برگردان به زبان ساده
خواجه در کار آمد و تجهیز ساخت
مرغ عزمش سوی ده اشتاب تاخت
هوش مصنوعی: خواجه به کار آمد و وسایل لازم را آماده کرد، مرغ ارادهاش را به سمت روستا فرستاد و شتابان حرکت کرد.
اهل و فرزندان سفر را ساختند
رخت را بر گاوِ عزم انداختند
هوش مصنوعی: افراد و خانوادهها برای سفر آماده شدند و وسایلشان را بر روی گاو که نشانهای از اراده و تصمیم برای حرکت است، بار کردند.
شادمانان و شتابان سوی ده
که بری خوردیم از ده مژده ده
هوش مصنوعی: خوشحالها و شتابان به سوی روستا میروند، چون از آنجا خبر خوشی دریافت کردهاند.
مقصد ما را چراگاه خوشست
یار ما آنجا کریم و دلکشست
هوش مصنوعی: مقصد ما جای خوشی است و یار ما در آنجا مهربان و دلنواز است.
با هزاران آرزومان خوانده است
بهر ما غرس کرم بنشانده است
هوش مصنوعی: با آرزوهای فراوان، برای ما کاشته شده و این روزها را به زیبایی از کرمها پر کرده است.
ما ذخیرهٔ دَه زمستانِ دراز
از برِ او سوی شهر آریم باز
هوش مصنوعی: ما ذخیرهای از ده زمستان سخت داریم و حالا میخواهیم آن را به شهر ببریم.
بلک باغ ایثار راه ما کند
در میان جان خودمان جا کند
هوش مصنوعی: گلهای ایثار و فداکاری در مسیر ما رشد میکند و در عمق وجود ما جا میگیرد.
عجلوا اصحابنا کی تربحوا
عقل میگفت از درون لا تفرحوا
هوش مصنوعی: بشتابید دوستان، که در این عجله سود خواهید برد. عقل به من میگفت که از دل شاد نباشید.
من رباح الله کونوا رابحین
ان ربی لا یحب الفرحین
هوش مصنوعی: خداوند به شما میگوید که در زندگی خود را با تلاش و کوشش به موفقیت برسانید، زیرا او افراد خوشحال و مغرور را دوست ندارد.
افرحوا هونا بما آتاکم
کل آت مشغل الهاکم
هوش مصنوعی: خوشحال باشید و شادمان به خاطر آنچه به شما داده شده است، چرا که هر چیزی که به شما میرسد، شما را مشغول میکند و از دیگر مسائل غافل میسازد.
شاد از وی شو مشو از غیر وی
او بهارست و دگرها ماه دی
هوش مصنوعی: از او شاد باش و از دیگران غمگین نباش؛ زیرا او بهار است و بقیه زمستانی مانند دیماه.
هر چه غیر اوست استدراج تست
گرچه تخت و ملکت است و تاج تست
هوش مصنوعی: هر چیزی که غیر از اوست، نشانههایی از افت و زوال است، حتی اگر آن چیزها شامل سلطنت و تاج و تخت باشد.
شاد از غم شو که غم دام لقاست
اندرین ره سوی پستی ارتقاست
هوش مصنوعی: از غم و اندوه شادی بساز، زیرا غم در واقع وسیلهای برای دستیابی به وصال و ملاقات است. در این مسیر، حرکت به سمت بالا و پیشرفت وجود دارد.
غم یکی گنجیست و رنج تو چو کان
لیک کی در گیرد این در کودکان؟
هوش مصنوعی: غم مانند یک گنج باارزش است و رنج تو همچون معدنایست. اما آیا کسی از بچهها میتواند این ارزش را درک کند؟
کودکان چون نام بازی بشنوند
جمله با خر گور هم تگ میدوند
هوش مصنوعی: کودکان وقتی نام بازی را بشنوند، همه با شادی و هیجان به سمت آن میدوند.
ای خران کور این سو دامهاست
در کمین این سوی خونآشامهاست
هوش مصنوعی: ای الاغهای کور، در این طرف دامها در انتظار شماست و در آن طرف، خطر و خونریزی lurking میکند.
تیرها پران کمان پنهان ز غیب
بر جوانی میرسد صد تیر شیب
هوش مصنوعی: تیرهایی که از کمان پنهان پرتاب میشوند، از سمت غیب به سوی جوانی میآیند و با شدت و فشار زیادی به او برخورد میکنند.
گام در صحرای دل باید نهاد
زانکه در صحرای گِل نبوَد گشاد
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عمق احساسات و سفر درونی، باید قدم به دنیای دل گذاشت، زیرا در دنیای مادی و ناپایدار، هیچ راهی برای پیشرفت وجود ندارد.
ایمنآباد است دل ای دوستان
چشمهها و گلستان در گلستان
هوش مصنوعی: دل زمینی سرشار از امنیت و آرامش است، ای دوستان، که چشمهها و گلستانها در آن شکوفا شدهاند.
عج الی القلب و سر یا ساریه
فیه اشجار و عین جاریه
هوش مصنوعی: به دل شتابان بیا، ای ساقی! که در آنجا درختانی سرسبز و چشمهای روان وجود دارد.
دِه مرو دِه مرد را احمق کند
عقل را بی نور و بی رونق کند
هوش مصنوعی: اگر به دیاری که مردمش قلیل فکر کنند بروی، باعث میشود جوانب عقل و خرد از بین برود و درخشش و نشاط زندگی کم رنگ شود.
قول پیغامبر شنو ای مجتبی
گورِ عقل آمد وطن در روستا
هوش مصنوعی: ای مجتبی، به گفته پیغمبر گوش کن: عقل در روستا، گورستان شده و دیگر جایی برای زندگی ندارد.
هر که در رُستا بود روزی و شام
تا به ماهی عقل او نبود تمام
هوش مصنوعی: هر کسی که تمام روز و شب را در روستا زندگی میکند، به اندازهای عقل و فکرش کامل نیست که به درک درست و عمیق برسد.
تا به ماهی احمقی با او بوَد
از حشیش دِه جز اینها چهدْرَوَد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی با دوستی نادان هم صحبت شود و بگوید که چیزی جز این نمیتواند از آن دوستی به دست آورد، چه انتظاری دیگر میتوان از او داشت؟
وانکه ماهی باشد اندر روستا
روزگاری باشدش جهل و عمی
هوش مصنوعی: هر کسی که در روستا زندگی میکند، ممکن است زمانی در جهل و نادانی به سر ببرد، حتی اگر عقل و درک خوبی داشته باشد.
دِه چه باشد؟ شیخ واصل ناشده
دست در تقلید و حجت در زده
هوش مصنوعی: ده چه اهمیتی دارد؟ فردی که هنوز به حقیقت نرسیده و فقط به تقلید از دیگران مشغول است، نمیتواند دلیلی برای سخن خود بیاورد.
پیشِ شهرِ عقلِ کلّی، این حواس
چون خرانِ چشمبسته در خراس
آس دو سنگ گرد و مسطح است که بر هم نهاده و به وسیله آن غلات را آرد کنند. اگر با چارپا بگردانند آنرا «خراس» و اگر با آب بگردانند «آسیاب» و نیز آسیاب نام عام این محل نیز هست. نوع کوچک دستی را «دستاس» نامند.
این رها کن صورت افسانه گیر
هِل تو دُردانه تو گندمدانه گیر
(فعلا) معنا را رها کن و به ظاهر داستان توجه کن؛ (فعلا) مروارید معنا را بهل و بگذار و گندمدانهی صورت را بگیر.
گر به دُر ره نیست هین بر میستان
گر بدان ره نیستت این سو بران
هوش مصنوعی: اگر به جواهر و چیزهای باارزش دسترسی نداری، پس لااقل از شراب لذت ببر. اگر راهی به آنچه میخواهی نداری، این سو بیا و از آنچه در دسترس است بهرهمند شو.
ظاهرش گیر ار چه ظاهر کژ پرد
عاقبت ظاهر سوی باطن برد
هوش مصنوعی: اگرچه گاهی ظاهر یک چیز نادرست یا کج به نظر میرسد، اما در نهایت آنچه مهم است، باطن و حقیقت آن چیز است که در نهایت نمایان میشود.
اولِ هر آدمی خود صورت است
بعد از آن جان کاو جمال سیرت است
هوش مصنوعی: چهره هر انسان در ابتدا خود را نشان میدهد، اما پس از آن، روح و باطن او که زیبایی جویای حقیقت است، اهمیت پیدا میکند.
اولِ هر میوه جز صورت کی است؟
بعد از آن لذت، که معنیِ وی است
هوش مصنوعی: هر میوهای ابتدا فقط ظاهرش دیده میشود، اما بعد از آن، لذت و معنی واقعی آن میوه مشخص میشود.
اولاً خرگاه سازند و خرند
تُرک را زان پس به مهمان آورند
هوش مصنوعی: ابتدا برای ترکها مکانی مناسب فراهم میکنند و سپس از آنها در مهمانی پذیرایی میکنند.
صورتت خرگاه دان معنیت تُرک
معنیت ملّاح دان صورت چو فُلک
هوش مصنوعی: چهرهات مانند سرای خوشی و سلامت است، و مفهوم وجودت مانند یک ترک (دختر زیبا) است؛ معنای تو مانند ناخدایی است که کشتی را به سوی امن و امان هدایت میکند. چهرهات همچون کشتیای در دریاست که در آن چوپان خردمند و با تجربهای وجود دارد.
بهر حق این را رها کن یک نفس
تا خر خواجه بجنباند جرس
هوش مصنوعی: به خاطر حقیقت، این را ترک کن و یک لحظه صبر کن تا خر خواجه حرکت کند و زنگ آن به صدا درآید.