد وصلجو
که نه معشوقش بود جویای او
هوش مصنوعی: هیچ عاشقی در پی وصل محبوبش نیست اگر که معشوقش خود به دنبالش نباشد.
لیک عشق عاشقان تن زه کند
عشق معشوقان خوش و فربه کند
هوش مصنوعی: عشق برای عاشقان باعث نقص و ضعف میشود، اما عشق برای معشوقان سبب شادی و خوشحالی آنها میشود.
چون درین دل برق مهر دوست جست
اندر آن دل دوستی میدان که هست
هوش مصنوعی: وقتی در دل من عشق و دوستی معشوق به وجود میآید، بدان که در دل او نیز محبت و دوستی وجود دارد.
در دل تو مهر حق چون شد دوتو
هست حق را بی گمانی مهر تو
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی در دل تو محبت و دوستی نسبت به حق وجود داشته باشد، حقیقت این است که تو نیز بخشی از آن حقیقت و محبت میباشی و با اطمینان میتوان گفت که محبت تو را نیز در بر میگیرد.
هیچ بانگ کف زدن ناید بدر
از یکی دست تو بی دستی دگر
هوش مصنوعی: هیچ صدایی از دست زدن به گوش نمیرسد مگر اینکه یکی به تنهایی و بدون کمک دیگری این کار را انجام دهد.
تشنه مینالد که ای آب گوار
آب هم نالد که کو آن آبخوار
هوش مصنوعی: تشنه با ناله میگوید: ای آب خوشگوار، خود آب هم ناله میکند که کجاست آن کسی که این آب را بنوشد؟
جذب آبست این عطش در جان ما
ما از آن او و او هم آن ما
هوش مصنوعی: این جمله به معنای آن است که عطش و نیاز ما به آب نشاندهندهی ارتباط عمیق ما با اوست. ما در تلاش برای رسیدن به او هستیم و او نیز در پی ماست. ارتباط ما دوطرفه است؛ ما به خاطر عطش خود به او نزدیک میشویم و او هم ما را میخواهد.
حکمت حق در قضا و در قدر
کرد ما را عاشقان همدگر
هوش مصنوعی: حکمت خداوند در سرنوشت و تقدیر ما باعث شده که ما عاشق یکدیگر شویم.
جمله اجزای جهان زان حکم پیش
جفت جفت و عاشقان جفت خویش
هوش مصنوعی: تمامی اجزای جهان بر اساس یک فرمان و قانون خاص به صورت جفت و همراه با عشق و محبت نسبت به یکدیگر زندگی میکنند.
هست هر جزوی ز عالم جفتخواه
راست همچون کهربا و برگ کاه
هوش مصنوعی: هر جزء از دنیا جفتخواهی دارد مانند کهربا که کاه را به خود جذب میکند.
آسمان گوید زمین را مرحبا
با توم چون آهن و آهنربا
هوش مصنوعی: آسمان به زمین سلام میکند و میگوید که مانند آهن و آهنربا به هم جذب شدهاند.
آسمان مرد و زمین زن در خرد
هرچه آن انداخت این میپرورد
هوش مصنوعی: آسمان مانند مرد و زمین مانند زن است؛ هر چیزی که آسمان به زمین میسپارد، زمین آن را پرورش میدهد.
چون نماند گرمیش بفرستد او
چون نماند تری و نم بدهد او
هوش مصنوعی: زمانی که گرما و حرارتش از بین برود، او را میفرستد، و زمانی که رطوبت و تازگیاش از دست برود، او نمیتواند چیزی بدهد.
برج خاکی خاک ارضی را مدد
برج آبی تریش اندر دمد
هوش مصنوعی: برج خاکی که بر روی زمین است، به کمک برج آبیای که در آسمان قرار دارد، زندگی و تنوع بیشتری را به وجود میآورد.
برج بادی ابر سوی او برد
تا بخارات وخم را بر کشد
هوش مصنوعی: برج دمی از ابرها به سوی او حرکت کرد تا بخارات و غبار را کنار بزند.
برج آتش گرمی خورشید ازو
همچو تابهٔ سرخ ز آتش پشت و رو
هوش مصنوعی: برج آتش به اندازهای داغ است که گرمای خورشید را به یاد میآورد، همچون ماهیت سرخ یک تابه داغ که از حرارت آتش به وجود آمده است.
هست سرگردان فلک اندر زمن
همچو مردان گرد مکسب بهر زن
هوش مصنوعی: در این جهان، مانند مردانی که به دنبال کسب درآمد برای زنان هستند، فلک نیز در زمانی نامعلوم و در حال سرگردانی است.
وین زمین کدبانویها میکند
بر ولادات و رضاعش میتند
هوش مصنوعی: این زمین همچون زنی صاحبفرزند، فرزندان خود را به دنیا میآورد و از آنها مراقبت میکند.
پس زمین و چرخ را دان هوشمند
چونک کار هوشمندان میکنند
هوش مصنوعی: زمین و آسمان را بنگر با خرد، زیرا تنها کار افراد باهوش و هوشمند است که به خوبی انجام میشود.
گر نه از هم این دو دلبر میمزند
پس چرا چون جفت در هم میخزند
هوش مصنوعی: اگر این دو محبوب به یکدیگر علاقه ندارند، پس چرا مانند جفتی که در کنار هم حرکت میکنند، به هم نزدیک میشوند؟
بی زمین کی گل بروید و ارغوان
پس چه زاید ز آب و تاب آسمان
هوش مصنوعی: بدون خاک، گل و رنگارنگی نمیتواند بروید، پس چه چیزی از نیروی آب و زیبایی آسمان به وجود میآید؟
بهر آن میلست در ماده به نر
تا بود تکمیل کار همدگر
هوش مصنوعی: برای اینکه کار هر دو کامل شود، لازم است که میل و رغبت هر یک در ارتباط با دیگری وجود داشته باشد.
میل اندر مرد و زن حق زان نهاد
تا بقا یابد جهان زین اتحاد
هوش مصنوعی: تمایل و کشش در میان مرد و زن از طرف حقیقت قرار داده شده است تا بدین وسیله جهان به بقای خود ادامه دهد و این اتحاد باعث پایداری آن میشود.
میل هر جزوی به جزوی هم نهد
ز اتحاد هر دو تولیدی زهد
هوش مصنوعی: هر جزئی به سوی جزئی دیگر کشش دارد و از اتحاد این دو، پدیدهای نو و پارسایی به وجود میآید.
شب چنین با روز اندر اعتناق
مختلف در صورت اما اتفاق
هوش مصنوعی: شب و روز هرچند ظاهراً با یکدیگر تفاوت دارند، اما در حقیقت هر دو به یک هدف و مقصود واحد میرسند.
روز و شب ظاهر دو ضد و دشمنند
لیک هر دو یک حقیقت میتنند
هوش مصنوعی: روز و شب به عنوان دو پدیده متضاد و مخالف یکدیگر شناخته میشوند، اما در واقع هر دو بخشی از یک واقعیت مشترک را تشکیل میدهند.
هر یکی خواهان دگر را همچو خویش
از پی تکمیل فعل و کار خویش
هوش مصنوعی: هر کسی مانند خودش، دیگری را میخواهد تا به کمال کارها و اعمال خود برسد.
زانک بی شب دخل نبود طبع را
پس چه اندر خرج آرد روزها
هوش مصنوعی: زیرا بدون شب، ذوق و خلاقیت وجود ندارد؛ پس چگونه در روزها میتواند خرجی داشته باشد؟